fo-shizzle, rap iz et -part III
گفتم که توضیح میدم چرا با رپ ایرانی مشکل دارم ولی شاید بهتر باشه اول بگم کلا با تبدیل کردن فرهنگ یا همون فرهنگ وارداتی مشکل دارم.
هان..نظرت چیه؟
معتقدم وارد کردن یک فرهنگ از کشور بیگانه مشکل داره..دوه!...اگه به دیدهی من و شما فرهنگی خوب میاد به این دلیله که ما اون فرهنگ رو در جای درست و به شکل درست دیدیم.
من رپ رو خیلی قبل تر از اینکه سبک موسیقی بدونم یک فرهنگ میدونم. توضیحش رو دادم پس واردش نمیشم
فرهنگ رپ از برخورد دو فرهنگ متفاوت سیاه و سفید ناشی شده و بحثش از تمام سبکهای موسیقی دیگه جداست.
سیاهها رپ رو متعلق به خودشون میدونن چون ساخته دست اونهاست و ساده به دستش نیاوردن.
دارم صحبت از قرن 21 میکنم. زمانی که امینم خودش رو مطرح کرد.
شما جهان سومی ها خیال میکنید چی؟
اگه به واسطه Dr.Dre (که جوامع سیاه پوستان و رپرها به خاطر گروه N.W.A و کارهای سولو خیلی روش حساب میکنن) و گروه D12 نبود امینم هم به سرنوشت بیستی بویز دچار میشد.
چه سرنوشتی؟
بایکوت.
سیاهها رپر های سفید رو یک مشت فرصت طلب میدونن و به هیچ وجه حاضر نیستند سهم ازادیشون رو با کسی قسمت کنند.
شما چی خیال میکنید؟
همین الان اگه برید تو ایالتی مثل مینه سوتا و داخل يک شهر کوچک که بشيد از همون ابتدا متوجه نصف شدن شهر ميشيد.
قسمت سیاه های اشغال نشین و سفیدهای فئودال.
هاه فکر کردید فرهنگ طرد کردن سیاهان ور افتاده؟
نه رفیق اون فقط مخصوص تلویزیون و برنامههای مسخرشه.
باید واقعیت رو دید.
واقعیت اینه که تو ايالتهايی دو قرن قبل برده داری ازاد بوده هنوز هیچ سیاهی جرات ورود به کافهی سفید هارو نداره چون میدونه یا با گلوله, یا با مشت لگد جوابشو رو میدن.
واقعیت اینه که تو اون ایالتها یک سفید حاضر نیست با سیاهها زیر یک سقف غذا بخوره.
واقعیت اینه که سیاهها برای حرکت در شهر محدودهی نانوشته اما مشخصی دارن.
چنین قوانینی ممکنه در شهرهای کوچک راحتر قابل اجرا باشه اما در بزرگترین شهرها هم وضع همینه.
میخوای واقعیت رو بدونی؟
واقعیت اینه که اگه پلیس تو یه دزدی یه سیاه رو با یه سفید بگیره به اون سیاه بیشتر مشکوکه.
هر دو مضنونن, اما حتی افسر پلیس هم دوست داره سیاهه رو بندازه زندان.
این عملها چندان بی جواب هم نیست.
هر سفیدی جرات نمیکنه به منطقه سیاهها وارد بشه.
حتی پلیس هایی که در مناطق سیاه پوست فعالیت میکنند سابقه کاری و فعالیتشون رو با بقیه فرق میکنه.
هاه اجتماعات بزرگ؟
کسی اینجا تو نیویورک زندگی نمیکنه؟
اگه زندگی میکنی بهتره بهشون بگی از کدوم قسمت شهر به بعد مترو تو دست سیاهاس و اون معدود سفيد پوستای باقيمونده جرات نطق کشيدن هم ندارن.
کسی اینجا تو شیکاگو زندگی نمیکنه؟
پس بهتره بهشون بگی. بین سفیدا رسم که بگن سیاه شیکاگویی دو تا فرصت برای زندگی داره. بستکبال یا مواد.
کسی اينجا تو کاليفورنيای جنوبی زندگی نمیکنه؟
پس به اينا بگو هفتهای چند درگيری مسلحانه بين پانک راکرها با سياه پوستها پيش مياد.
تو قسمت قبل گفتم که فرهنگ هود Hood نشینی یکی از مهمترین فرهنگ های سیاههاست.
محلههای مخصوص سیاهان همیشه جدا از بقیه بوده .
همیشه کثیف ترین و بدترین جای شهر ماله سیاهها بوده. خونههایی که حاضرم قسم بخورم نمونهش رو تو این شهر پیدا نمیکنید.
همین بدبختی باعث شده همشون یا به قاچاق مواد و اسلحه و یا به دله دزدی رو بیارن.
فرهنگ هود نشینی میگه بیزینس ما نه تنها از سفیدها جداست بلکه سیاههای محله کناری هم دشمنان ما هستند.
فرهنگ هود نشینی میگه برای وحدت بیشتر باید از لباس و اصطلاحات خودمون استفاده کنیم.
فقط تو فرهنگ هود نشینی میتونید کسانی رو پیدا کنید که پدر و مادر ندارن ولی سالهاست که با یکی از همسایهها زندگی می کنند.
فقط تو فرهنگ هود نشینی می تونید شاهد پناه دادن به متهمان فراری باشید.
فقط تو فرهنگ هود نشینی می تونید برادری رو پیدا کنید که افراد فامیلشو به خاطر خیانت به محلهی کناری میکشه.
رپ به وجود اومد تا از این مشکلات بگه. رپ به وجود اومد تا حباب رویایی تلویزیون رو بشکنه و مشکلات رو بیان کنه.
رپ به وجود اومد تا نفرت سیاهان رو از زندگی بیان کنه.
رپ به وجود اومد تا مرهمی باشه بر زخم های غیر قابل درمان سیاهان.
شما رپ تلویزیونی رو میبینید در حالی که سیاهان واقعی و به وجود اورندگان رپ اون رو یک توهین بزرگ به فرهنگ سیاههای افریقایی - امریکایی میدونن.
هي! چرا نمیخوای قبول کنی پشت تمام کمپانیهای موسیقی سازی یک مغر سفید خوابیده؟
هاه؟
چرا نمیخوای قبول کنی تمام این کمپانیها مجبور به رعایت قوانین و پيروی از خط دادنهای دولتی هستند؟
هاه!
اونجا امریکاست. جایی که هر کی بیشتر پول داشته باشه قدرت رو داره.
یعنی تو نمیخوای قبول کنی دولت باید یک جوری به روی تمام این مشکلات سرپوش بگذاره؟
اوه هوه!
چه راهی بهتر از ازادی عمل دادن به سیاهها؟
نباید گذاشت تا این مشکلات تبدیل به تجمع و تشکل بشه.
اوه هوه!
پس چی کار می کنیم؟
به سیاهها اسکار میدیم. آره ازشون بیشتر ویدیو پخش میکنیم!
اصلا یک, نه دو تا تلویزیون مجانی براشون راه میندازیم.
فکر میکنی دارم از روی هوا حرف میزنم جهان سومی بدبخت؟
اينو بخواه
ولی اینا همش عین واقعیته. یک نگاه به موزیک ویدیوهای تولیدی بنداز.
هاه
کجا میتونی جایی بهترین از این برای تبلیغ پيدا کنی؟
هاه!؟!
جدیدترین ماشین ها. جدیدترین وسایل الکترونیکی. لباسهای هزار دلاری. احمقهایی که زنجیر دو کیلویی به گردنشون انداختن و پولهاشون رو جلو دوربین بر میزنن.
و تو جهان سومی اینجا تو خونت نشستی و با خودت میگی اوه هوه اینو ببین! اونو ببین!
و ناخوداگاهت هم میگه: اصلا این "مشکل" که میگن, چی هست؟
چیزی که خیلیها نمیدونن(يا نمیخوان بدونن) اینه که اون طرف هم از پایین ترین جاها و با بیپولی شروع کرده.
این کمپانیها و مغزهای سفید بودن که باعث و بانی موفقیت طرف شدن و هر آن که اراده کنن, میتونن طرف به روز اول برگردونن اما این کارو به دو دلیل نمیکنن:
1.بیزنسشون به هم میخوره.
2.کلاهشون با دولت توی هم میره.
اولین کسی نبودم که چنین کشف (زررررت) بزرگی کردم و کاری هم به موش و گربه بازی ملت و دولت اون کشور ندارم.
میخوام بهت بگم:
ما نمیتونیم این فرهنگ رو وارد کنیم:
ایا ما با یک هزارم درصد مشکلاتی که سیاهان داشتند و دارند برخوردی داشتیم؟:
آره قبول هر ملتی مشکلات خودش رو داره:
اما...
در حالی که رپ افریقایی - امریکایی متعلق به بدبخترین قشر جامعهست,
تو ایران یه مشت پول دار بیاطلاعات صاحب این سبکن.
در حالی که رپرهای واقعی افریقایی - امریکایی یک لباس هم ندارن بپوشن,
جغلههای جهان سومی ما برای عکس گرفتن شلوار پیرهن شصت هزار تومنی زیپ میکنن.
با سیاه یا سفید بودن طرف کاری ندارم:
مشکل اینه که تو ايران ادمهایی دارن از این سبک سو استفاده میکنن که کوچکترین شباهتی به ماهیت رپرهای واقعی ندارن.
رفیق تلویزیون خاموش کن. از کانال من واقعیت ها رو ببین.
بگذار من راوی باشم.
fo-shizzle, rap iz et -part II
تو مطلب قبلی تا حدودی چگونگی شکل گیری اهنگهای کار Work Songsرو توضیح دادم.

اما به جنگ داخلی می رسیم. بعد از انجام انتخابات و به ریاست جهموری رسیدن ابراهام لینکلن در سال 1860 هفت ایالت جنوبی امریکا که از نظر کشاورزی در وضع خوبی قرار داشتند و برده داری به شدت بینشون رواج داشت بین خود پیمانی امضا کردند و دولت خودشون رو خود بر پا کردند. ابراهام لینکلن هم به کمک 23 ایالت شمالی ريخت سرشون و هزاران نفر اين وسط تلف شدند. قبل از این جنگ که پنج سال طول کشید. ایالتهای امریکا به دو دستهی ازاد و برده دار تقسیم شده بودند که با این جنگ بساط اینجور کارها جمع شد.
در دسامبر 1866 در حالی که هشت ماه از اتمام جنگ میگذشت لینکلن بالاخره موفق به غیر قانونی کردن برده داری شد. به دستور دولت, گارد ملی مسئول ازاد کردن بردهها بود. بسیاری از بردهها بلافاصله بعد از رهایی برای در امان موندن از اتفاقات بعدی در لحظه ازادی به ارتش میپیوستند و یا به سمت ایالت های شمالی حرکت میکردند. همین امر باعث شد پراکندگی سیاهان در امریکا بسیار بیشتر بشه و شهرهای صنعتی مانند دیترویت یا لوییزیانا که فرصتهای شغلی زیادی برای کارگران فراهم کرده بودند به سرعت مورد توجه سیاهان قرار بگیرند.
برده داری تموم شده بود اما هنوز همون تفکرات قدیمی بر جامعه حاکم بود. جنگ داخلی خسارات بسیار زیادی به بار اورده بود. اما مردم نمیتونستند قبول کنن این سیاهی که تا دیروز صبح تا شب با کتک خوردن از ارباب سفید تمامی کارها رو انجام میداد حالا حق ازادی داره. (که همین دلیل منجر به تشکیل کوکلوس کلان ها هم شد)
به همین علت با از بین رفتن برده داری, جامعه به سرعت به جدا سازی رو اورد.

قانونی که بعدها به جیم کرو Jim Crow Laws معروف شد به سرعت در کنگره وقت رای اورد و شامل موارد جالبی بود.
از جمله جداسازی مدارس. توالت عمومی. صندلی پارک. رستورانها
و یا تبصرههای عجیب تر:
مرد سیاه حق دراز کردن دستش رو برای دست دادن با مرد سفید ندارد.
مرد سیاه حق نگاه کردن به زن سفید را ندارد.
سیاه پوستان هنگام صدا کردن سفید پوستان باید از لفظ اقا یا خانم استفاده کنند.
در اتوبوس یا ماشین عمومی, سیاه پوستان باید در اخرین قسمت بنشینند.
مجازات متخلفان چیزی جز اعدام نبود.مجازاتی که تحت فشار وحشتناک مردم بيشتر از ده هزار بار توسط پليس محلی اعمال شد.

با تموم شدن جنگ موسیقی سیاهان رونق بیشتری گرفت. گروه از دانشگاه فیسک با نامJubliee Singers موفق شدند برای اولین بار در سال 1876 کنسرتی برگزار کنند که البته محور اصلی اهنگ هاشون مذهبی و کلیسایی بود.
با نزدیک شدن به قرن جدید موسیقی سیاهان ديگه تقريبا در بین فرهنگ مردم جا افتاده بود و حتی کسی مثل اسکات جاپلین تونسته بود بین سفید پوستان هم طرفدار پیدا کنه.
همونطور که در مطلب قبل گفتم سه سبک گاسپل جاز و بلوز در ابتدا تحت سیطره سیاهان بود.
گاسپل موسیقی کلیساييست که در مورد شکل گیریش, جدا بودن کلیسای سیاهان از سفیدها و متفاوت بودن مذهب امریکایی - افریقایی های اولیه با مسیحیان از مهمترین عاملانش به حساب میان. حتی امروز هم برای شنیدن بهترین صداها در گاسپل توصیه میشه که سری به کلیسای محلهی سیاه پوست نشین زد.
اما شروع قرن بیستم با محبوبیت روزافزون بلوز و جاز همراه بود.
در سال 1901 برای اولین یک اهنگ ساخته سیاه پوستان رکورد شد. این اهنگ که ساختهی برت ویلیامز و جورج واکر بود برای یک تاتر موزیکال در برادوی نوشته شده بود. در سال 1911 هم اولین اپرای رسمی یک گروه سیاه پوست بدون برانگیختن مزاحمت سفيد پوستان در سالن کارنی یگ اجرا شد.
بیست سال بعد یعنی در 1921 کار سیاهان رونق بسیار زیادی در برادوی گرفت و گروههای جاز و بلوز عضوی جدا ناپذیر در اجراها شدند و اين در واقع پلی شد برای پخش موسیقی سياهان در رادیو.
هر چند الویس پریسلی رو خالق راک میدونیم اما نادیده گرفتن نقش سیاهان در شکل گیری این نوع موسیقی احمقانهست.
بعد از اختراع تقریبا اتفاقی گیتار الکتریک کسانی مثل لیتل ریچارد, جکی برنستون در دهه 40
به کمک بیل هالی و صد البته الویس پریسلی و با الهام از سبک های بلوز و کانتری سبک جدید به نام
rockabilly رو به وجود اوردند.
نزدیکترین معادلی که می تونم برای این سبک به کار ببرم "بجنبونش" هست. سبک rockabilly
یک نیم خیز مهم برای به وجود اوردن سبک راک اند رول بود که مطمئنا در وقت دیگری بهش میپردازم.
اما در دهه پنجاه و در هنگامی که هنرمندان سیاه پوستی مثل بیگ باپر و چاک بری تونستن با خلق سبک rockabilly به یک اقبال عمومی دست پیدا کنند, الویس پریسلی از پشت کامیون پیاده شد و با الهام از همین سیاه پوستان, کمک هیش3عادی (لغت معادل ندارم واسش - بخونید شایان ضربدر یک میلیون) به محبوبیت راک در بین مردم کرد.
و جالب اینکه همه چهره سفید الویس رو میدیدند در حالی که اندیشههای اصلی متعلق به سیاهان بود. اما در دهه پنجاه یک مهم دیگه هم افتاد, سبکی به نام سول از درون گاسپل بیرون اومد و هنرمندانی مانند بن کینگ, سام کوک تونستند با اهنگهاشون در چارت سفید پوستان رتبه اول رو کسب کنند.
در دهه شصت و همزمان با اوج گرفتن سخنرانیهای مارتین لوتر کینگ از سبک سول به عنوان یک سلاح استفاده شد و هنرمندانی مانند مثل جیمز براون با اهنگهاشون بیشترین اعتراض رو به جامعه و مردم امریکا وارد میکردند. با ترور لوتر کینگ در سال 1968 (یا 69) اعتراضات سیاه پوستان به بیشترین حد خود رسید و همزمان با بررسی چند باره قانون حقوق مدنی در کنگره, سیاه پوستان از طریق موسیقی بیشترین تاثیر رو بر افکار عمومی گذاشتند.
این اعتراضات در نهایت منجر به ایجاد سبکی به نام هیپ هاپ شد(هیپ هاپ اسم یک نوع رقصه). سبکی که هیچ چیزش مطابق با ارف جامعه اون روز نبود. این سبک در برانکس نیویورک پایه گذاری شد. ابر شهری که از هر قوم و قبیلهای چندین هزار نفر رو در خودش جا داده بود.
ایده اولیه این سبک در میان سیاه پوستان شاعر و موسیقیدانی شکل گرفت که از غرب افریقا به امریکا امده بودند. این سیاه پوستان با الهام از سازهای ابتدایی و محلی و بلوز پایه اولیه هیپ هاپ رو گذاشتند. ایده بسیار ساده بود " بیت رو داشته باش" و البته اين سبک به دنبال خودش فاکتورهایی هم به دنبال اورد. المنتهای که جزو لا ين فک اين سبک شدند :
DJing - Disk Jockey:

دی جیها ابتدا در رادیو فعالیت میکردند و معمولا از صدای پشت میکروفن به عنوان دی جی یاد برده میشد.
دستگاه های مورد استفاده دی جیها ساختاری مثل گرامافون داشت و دی جیها از خاصیت سوزنی استفاده زیادی می بردند. به طوریکه دو دیسک با موسیقی متفاوت در دستگاه میگذاشتند و با استفاده تکنیکها و وسايل الکترونيک صدای دو دیسک رو با هم میکس میکردند. معمولا از ترکیب یک اهنگ با صداهای مختلف اهنگ جدیدی همزمان ساخته میشد. (ريميکس که میشنويد به همين ميگن)
از DJ Kool Herc به عنوان پدر و خالق اين تکنيک ياد میشه.
MCing - Master of Ceremonies:
در واقع همون رپینگ یا به معنای اخیر "رپ کردن" (دوه!) اينها همون وکالیستهای این سبک هستند. البته کار ام سیها در ابتدا در مجری گری خلاصه میشد. چون اهنگهای اولیه فاقد لیریکس بودند اما با گذشت زمان کار ام سی شد وکالیست بودن و خوندن.
Graffiti:
گرافیتی رو میشه هر جایی کشید. رو دیوار. پشت در دستشویی یا رو قطار. وقتی بدون اجازه صاحب ملک کشیده بشه شکل غیر قانونی به خودش میگیره. در فرهنگ هیپ هاپ معمولا از گرافیتی برای تثبیت موقعیت گروه استفاده میشه به طوریکه در محله فعالیت گروه ارم گروه رو دیوار میکشند و گروه رقیب این گرافیتیها رو خراب میکنند.( اين عکس العمل رو بچه گانه فرض نکنيد! - سابقه این کار به طرز برخورد سیاه پوستان دو محله متفاوت بر میگرده و فرهنگ هود Hood نشينی - مخفف neighborhood-يکی از مهمترين فرهنگهای سياه پوستان به حساب مياد)
Breakdancing:
ام تی وی و مایکل جکسون خیلی به محبوبیت برک دنس کمک کردند. اما رقصهای اولیه در دهه هفتاد و با الهام از تمرینات بسکتبال و کونگ فو شکل گرفت و از محله برانکس نیویورک به دنیا صادر شد
Beatboxing:
البته نمیدونم به این میشه گفت تکنیک یا نه !. بیت باکسینگ یعنی ساختن ملودی و ریتم با دهن!ناگفته نماند تو این زمینه من ید طولایی دارم و تا همين شش هفت سال پيش فکر نمیکردم کسی قبل من پايه اين کار رو گذاشته باشه! به هر حال از این تکنیک به عنوان بک وکال هم استفاده میشه و اولین بار در دهه هشتاد پایه گذاری شده
Hip hop Slang:
عنوان اين مطالب رو ديدين؟ Fo-shizzle rap iz et ترجمش به انگليسی ميشه For Sure, Rap is it.
اصطلاحات هيپ هاپ با برداشت از زبان افريقايی - امريکايیها شکل گرفته. باز هم بايد به دوران برده داری برگشت يعنی زمانی که انگليسیها برده ها رو با کشتی به امريکا منتقل میکردند.
برخورد سياهان با زبان جديد و تلاش برای برقراری ارتباط در نهايت منجر به يادگيری غلط زبان از طرف سياهان شد. چون در اون زمان يادگيری به صورت شفاهی بود و سياهان هجای کلمات يا عبارات رو هم جايی نمیديدند, زبان رو به بدترين شکل ياد گرفتند. اين زبان به مرور زمان گسترش پيدا وامروزه حتی فرهنگستان هم دارند. مسلما کسی که به انگليسی مسلطه و به مکالمه دو سياه گوش میکنه در اکثر اوقات به خنده میافته چون هيچ قاعدهی معمول انگليسی در اين زبان وجود نداره و لغات اکثرا معنای واقعی خودشون رو نمیدن.
به هر حال اين زبان اخيرا (از دهه نود به بعد) و با حل شدن تدريجی سياهان در جامعه در ميان اکثريت جا افتاد و بسياری از اصطلاحات اين زبان در مکالمات روزانه مردم هم به کار ميره.
شما ملت هم که فکر میکنيد اشعار رپ پر از بد بی راه گفتنه اشتباهی جهنمی میکنيد, چون در هفتاد درصد مواقع معنای لغت, فحش و توهين نيست (اين رو بريد به رفقای رپرتون بگيد!)
فعلا این رو داشته باشید تا بگم چرا با رپ ایرانی مخالفم. نه!, قول میدم فاصله اپدیت اینقدر طولانی نشه
یا حق بر دود
fo-shizzle, rap iz et -part I
خوندن این مطلب از گناهکار من رو بر اون کرد که به طور خلاصه وارد سبک رپ بشم. من زیاد از رپ دل خوشی ندارم و به جز چند خواننده و گروه, با این نوع موسیقی نمیتونم ارتباط برقرار کنم. و حالا وقتی میبینم ایرانیها هم به دنبال رپ بازی هستن بیشتر عصبانی ميشم چون این فرهنگ اصلا متعلق به ما نیست و بدتر از اون, از ابتدا به شکل اشتباه و با دانش کم وارد ایران شده.
اما بی علاقگی, هیچ وقت دلیل بر این نشده که به دنبال اطلاعات بیشتر در این زمینه نباشم.
چون ميدونم نود و پنج درصد کسانی که رپ کار می کنند هيچ اطلاعاتی ندارند چند مطلب در اينباره مینويسم هر چند که به جز خودم کسی اينجارو نمیخونه.
اولین موضوع اینکه, رپ وجود خارجی نداره. به طور مثال اگر قبل از همه گیر شدن اینترنت و شبکههای کابلی در کشوری مثل انگلستان واژه رپ رو به کار میبردید کسی منظور شما رو به چند دليل متوجه نمیشد:
1.چون این موسیقی رو با نام هیپ هاپ میشناختند.
2.فرهنگ نژاد گرایی به مانند امریکا در میان مردم ریشه ندونده بود.
3.به علت سلطه سیاهان بر این سبک اخباری ازشون به بیرون درز نمی کرد. حتی بزرگترین موفقیتها
4.رپ یک واژه من دراوردی امریکاییست که تشابه کلامی زیادی با Crap داره. (و حدس من اینه که اولین بار با الهام از کرپ به معنای گند و اشغال, لغت رپ رو برای نسبت دادن به موسیقی سیاهان استفاده کردند که به مرور در میان مردم جا افتاده. البته این فقط یک حدس شخصیه و نباید روش حساب کرد.) طبيعی که يک اصطلاح امريکايی در ديگر کشورها اون هم در اون زمان برد استفاده نداشته.
به هر حال هیپ هاپ به معنای امروزی عمر چندانی نداره و اغازش به دهه 70 میلادی بر میگرده در حالی سبکی که هیپ هاپ از اون نشات گرفته به مراتب سابقهی طولانیتری داره.
هیپ هاپ زیر شاخهای از سبک سول Soul به شمار مياد.
از دیگر سبکهایی که مختص به سیاهان بوده (و دیگه نیست) میشه به گاسپل, بلوز و جاز اشاره کرد.
برای بررسی سبک سول و گاسپل خواه نا خواه باید به دوران برده داری برگشت. یعنی به زمانی که بردهها رو کشتی کشتی به دور از خانواده برای کار مجانی به امریکا میبردند. از بردهها معمولا برای کار در مزارع پنبه پهناور استفاده میشد. مزارعی که اکثرا در ایالتهای میانی مثل لوییزیانا, تنسی, کارولینای جنوبی و میسیسیپی و غیره قرار داشتند. دولت فدرال امریکا این اجازه رو به ایالتها داده بود تا قانون خودشون رو وضع کنند و به همین علت سرمایه داران محلی هم با استفاده از نفوذشون خرید و فروش برده رو به شرط در نظر گرفتن مزايا برای بردگان, قانونی کرده بودند. البته کلمه مزایا فقط در خارج از مرزهای ایالت و در میان عوام معنا پیدا می کرد. وگرنه همه می دونستند که یک بهانه بیشتر نیست.
بهتره یه کم صحنه سازی کنیم!. بردهها با دست و پای بسته در بدترین شرایط و بدون بلد بودن حتی یک کلمه انگلیسی (البته بردههایی که از مستعمرات انگلستان میومدن یک چیزهایی بلد بودن) از خانواده جدا میشدن و بعد از شش ماه در بندرگاهی تحویل معامله گران برده میشدند. این افراد برده هارو با گاری به ایالتهای مرکزی منتقل میکردند تا درآمدی کسب کنند. در تمام راه یه مشت سفید پوست با اسلحه از اونها مراقبت میکردند و مانع فرارشون میشدند. بعد از این همه فراز و نشیب هر خانواده چند برده رو برای کارهای منزل و چند ده تارو برای کار در زمین به کار میگرفت و معمولا یکی از اونها (یک زن و یک مرد) به زبان انگلیسی مسلط بودند و نقش پل رابط رو بر قرار میکردند. بردهها صبح به صبح برای کار در مزرعه فراخونده میشدن. نگهبانان مسلح در جادههای اصلی و
سوار بر اسب نگهبانی میدادند و بردههای بیچاره به میان مزرعه میرفتند. مزارع پهناور و دلتنگی یا به عبارت بهتر دل خون سیاهان از زندگی باعث میشد با صدای بلند ترانههای سوزناک بخونن. مسلما نسلهای اولیه به زبان مادری و به تدریج به زبان انگلیسی. صاحبانی که هوش و دل رحمی بیشتری داشتند از این حربه برای هماهنگ کردن کار کارگران استفاده میکردند. به طوریکه یکی از مردان با صدای بلند عبارتی رو می خوند و دیگران موظف به تکرار اون عبارت بودند. بیسوادی باعث میشد عبارتهای مورد استفاده کمترین معانی و در بعضی موارد اصلا هیچ معنای خاصی نده.
ادامه دارد...