dizzyrocker.com – Composing Illusions
11Dec/0510

Over Dosed: Waiting Room

دید....دید دید....دید....دی....دیییییییییییییییییییییییییی

اقا..اقا با شما هستم.
-با من؟
بله اقا.. لطفا از این طرف.
-يعنی يعنی فقط همین یک راه برای خروج هست؟
بله اقا.
آه.. ..فکر می‌کردم اینجا برای نفس کشیدن جا بیشتر باشه.
.....
.....
به اتاق انتظار خوش اومديد اقا. اسم و شهرت لطفا.
چی؟, شماها که باید من رو بشناسید.
نه اقا. شما اولین نفری نیستید که چنین فکری می‌کنید. من فقط مامور ثبتم. اسم و شهرت اقا.
-عجیبه, ولی اينجا که
اینجا هیچ چیز عجیب نیست اقا....اسم و شهرت لطفا.
-دیزی راکر.
سن
-بیست و همم.
علت مرگتون چی بوده اقا.
-علت مرگ؟.... ام همم.. خودکشی.

سریع سرشو بالا میاره و با حالت حقارت نگام می کنه
-چرا پرونده رو می‌بندی, مگه مشخصات نمی‌خواي؟
اقا...اینجا مساله فرق می کنه.صف افرادی که خودکشی کردن اونجاست.
-اونجا؟...ولی اونجا که کسی نیست.
جای نگرانی نیست اقا. شما باید در اون صف بایستید
-اه باشه

تازه فرصت کردم نگاهی به اطراف بندازم. محیط اینجا یه جوریه...عجيبه انگار اينجا هيچ جور مرزی وجود نداره. نه مرزی نه انتهايی
دیزی راکر؟
-بله؟
بیاین تو لطفا
-شما من رو می شناسید؟
البته اقا. من شما رو بهتر از خودتون می‌شناسم. بیاین داخل.
-شما کجا هستید؟
لطفا بنشینید
-شما کجا هستید؟ به من گفتند که بیام اینجا....
بله اقا...درسته. من نفستون هستم و مامور مصاحبه از شما.

Filed under: Over Dosed 10 Comments
10Dec/054

Over Dosed: And Im Gone

نمی‌دونم چرا دارم اینها رو می‌نویسیم و شما رو ازرده خاطر می‌کنم ولی خسته‌ام.
ادم تو داری هستم ولی بعضی وقت‌ها به مرز انفجار می‌رسم و اتفاقی می‌افته که نباید.
الان هم از همون وقت‌هاست
فرقش اینه به جای اینکه عصبانیتم رو سر دیگران خالی کنم دارم تصميم ديگه‌ای می‌گيرم‌.
خسته‌ام از تمام این تلاش‌های بی نتیجه . خسته‌ام از تمام این خنده های الکی. خسته‌ام از شمردن این بیست و چهار. خسته‌ام از سرگرم کردن خودم با موسیقی
نمی دونم کی می خوام زندگی واقعی رو قبول کنم. مدت‌هاست قافیه رو باختم.
نمی‌دونم شاید از اولین باری که پدر مادرم جر و بحثشون به طلاق کشيد. شاید هم از اون زمان که اولین تجدیدم رو اوردم. شاید وقتی که چک امانت دیگران رو دستی دستی به باد دادم.
نمی دونم تا کی قراره خودم رو گول بزنم... تا کی قراره پشت این کلمات اهنگین حقیقت زندگیم رو پنهان کنم
نمی دونم کی می خوام باور کنم که پولی برای تمدید هزینه هاست ندارم.
نمی دونم کی می خوام باور کنم که تو هیچ زمینه‌ای گهی نشدم.
نمی دونم کی می خوام باور کنم که شب‌ها کلید ماشین رو می‌دزدم و تا دم دم صبح مسافر کشی می‌کنم.
نمی دونم کی می‌خوام باور کنم که قافیه رو باختم.
نمی دونم کی می‌خوام باور کنم که خرد خرد ششصد هزار تومن قرض بالا اوردم.
شاید هیچ وقت باورم نشه که دستی دستی حشیشی شدم.
شاید هیچ وقت باورم نشه وزنم تو سه ماه گذشته پونزده کیلو کم شده.
شاید هیچ وقت باورم نشه که به اخر خط رسیدم.
می‌‌دونید, تو فرهنگ راک نابودی ناگهانی رو به موندن و ادامه دادن ترجیح میدن.
فکر می‌کنم امشب شب خوبی برای مردن باشه. بد شانسی من اینه که مثل تمام خلايق حتی به خدا هم بدهکارم ولی کی می‌دونه, شاید با خدا بشه راحت‌تر کنار اومد باید دید.
یا حق بر دود

Filed under: Over Dosed 4 Comments
13Aug/051

Over Dose : Big Ones

فقط باید یه کم دقیق بشی. می‌دونی چی میگم؟
به خودت نگاه کن, یا اطرفیانت. تو بیست چهار ساعت چی کار می‌کنید؟
می‌خوابید, بلند می‌شید, رفع شاش می‌کنید, خودتون رو برای دروغ های امروز, برای چاپلوسی‌ها, اماده می‌کنید. دفتر دستک رو زير بقل اصلاح نشده تون می‌گذاريد و وارد ترافیک شهری می‌شید.
این فقط نمونه‌ی یک روز از تمام روز های تکراری من و شماست.
خب با من رو راست باشيد. شما به این روز چی می‌گید خوب یا بد؟
خب اصلا معیارت برای تعیین روز خوب و بد در چیه؟
اگر از من بپرسی بهت میگم فرق بین روز خوب و بد تو فشاریه که به ماهیچه‌های کناری لبت میاری. فقط کافیه یک فشار کوچیک بهشون بیاد, ابروها زاویه 120 درجه‌ی داخلی به خودش بگیره تا دنیا برات جایی خوبی به نظر برسه, و اون روز بهترین روز عمرت بشه. و بر عکس: به دو حفره دماغت کمی فشار بیار ابروهارو صاف کن و سریع تر از معمول پلک بزن.
خودت که به درک, تکه‌ای از جهنم رو برای اطرفیانت به نمایش می‌گذاری. و البته در هر دو حال ممکنه اصلا متوجه نباشی.
من هم اولش فکر نمی‌کردم روابط دنیا به این سادگی باشه. ولی فقط کسی نمی‌خواد روشون دقیق بشه. مردم از اینکه میلیون ها صرف خرید خوشبختی کنن ناراحت نیستن. اما انگار هیچ کس اونقدر زور نداره تا یه فشار کوچیک به ماهیچه های صورتش بیاره.
بين لذت و درد ذره‌ای فاصله وجود داره. تجربه کردنش کافی نيست. بايد درکش کنی.

Filed under: Over Dosed 1 Comment
4Jul/051

Over Dose: Drive him nuts

Someone Drove him nuts ,

Filed under: Over Dosed 1 Comment
25Jun/050

Over Dosed: If you are Alone Tonight


تمام تی شرت هایم برای تو


میدونی یک زمانی بود که برای پوشیدن تی شرت له له می زدیم ولی الان نه,دیگه خیلی دیر شده
یه موقع ارزومون این بود که موسیقی غربی گوش بدیم ولی الان نه, دیگه خیلی دیر شده
یه موقع از ترس کمیته تا ساعت دو شب تو مهمونی می موندیم تا مبادا ماشین گشت پلیس جلومون رو بگیرن و مجبور بشیم اسباب اثاثیه منزل که از بر کرده بودیم رو وسط بکشیم ولی الان نه, دیگه خیلی دیر شده
دوست دختر؟ شوخی می کنی؟ ترجیح می دادم جق بزنم تا پام به پاسگاه کشیده بشه ولی الان نه, دیگه خیلی دیر
شده
چقدر خر این و اون رو می گرفتیم که اقا جان مادرت با نصابت تماس بگیر بیاد یه جوری از زیر پتو برامون دیش نصب کنه. ولی الان نه, دیگه خیلی دیر شده
میدونی چند بار به خاطر یه مشت پوستر که الان عین خر تو اینترنت ریخته چند بار فحش یا لگد خوردم؟ ولی الان نه, دیگه خیلی دیر شده
تو راه شمال بودیم ماشین خراب بود و تند به تند جوش میوورد. سر راه دو تا دبه اب سرد پر کردیم که پیشگیری کرده باشیم. میخوای بگم سر راه چجوری اون بسیجی لعنتی به بهانه کشف مسکرات هر دو دبه رو خالی کرد؟ میخوای بگم چجوری درست سر گردنه وسط تریلی ها شب رو به صبح رسوندیم؟ ولی الان نه, دیگه خیلی دیر شده
میخوای برات از تعداد دفعاتی که گیتارم توسط بسیجی ها ضبط شد بگم؟ میخوای بگم هر بار بعد از پس گرفتنش دو تومن برای کوک مجددش می دادم؟
میدونی پسر خاله ی من به جرم اسکیت بوردینگ! هفت ساعت تو بازداشت بود؟ اخرش هم با اسکیت شکسته مواجه شد. ولی الان نه, دیگه خیلی دیر شده
از هشت کاندیدای اخیر هفتاشون صبحت از هوای تازه و فضای تازه و فلان تازه می کردند با این وجود تمام اینها نه تنها من بلکه بسیاری از هم نسلان من هم خوب میدونن که دیگه تاریح مصرف اینجور ازادی ها گذشته, دیگه تلویزیون ماهواره نشون میده, زن چادری و مانتو پوش کنار هم می خندند.صدای گیتار الکتریک تو برنامه ها به گوش میرسه
ماشین جزو حریم شخصی به حساب میاد و کسی حق تفتیش نداره
کلاس موسیقی برای اعتلای فرهنگ ایرانی اسلامی واجب شده و عین خر به اموزشکده های موسیقی مجوز میدن
دختر. پسر. کافی شاپ و قهوه ی سه هزار و پانصد تومنی شدن جزو الات روشنفکر(مآبی). میدونی جالب اینجاست
رعایت مسائلی که الان به صورت قانونی نانوشته در اومده و در جامعه بهشون عمل میشه زمانی یک ازادی بزرگ به
حساب میومد
تاریخ مصرف این تحولات و ازادی ها هم گذشته دیگه این چیزها هم ازادی به حساب نمی ان
دارم بالا میارم. این هم برای تو, تویی که حالا شدی رییس جمهور جدید

Belongs To President

Filed under: Over Dosed No Comments
24Jun/050

Over Dosed Sessions


اور دوز(Over Dose) که می‌دونی یعنی چی؟ همون که تو کوچه بازار بهش ميگن استفراغ يا تگری. بر هر راکری واجبه که در طول زندگیش چندین بار "اور دوز" کنه.
با اور دوز کردن ميشه ذهن رو از تمام خيالات مسخره خالی کرد.
ميشه به هر کس که ازش متنفری احساس "انزجار" رو نشون داد.
ميشه ميزان "علاقه" رو نسبت به کسانی که قبولشون داریم بروز داد.
ميشه برای لحظه "پروردگارت رو از بالا به پايين بکشی" دو سه ته لگد تو صورتش بزنی و بفرستیش بره بالا.
ميشه به همه چيز توهين کرد. از پدر مادرت گرفته تا هر کسی که می‌تونی فکرشو بکنی.
ميشه به همه چيز ابراز علاقه کرد حتی اگه هم جنس بازيه دو سگ باشه.
ميشه برای يک لحظه که هم شده "خودت باشی و خودت". به دور از تمام تعارفات مسخره.
يادت باشه مطالبی که زير اين عنوان ميان زياد جدی نگيری, به غير مخدرات و چس‌خدرات اين هم يک از راه های اور دوز کردنه.
حداقل سعی کن هنگام خوندن اين سری مطالب سلسله وار خودت باشی.
------------------------------------


اعتراف


نه من احمق نیستم
فقط از این شروع های مجدد خسته شدم
حاضری به اعترافاتم گوش بدی؟
شاید در مکانی جدید, شاید با اشخاصی نا اشنا
اما قول میدم همه چیز رو اعتراف کنم
اصلا بلند بلند فریاد میزنم
نه اشتباه نکن من منحرف اخلاقی نیستم
فقط از شروع های مجدد خسته شدم
میدونم برای توبه کردن خیلی دیر شده
ولی به این سگ ها نگاه کن
ببین چجوری برای بقای خودشون تلاش میکنن
قول میدم به همش اعتراف کنم
این درد نمی تونه ابدی باشه, این کف روی دریاست که میاد و میره
من فقط از شروع های مجدد خسته شدم
نه اشتباه نکن, حاضرم برای نجات خودم به هر کاری دست بزنم
و فقط به شرطی از این ارتفاع می پرم که سقوطم تضمین شده باشه
می دونی همیشه موفقیت در پریدن یا رسیدن به هدف خلاصه نمی شه
قول میدم راجعش اعتراف کنم
پدر...پدر مقدس؟...تو اونجایی؟
د. راکر

Filed under: Over Dosed No Comments