Archive for the 'Over Dosed' Category

street survivor

Thursday, March 20th, 2008

دقیقانمی دونم چرا هنوز اینجا سر پاس. مثلا این که تبدل به عادت شده. همونطور که قبل از بیرون رفتن ز خونه گاز رو چک میکنم قبل از تموم شدن مهلت اینجا هم فرت تمدید. دیگه حوصله ی سابق رو ندارم. واقعا وقتی به دو سال پیش خودم تو همیجا فکر کنم تعجبم میگیره. ایا [...]

Read the rest of this entry »

on fire

Friday, February 24th, 2006

A Denial
A Denial
A Denial
A Denial
A Denial
A Denial
A Denial
A Denial

Read the rest of this entry »

Over Dosed: my last stand

Monday, January 23rd, 2006

Precense رو گذاشتم تو دستگاه. ترک يک مياد. می‌برمش جلو…فيشت..فيشت…سر ۳:۴۲ نگهش می‌دارم.
۳:۴۳… جيمی پيج هاردنينگ می‌کنه. صدا رو تا يازده بالا می‌برم و برمی‌گردم که به کارم برسم…
۳:۵۱… فک‌ام از شدت فشار قفل ميشه, عين ديوونه ها دو دستم رو بالا می‌برم تا ارواره‌ رو از هم جدا کنم…
۳:۵۵… درد تمام وجودم رو گرفته. [...]

Read the rest of this entry »

Over Dosed: Final Cut

Wednesday, December 14th, 2005

-چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم. به نظرم این راه از همه بی دردسر تر اومد. دیگه از اون همه زمین خوردن, از اون زندگی نفرت بار خسته شده بودم. با اون سنم هنوز به استقلال مالی نرسیده بودم. از تمام سگ دو زدن‌ها برای یک قرون دو قرون های نون شب خسته شده بودم. از اینکه نصفه [...]

Read the rest of this entry »

Over Dosed: These Excuses

Tuesday, December 13th, 2005

-عالی شد. حالا قرار “نفسم” خودم رو محاکمه کنه. اين فوق العادس.
اینجا محاکمه‌ای در کار نیست فقط چند تا سوال جواب. تو خودکشی کردی دلیل این کار چی بود؟
-دیگه حداقل تو که باید بدونی.
می‌خوام از زبون خودت بشنوم پس شروع کن.
-هه…دوست داری از کدوم دوران زندگیم بگم؟ از زمانی که خيلی بچه بودم؟ از اون [...]

Read the rest of this entry »

Over Dosed: Waiting Room

Sunday, December 11th, 2005

دید….دید دید….دید….دی….دیییییییییییییییییییییییییی
اقا..اقا با شما هستم.
-با من؟
بله اقا.. لطفا از این طرف.
-يعنی يعنی فقط همین یک راه برای خروج هست؟
بله اقا.
آه.. ..فکر می‌کردم اینجا برای نفس کشیدن جا بیشتر باشه.
…..
…..
به اتاق انتظار خوش اومديد اقا. اسم و شهرت لطفا.
چی؟, شماها که باید من رو بشناسید.
نه اقا. شما اولین نفری نیستید که چنین فکری می‌کنید. من فقط [...]

Read the rest of this entry »

Over Dosed: And Im Gone

Saturday, December 10th, 2005

نمی‌دونم چرا دارم اینها رو می‌نویسیم و شما رو ازرده خاطر می‌کنم ولی خسته‌ام.
ادم تو داری هستم ولی بعضی وقت‌ها به مرز انفجار می‌رسم و اتفاقی می‌افته که نباید.
الان هم از همون وقت‌هاست
فرقش اینه به جای اینکه عصبانیتم رو سر دیگران خالی کنم دارم تصميم ديگه‌ای می‌گيرم‌.
خسته‌ام از تمام این تلاش‌های بی نتیجه . خسته‌ام [...]

Read the rest of this entry »

Over Dose : Big Ones

Saturday, August 13th, 2005

فقط باید یه کم دقیق بشی. می‌دونی چی میگم؟
به خودت نگاه کن, یا اطرفیانت. تو بیست چهار ساعت چی کار می‌کنید؟
می‌خوابید, بلند می‌شید, رفع شاش می‌کنید, خودتون رو برای دروغ های امروز, برای چاپلوسی‌ها, اماده می‌کنید. دفتر دستک رو زير بقل اصلاح نشده تون می‌گذاريد و وارد ترافیک شهری می‌شید.
این فقط نمونه‌ی یک روز [...]

Read the rest of this entry »