Archive for the 'Out of Bounds' Category

Bear This In Mind

Sunday, August 10th, 2008

وقتی نمونه‌ای از انحصاری‌ترین احساسات و تفکراتت رو در نوشته یا کردار یه ادم که حتی تو رو نمی‌شناسه, می‌بینی; چیکار می‌کنی؟
کلافگی یا دستپاچگی, ترس یا احساس عدم امنیت همه ثانویه‌ان
چون وقتی این اتفاق برای بار دوم یا سوم یا یه همچین باری تکرار می‌شد, پیش از هر چیز, قلبم از کار وایساد…یا شاید گرمپی [...]

Read the rest of this entry »

War!, Yet No Bullets

Wednesday, July 23rd, 2008

در جنگ بدون بمب و اسلحه عامل مرگ سربازان بخت برگشته, خودکشی‌ست

Read the rest of this entry »

Tell You What

Wednesday, July 9th, 2008

انگار که داشت از چهارچوب دید, دایره‌ی افکار, نمی‌دونم یا شاید از در خروجی بیرون می‌رفت که یهو برگشت به طرفم. دستش رو کند کند اورد بالا انگشت اشاره رو یه جوری رو هوا طوریکه که نه طرف خودش بود و نه من; گرفت و شاید برای اولین بار مخاطبم کرد:
اصلا می دونی…
من حتی همینی‌ام [...]

Read the rest of this entry »

Cant Be My Own

Thursday, July 3rd, 2008

بگذار امروز سالگرد آن روزی باشد که سعی در من مرد
…یا فردا

اگر وجود دارد, بیامرزد

Read the rest of this entry »

Sudden Ghost Of Elvis

Sunday, June 29th, 2008

اصلا چه معنی میده که آدم‌ها در اولین برخوردشون کسی رو به حد فیکون تکون بدن و اونقدر ناگهانی تاثیر بگذارن؟
تاثیر باید کند و آروم باشه. مثل یه ویروس مثل یه انگل مفید یا نامفید از تنگ‌ترین زوایای شخصی وارد بشه آروم به کناری بشینه و پایه ریزی کنه تا به وقتش. همینطور خرد خرد [...]

Read the rest of this entry »

the whisperer

Monday, June 23rd, 2008

مدتی‌ست زمزمه می‌کنم; برای تنفر ظهور دلیل ملزم نیست
من متنفرم
از هر چه باشد
یا نباشد

Read the rest of this entry »

Get Rich or Die Tryin

Wednesday, June 18th, 2008

اونی که هیچی نشده لابد امکانات داشته

Read the rest of this entry »