dizzyrocker.com – Composing Illusions
17May/062

stranger in/out

Who killed me


اين اواخر امار جنايت‌هایی که با اسلحه‌ی گرم انجام شده واقعا هر چی سقف بوده ترکونده.
اگه تا همين چند سال پيش دهی از صد جنايت با اسلحه‌ی گرم صورت می‌گرفت اين روزها فرت و فرت ادم که با گلوله می‌کشن و ميره. البته يک وقت فکر نکنيد که برای من مهمه‌ها. نه بابا هر ادمی که کشته بشه عملا جا برای بقيه باز ميشه(تحليل از نوع ارباب رجوعی) ولی از قضا ترس اونجاست که از فردا وقتی درشت بار کسی کردی به جای مشت و لگد يه جسم اهنين به مالش صورت بياد.
حالا بر فرض ادم سر به راهی بودی و فکرت با کسی تداخل نداشت. از کجا می‌تونی مطمئن باشی اين ايست بازرسی که جلوت سفره پهن کرده قصد ... نداشته باشه. يالعجب!
اقا قصد تشويش اذهان عمومی رو نداريم‌ها(اين عمومی که در ديد ماست ذهن مهن تعطيلا و قليلا) چون کلا اين اذهان همينطوری مشغوش هست ولی خوب دارم به خودم ميگم الان که مثلا امنيت هست اينه اگه جنگی چيزی بشه چی بايد ببينيم.
-----------------

Who killed me


عزيزی که شما باشی, چه پنهان که يک ماهی هست که خودمون رو به ادوات پيشرفته‌ی اينترنتی و محصولات استکباری و مرگ بر امریکايی مجهز فرموده کرده شديم و مدتی‌ست با سرعت بالا اذن دخول رو می‌خونيم. لذت تجربه‌ی ADSL مثل ///کس می‌مونه حالا هی جق بزن تا تجربه نکنی متوجه نمیشی.
عزيز, همچنان از شما چه پنهان بماند که عمده دليل تاخير ما در تجربه‌ی اين چنينی قيمت بود. متفکرانه می‌گفتيم اقا گران می‌شود اقا خرجش از کجا. خلاصه در نهايت معلوم شد اختلاف قيمتش با اينترنت دايلز
شش تومان است و صد نار. ماهانه ۱۴ تومن برای اينترنت تلفنی هزينه ميشد که حالا شد ۲۰ تومن.
البته تنها مشکل چهل تومن اوليه‌ست که بابت يه دستگاه(مودم) کوچولو از شما می‌گيرن.(يعنی خرج ماه اول می‌کنه به حسابی ۶۰ تومن که پول زياديه)
حمل بر تبليغ باشه يا نباشه از داتک گرفتم. ظاهرا تنها جايی که محدوديت انتقال داده و از اين جور چيزشعرها نداره. سرعتش هم جالبه؛ ۷۰۰ مگابايت در چهار ساعت و البته بر خلاف حرف‌هايی که شنيده می‌شد در دانلود از شبکه‌های P2P هيچ محدوديتی نداره.
بهيوده بافتيم و طاقت تاب شد. تا بعد
يا حق بر دود

Filed under: Other Stuff 2 Comments
28Apr/065

harsh corner

مدت‌ها بود(يک سال و دو ماه)می‌خواستم گوشه‌ی دنجی برای خودم درست کنم که به دور از سر و صدا وبلاگی يک کم هم اهنگ بشنويم. بالاخره تو اين چند روز خودم رو به تعطيلی زدم و راهش انداختم.

پا پی: اعتصاب وبلاگی همچنان برپاست ولی نمی‌گذارم اينجا خاک بگيره.
پا پی ۲: يک وقت لينکی, چيزی به اين صفحه ندين‌ها. نه تو رو خدا, نه, خواهش می‌کنم, استدعا دارم نه!
پا پی ۳: به غير اهنگ‌های ايرانی همه جور سبکی توش می‌گذارم. گفتم از اول بگم تا يک وقت تفکرات پيش فرض گونه تو سر پرورش نديد.
يا حق

Filed under: Other Stuff 5 Comments
2Apr/068

destination: anywhere

just kidding

اومدم خداحافظی کنم و برم.
برای يک مدت طولانی اين اخرين پستم خواهد بود. نمی‌گم می‌خوام کلا وبلاگ نويسی رو کنار یگذارم چون بهتر از همه می‌دونم که بالاخره يه روز برمی‌گردم.
چرا می‌خوام برم؟
به دو دليل:
چون ديگه حوصله‌ نوشتن ندارم. به خصوص اين اواخر تقريبا نود درصد چيزهايی که نوشتم از سر واکنی و بدون پشتوانه‌ی فکری قوی بود و تقريبا به يک روزمره نويس تبديل شده بودم(شايد هم بودم).
از طرف ديگه حجم زياد کار مانع پرداختن به وبلاگ ميشه.
نه تنها از الان بايد خودم رو برای امتحان فوق و تافل(و احتمالا IELTS) اماده کنم بلکه با اين کار پاره وقت و بقيه کارهای خونه هم بايد کنار بيام.
فعلا مشکلم اينجاست که به جای بيست و چهار ساعت به پنجاه و چهار ساعت در شبانه روز احتياج دارم.
هر وقت با اين مشکل کنار اومدم برمی‌گردم!
به هر حال درب اينجا رو تخته کرديم رفت پی کارش. تا بعد
يا حق بر دود.

Filed under: Other Stuff 8 Comments
27Mar/062

who rulez

شما وايسا تو صف من هم برم اين نسخه رو بپيچم.
جلو رو نگاه می‌کنم ۱۲ ۱۳ نفر مونده. داروخانه‌ش همکفه و خوشبختانه خلوته برای همين زود برمی‌گردم. از اسانسور که بيرون ميام يه نگاه به صف می‌اندازم. سه نفر مونده.
همينطور که دارم ميام يه يارو که تيپش چه‌می‌دونم, به راننده کاميون‌ها می‌خوره ميره و تلپ جلوی مادرم می‌ايسته.
اعتراض می‌کنه: اقا نوبتت رو رعايت کن.
طرف عين خيالش نيست. انگار نه انگار که حرفی شنيده.
قبل از اينکه صدای بقيه در بياد. به طرفش می‌رم می‌زنم رو شونه‌اش و ميگم; اقا مگه صف رو نمی‌بينی. برمی‌گرده وقتی کامل براندازم کرد نگاهی به صف می‌اندازه.
-آخرررر من-ه, عجله داشت-هم.
همه‌ی ما عجله داريم. بفرما کنار.
----------------
می‌خوام برم اين تلفن رو عوض کنم از اون کانسپت‌ها بخرم که گوشی سيار هم داره.
-خب؟ (يه جور نگاهش می‌کنم که بفهمه به من ربطی نداره)
اخه می‌خوام تو هم باهام بيای. يه مرد همراهم باشه بهتره.
----------------
تلفن زنگ می‌زنه.
-ور ور
--ور ور ور
-تو جريان تصادف من که هستيد؟
--اره ديروز شنيدم. ور ور ور...
-بيمه گفت چون خسارت کمتر از پنجاه تومنه خرجش رو نمی‌ديم. قرار شد با يارو بريم تعميرگاه هر چقدر که شد خسارتش رو بده. حالا بد شناسی آراد فردا شيفته برای همين می‌خواستم ازتون بخوام اگه امکانش هست و وقت ازاد دارين فردا با هم بريم تعميرگاه. نمی‌خوام شما رو تو دردسر بندازم ولی ور ور ور ور...
----------------
برای تغيير فرهنگ و طرز فکر به چيزی قوی‌تر از جوهر قانون احتياجه.
اين هفت شين جا برای بحث زياد داره باشه برای بعد.

Filed under: Other Stuff 2 Comments
21Mar/062

sigh

همه جور کپی کاری ديده بوديم الا اين مدل رو. بريد تو "صفحه‌ی شخصی" اين اقا و اخر صفحه رو يه نگاه بندازيد. بيچاره هنوز Html رو از متن تميز نمی‌ده.
با ديدن اين شاهکار حتما اجازه می‌ديد که بگم صنعت کپ‌يستينگ(Co'pasting) هم جنده شد.
هيچ وقت فکر نمی‌کردم يه نفر حاضر بشه مطالب اين وبلاگ رو کپی کنه. چرا؟ چون مطالبم رو از ابتدا با ديد نويسنده, خواننده:خودم می‌نويسم و کسی رو به عنوان مخاطب احتمالی حساب نمی‌کنم که حالا بخواد استفاده ببره يا از نوشته‌ها و طرز تفکرم متنفر بشه(اينجوری دست‌ام بازتر و خيالم راحت‌تره).
به هر حال مثل اينکه وضع خيلی خراب‌تر از اون چيزيه که فکر می‌کردم. اين مدلش که اصلا تو فکر نمی‌گنجه و خود خيال و توهمه! چرا بی‌خود پهنای باند می‌دزديد؟ دفعه‌ی بعد قبل از کپی کردن, موضوع رو در ميان بگذاريد تا چند سايت و منبع درست حسابی بهتون معرفی کنم.

Filed under: Other Stuff 2 Comments
21Mar/061

scratch show

بسم الله الرحمن الرحیم
الکبر و المستقبل فمابین درجات العظیم و الخیر والشر والله نعیم و ناصرها.
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدور الحول و النهار
حول حالنا فی احسن الحال
تقارن اربعین حسینی و شروع فصل بهار به درستی نوید از ان می‌دهد که امسال دلهای مردم مسلمان ایران سال را با شور حسینی اغاز خواهند کرد.
سالی را پشت سر می‌گذاریم که چه برای ملت چه برای دولت بس سرنوشت ساز و صد البته تاریخ ساز بود. در سال ۸۴ ملت غیور و مسلمان ما آزمون‌های مهمی را پشت سر گذاشتند.
شاید مهم ترین حادثه را باید انتخابات مردمی و اسلامی ریاست جمهوری و البته انتخابات مجلس ملت دانست, که باعث شد تیم و گروهی انقلابی به صف خدمتگزاران مردم پیوند خورده و وصل شوند. گروهی که شاید مهم ترین ویزگی انها جوانی و سرزندگی و نشاط‌شان باشد
اگرچه سال 84 حوادث تلخی هم در پی داشت. که اگر مهم ترین انها مورد بحث باشد, سقوط شهادت امیز دو هواپیما که هر دو حامل فرزندان پاک انقلاب بود و البته حوادث اخیر و بمب‌گذاری های اخیر در جنوب کشور که به جهت ایجاد اغتشاش و تشنج در منطقه و توسط افراد کوردل و ترسو و ضد انقلاب صورت گرفت. توهین به ساحت مقدس پیامبر اسلام که مشخصا توسط دول ضد اسلام و لامروت انجام گرفت از ديگر حوادث تلخ بود امسال بود.
البته اجازه بدهید مساله‌ی مهم دیگر, یعنی بحث بر سر حق مسلم ایران در برخورداری از انرزی صلح امیز هسته ای را هم مطرح کنم. موضوعی که فی الواقع اسباب مشوش شدن دولت‌های غربی و به طور کل استکبار جهانی را فراهم کرد. فکر نمی‌کنم این مساله دیگر به مختص به ایران باشد بلکه مبدل به جنگ دنیا بر علیه اسلام و مردم مسلمان گرديده است.
این مقاومت و اسقامت مردم ما انقدر غربی‌ها را دست‌پاچه گردانده که برای نیل به اهداف خود حرمت قلم و صاحب قلم را شکستند و با کشیدن ان کاريکاتورها توهینی بس عمیق و ناجوان مردانه به مسلمانان نشان دادند و یا حوادث اخیر, و بمب گذاری در حرمین عسگریین که شدیدا روح نه تنها شیعه بلکه سنی را هم ازرد اما به حمد لله مسلمانان و مردم ما به خوبی در این بیست و چند سالی که از انقلاب می گذرد اگاهی و هشياری خود را نشان دادند. حمایت از دولت و پرچم اسلام و پشتیبانی همیشگی از خدمتگزاران بی‌توقع بزرگترین هدیه ایرانیان به دولت اسلام بوده است و دولت‌های غربی که از شما می‌خواهم اجازه بدهید از ان‌ها به اسم ياد نکنم, از همین موضوع نگران هستند. همین دولت‌ها وقتی نگاه می‌کنند و جمیع مردمی را می‌بینند که به حمایت از ولایت فقیه پرداخته و ضد افکارآنان مغالطه می‌کنند بر نمی‌تابند و از راههای ضد بشری و ضد حقوق انسانی سعی در رسیدن اهداف دارند.
علی ای حال ارزوی شادکامی و نشاط برای تک تک هموطنان دارم و امیدوارم به استقبال سالی سراسر از خوش یمنی و نشاط برویم.
سیانور اعظم
اسقف دیزی راکر
فرمانده ی کل خود-آ

Filed under: Other Stuff 1 Comment