Archive for the 'Other Stuff' Category

Mademan

Sunday, June 1st, 2008

جالبه همین جامعه ای که به بچه اش میگه ورجه وورجه نکن. تو خونه بالا پایین ندو. یه جا بگیر بشین. تو نوجوونی میگه انقدر دنبال توپ ندو. شلوغ بازی در نیار به جون فلان کسک فامیل نپر. تو جوونی میگه پول خرج باشگاه رفتن نکن. امروز غذا رو بیرون بخور و فردا رو هم [...]

Read the rest of this entry »

shhhmoke

Wednesday, October 18th, 2006

برای کسانی که اراده ی لازم رو ندارن دست جمعی عمل کردن میتونه بهترین راه باشه. اول تابستون سه نفری قرار کردیم که یک بار برای همیشه سیگار رو بگذاریم کنار. جون‌مون رو به معنای واقعی خلاص کنیم.
مثل ادم های متمدن قول دادیم که سر خودمون رو گول نمالیم و یواشکی سراغش نریم.
خب خودم بیشتر [...]

Read the rest of this entry »

Man on the Moon

Wednesday, October 4th, 2006

مرگ از پنجره بسته به من می‌نگرد
زندگی از دم در ، قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد کرد
در شبی تیره و سرد,
تخت حس خواهد کرد که سبکتر شده است
در تنم خرچنگی است
که مرا می کاود
خوب می‌دانم که تهی خواهم شد
و فرو خواهم ریخت
توده زشت و کریهی شده‌ام
بچه هایم از من می‌ترسند
آشنایانم نیز ,
به ملاقات [...]

Read the rest of this entry »

the kucfiliator

Saturday, June 17th, 2006

از کلیه‌ی نيروهای امداد غيبی, ائمه اطهار و ادله‌ی فرا علومی متچکرررر هستيم که امروز تيم ملی را به حال خود رها کردند. هر چقدر حماسه ديديم و چيزی چيزی برديم بسه برامون.
———–
اگر تيم ملی اين بازی رو مقابل مکزيک…. گور باباش. نه؟
———–
باشه بابا دايی اسطوره. باشه بابا دايی بازيکن قرن. بهترين گلزن کهکشان.
اصلا [...]

Read the rest of this entry »

so far, so bad. so what?

Monday, June 12th, 2006

شکست مهم نيست بلکه اولين حرکت بعد از پذيرا شدن شکسته که اهميت داره.
(البته حساب کسانی که شکست رو قبول نمی‌کنند جدا)
——————
فکر می‌کنم بيشتر از هر “چيز ديگه” به ترس خودمون باختيم. نمی‌دونم اين تفکر(بهش ميگن برنامه؟ برنامه هم اسم خوبيه. ميشه بهش گفت خودکشی از نوع با برنامه‌ش) متعلق به اقای ويچو-نام بود يا [...]

Read the rest of this entry »

what this means?

Tuesday, June 6th, 2006

خوشحال بود و فرياد می‌کشيد:
-فهميدم. بالاخره فهميدم.
مثل ارشميدس يافتم يافتم سر می‌داد و خوش احوال بود.
پرسيدم به چه کشف مهمی رسيدی برادر؟
- خيلی اتفاقی فهميدم که چرا خوانندگان زن در مورد مردان و مردان در مورد جنس زن می‌خوانند.
عجب! خب چرا؟
- چون گی نيستند.
—————–
امروز ششمين روز از ماه ششم سال ميلادی‌ست. در سال ۲۰۰۰و [...]

Read the rest of this entry »

stranger in/out

Wednesday, May 17th, 2006

اين اواخر امار جنايت‌هایی که با اسلحه‌ی گرم انجام شده واقعا هر چی سقف بوده ترکونده.
اگه تا همين چند سال پيش دهی از صد جنايت با اسلحه‌ی گرم صورت می‌گرفت اين روزها فرت و فرت ادم که با گلوله می‌کشن و ميره. البته يک وقت فکر نکنيد که برای من مهمه‌ها. نه بابا هر [...]

Read the rest of this entry »

harsh corner

Friday, April 28th, 2006

مدت‌ها بود(يک سال و دو ماه)می‌خواستم گوشه‌ی دنجی برای خودم درست کنم که به دور از سر و صدا وبلاگی يک کم هم اهنگ بشنويم. بالاخره تو اين چند روز خودم رو به تعطيلی زدم و راهش انداختم.
پا پی: اعتصاب وبلاگی همچنان برپاست ولی نمی‌گذارم اينجا خاک بگيره.
پا پی ۲: يک وقت لينکی, چيزی به [...]

Read the rest of this entry »