dizzyrocker.com – Composing Illusions
1Jun/081

Mademan

جالبه همین جامعه ای که به بچه اش میگه ورجه وورجه نکن. تو خونه بالا پایین ندو. یه جا بگیر بشین. تو نوجوونی میگه انقدر دنبال توپ ندو. شلوغ بازی در نیار به جون فلان کسک فامیل نپر. تو جوونی میگه پول خرج باشگاه رفتن نکن. امروز غذا رو بیرون بخور و فردا رو هم همینطور...انتظار داره که بچه اش یه آدم قبراق و ورزشکار باشه. اونوقت همین جامعه میگه ا ا تو چرا اضافه وزن داری... از اون طرف اون هم وضع دخترای این مملکته که جسم دو سه کیلویی رو هم نمی تونن بلند کن. ده قدم راه میرن پا و دست! درد میگیرن.
دو روز قبل وقتی شنیدم افشین قطبی می خواد بره براش "عمیقا" خوشحال شدم و به تصمیم و دو دو تا چهار کردنش آفرین گفتم. چیز جالبی نیست که از رفتن - در نوع خود - یه نخبه جامعه خوشحالی کنی. اون هم به خاطر کسی که باعث شد بعد از قرن ها! یادت بیوفته که اه... تو طرفدار پرسپولیس بودی یه زمانی! و بشینی بازیا رو ببینی.
اما اگر الان به عنوان یه برنده نمی رفت. سخت نبود فصل بعد در رفتنش رو دیدن.
این گونه است.

یا حق

Filed under: Other Stuff 1 Comment
18Oct/061

shhhmoke

برای کسانی که اراده ی لازم رو ندارن دست جمعی عمل کردن میتونه بهترین راه باشه. اول تابستون سه نفری قرار کردیم که یک بار برای همیشه سیگار رو بگذاریم کنار. جون‌مون رو به معنای واقعی خلاص کنیم.
مثل ادم های متمدن قول دادیم که سر خودمون رو گول نمالیم و یواشکی سراغش نریم.
خب خودم بیشتر "نشستی" سیگار می‌کشیدم یعنی ممکن بود یه ماه فقط 10 تا بکشم و تو دو ساعت دو بسته.
دیروز بهم سیگار تعارف شد گفتم نمی‌کشم. مثل اغلب اوقات چند ثانیه بعد متوجه عکس العمل ناخود آگاهم شدم.
چی؟ نمی‌کشم؟
اووووه هوووه!. واقعا گذاشتمش کنار!
یکی دو هفته قبل قرار گذاشتیم شب‌ها تا این پارکه که جدیدا نوسازی کردن پیاده بریم و یکم فعالیت بدنی داشته باشیم. موضوع از اساس فراموش شده بود ولی شب رفتم تک تکشون رو کشوندم بیرون برای وفای به عهد!
تعجبم وقتی بیشتر شد وقتی بقیه بچه‌ها گفتن هنوز سراغ سیگار نرفتن و به جز چند روز اول حتی هوس يه پک رو هم نکردن.
فکر کنم همه رو یه نظر متفق القولیم. اين دفعه فقط به خاطر خودمون گذاشتيمش کنار.

Filed under: Other Stuff 1 Comment
4Oct/061

Man on the Moon

مرگ از پنجره بسته به من می‌نگرد
زندگی از دم در ، قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد کرد
در شبی تیره و سرد,
تخت حس خواهد کرد که سبکتر شده است
در تنم خرچنگی است
که مرا می کاود
خوب می‌دانم که تهی خواهم شد
و فرو خواهم ریخت
توده زشت و کریهی شده‌ام
بچه هایم از من می‌ترسند
آشنایانم نیز ,
به ملاقات پرستار جوان می‌آیند.
مرگ از پنجره بسته به من می‌نگرد
------------
عمران صلاحی

Filed under: Other Stuff 1 Comment
17Jun/062

the kucfiliator

از کلیه‌ی نيروهای امداد غيبی, ائمه اطهار و ادله‌ی فرا علومی متچکرررر هستيم که امروز تيم ملی را به حال خود رها کردند. هر چقدر حماسه ديديم و چيزی چيزی برديم بسه برامون.
-----------
اگر تيم ملی اين بازی رو مقابل مکزيک.... گور باباش. نه؟
-----------
باشه بابا دايی اسطوره. باشه بابا دايی بازيکن قرن. بهترين گلزن کهکشان.
اصلا بگذارينش تو ويترين کونش رو هم بشوريد. ولی هر قهرمانی تاريخ مصرفی داره. هر اوجی فرودی هم داره. چه بهتر که با احترام بيرون بری تا اينکه با خون تو صورت دويدن و آبروريزی. برای اولين بار از سال ۲۰۰۲ بازی رو بدون استرس دنبال کردم.
-----------
تا اطلاع بعدی انرژی هسته‌ای رو عشق است.

Filed under: Other Stuff 2 Comments
12Jun/060

so far, so bad. so what?

شکست مهم نيست بلکه اولين حرکت بعد از پذيرا شدن شکسته که اهميت داره.
(البته حساب کسانی که شکست رو قبول نمی‌کنند جدا)
------------------
فکر می‌کنم بيشتر از هر "چيز ديگه" به ترس خودمون باختيم. نمی‌دونم اين تفکر(بهش ميگن برنامه؟ برنامه هم اسم خوبيه. ميشه بهش گفت خودکشی از نوع با برنامه‌ش) متعلق به اقای ويچو-نام بود يا به خود بازيکنان.
- بازی کردن اقای کاپيتان يا به تعبير بهتر قدم زدنش. دايی بازیکن خوبی بود و واقعا برای تيم ملی کم زحمت نکشيد. اما بهترين بازيکن‌ها هم زمانی به اخر خط می‌رسن. چه بهتر ادم خود با پای خودش بيرون بره تا اينکه به بدترين شکل کنار گذاشته بشه. ايوان هلگويرا(شما درست تلفظش کنيد از اين بهتر نتونستم اسمش رو کاغذ بيارم) رو يادم مياد که زمانی هم تو تيم ملی اسپانيا و هم رئال مادريد(لعنت الله عليه!) فيکس بود. کم کم افت کرد. انقدر نرفت نرفت نرفت تا بالاخره رفت! يعنی خيلی راحت کنار گذاشته شد. دايی هم به همين شکل. همون زمان که از اون تيم عربی(قطری بود کجايی بود؟) به صبا اومد ديگه دورانش تموم شد. که اگر نشده بود در بين تيم های خوب خواهانی داشت. دايی هنوز هم قدرت توانايی در سطح باشگاه‌های ايران رو داره. اما تيم ملی ديگه نه. جام جهانی که اصلا.
- تعويض بی‌دليل کريمی(اگر مصدوم بود بايد به جای نيمه‌ی اول در نيمه‌ی دوم بازی می‌کرد).
- پای پلاستيکی اقای درب-بازه-بان که يادم مياد تو بازيهای مقدماتی مقابل عراق و يه تيم اسيای شرقی(تايلند بود مثل اينکه) دقيقا اين اشتباه رو کرد و باعث شد گل بخوريم.
- بازی نکردن عنايتی. من پرسپوليسی‌ام(البته از نوع خونسردش که سالی يک بار هم بازيش رو نگاه نمی‌کنه) اما اين عنايتی که حالا برای استقلال خوب گل می‌زنه از زمان ابومسلم خوب بازی می‌کنه و بازکين موقعيت شناسی نشون داده. به نظرم واقعا حقشه که به جای دايی فيکس بازی کنه.
- پست هافبک وار هاشميان. بازی هاشميان تو هانوفر رو دو سه بار بيشتر نديدم اما ظاهرا به عنوان مهاجم نوک بازی می‌کنه نه يک هافبک بازی ساز(بازی سازی برای کی؟ دايی تو اين مسابقات گل بزنه که بايد ريد به کل جام)
- فردوسی پور! کلا شخصيت فردوسی پور رو دوست دارم اما ديروز تا گفت رحمان خوب باز می‌کنه اون اتفاق افتاد. به خرافات اعتقادی ندارم اما بدجوری حال گيری بود.
------------------
ديشب حدود سی دقيقه از بازی پرتقال رو ديدم. تا اين جايی که بازی‌ها پيش رفته بعد از آرژانتين اماده ترين و هماهنگ‌ترين تيم اين جام بودن. پاس‌کاری‌های مداوم. سرعت بالا و البته تکنيک اروپايی. فيگو واقعا اماده بود. انقدر اماده که فکر کنم از بازيهای جام ملتهای ۲۰۰۰ هم نمايش بهتری داشته باشه.
از همين الان بايد برای يک ۶ بر ۰ حسابی اماده‌شیم.
------------------
البته برای کسی که مهم نيست ولی برای ثبت در تاريخ می‌نویسم به طور سنتی طرفدار ايتاليا, هلند, آلمان و ارزانتين هستم.

Filed under: Other Stuff No Comments
6Jun/063

what this means?

خوشحال بود و فرياد می‌کشيد:
-فهميدم. بالاخره فهميدم.
مثل ارشميدس يافتم يافتم سر می‌داد و خوش احوال بود.
پرسيدم به چه کشف مهمی رسيدی برادر؟
- خيلی اتفاقی فهميدم که چرا خوانندگان زن در مورد مردان و مردان در مورد جنس زن می‌خوانند.
عجب! خب چرا؟
- چون گی نيستند.
-----------------
امروز ششمين روز از ماه ششم سال ميلادی‌ست. در سال ۲۰۰۰و شش به سر می‌بریم و ساعت به روايت جديد شش و شش دقيقه‌ست. شيطان با شما باشد انشاالله.

Filed under: Other Stuff 3 Comments