walk this way?
در يک ماه اخير زياد موسيقی اعتراضی گذاشتم. برای تکميليه اين اهنگ فارسی که ظاهرا کار دخترهای بلاگر خودمونه رو بشنويد و يا دانلود کنيد(بخونيد فمينيست - برابرخواه لغت دلچسبتريه به نظرم).
۱.اهنگ رو با کيفيت پايين شنيديم ولی هيچ راهی نيست که بشه با کيفيت بالا گرفتش.
۲. تکليفمون رو با اهنگ مشخص کنيم; برای تمرين و دور هم بودن خونده شده يا يک اعتراض و همراه کردنش با يک جريان؟
- اگر به عنوان يک تمرين يا تجربه حسابش کنيم واقعا عاليه چون در نهايت در بهترين حالت فراتر از اين مرتبه قرار نمیگيره
۳.موسيقی اعتراضی علاوه بر شعر بايد موسيقی کوبندهای داشته باشه. هر چند ضبط کامپيوتری ناخواسته به سنگینتر کردن اهنگ کمک کرده ولی استفاده از گيتار کلاسيک چندان جالب نيست. قانونی در اين مورد وجود نداره اما معمولا برای تاثيرگذار کردن اهنگ از ضربات درامز و گيتار الکتريک استفاده ميشه.
- معمولا موسيقی اعتراضی بايد هيجان يا حداکثر شيدايی ايجاد کنه نه اينکه بعد از تمام شدن اهنگ تازه مخاطب فکر کنه که "خوب حالا چی گفت؟"
۴. روی شعر خيلی کار شده. همخوانیها واقعا عالی از کار در اومده ولی شعرخوانی(ورسها) با تاکيد بی مورد و کشيدن بیمورد اخرين لغت هر خط زننده شده. متاليکای خدا بيامرز تو اين زمينه تخصص داشت و طبيعتا تفاوت سبکی اين دو گروه قابل قياس نيست.
- نی-هههههه ايست؟
۵. بعد از اينکه همخوانی "نه بگو" برای سومين بار تکرار شد يه جای خالی بزرگ برای سولو خالی میمونه.
- حتی يه اوج و فرود ساده روی همين ريف برای تکميل کردن اهنگ کافيه.
۶. اسقف هر چی ميگه برای ارضای روح راکندهی خودش ميگه. مثل هميشه بهتر که توجه نکنيد.
the show must go off
گرمی چهل و هشتم يکبار ديگه ثابت کرد که اين جايزه دادنها به جز نور و صدا چيزی نيستند.
دو تا از مزخرفترين البومهای سال مهمترين جايزه هارو بردند.
How to Dismantle an Atomic Bomb از U2 که ميشه گفتن ضعيف ترين البومشون در ده سال اخير بوده جايزه بهترين البوم سال رو برد. اگه امسال باب گلداف هم البومی ساخته بود الان حداقل نامزد دريافت جايزه شده بود. در همين چند سال اخير شاهد اين هستيم که بونو سعی میکنه پرسونا و شخصيت خاصی از خودش به تثبيت برسونه. نمیدونم, يک چيزی مثل لنون. انتخابش به عنوان چهرهی سال(به همراه بيل و مليندا گيتس) از سوی مجلهی تايم و بردن پنج جايزهی گرمی نشون ميده که در اين راه به موفقيت هم رسيده.
دومين جايزه مهم يعنی بهترين رکورد سال رو رو Green Day با اهنگ Blvd of broken Dreams برد. گرين دی سال ۲۰۰۵ شايد بيشتر از هزار درجه! با چيزی از سال ۹۴ بخ حاطرمون مونده فاصله داره. American Idiot هم يکی از مزخرفترين البوم های سال بود که خيلی بيشتر از اونکه بايد, بهش پرداخته شد. خلاصه بگم; اگه بين البوم قبلی و اين چهار سال فاصله نبود, اگه مستر تيپهای اصلی دزديده نمیشدند, اگر جنگ عراق اتفاق نمیافتاد, اگر بوش دوباره رای نمیاورد و اگر البوم به طور مشخص کانسپتی در مورد جنگ و انتقاد از دولت نبود اين البوم همون موفقيتی رو کسب میکرد که لايقاش بود. Amercian Idiot يکجور Rock Opera Wanna be شده. (معادل فارسی براش پيدا نمیکنم که بگم). سعی داره کار فوق العاده
The Who در تامی رو تکرار کنه. سعی ميکنه به همون سنگينی باشه ولی فکر نمیکنم موفق بوده باشه. شايد کاملترين اهنگ البوم رو بشه Wake me up when Septmeber Ends دونست.
همين Blvd of broken Dreams به نظرم سی تا چهل ثانيه زيادی و قسمت زايد داره که کسی که به گروه يا تهيه کننده در موردش گوشزد نکرده.
جايزه بهترين آهنگ سال به U2 و Sometimes you cant make it on your own رسيد که فکر میکنم حقاش بود.
فرق بين بهترين رکورد سال و بهترين آهنگ سال در اينه که جايزه رکورد سال به کل گروه دستاندرکاری که پشت يک اهنگ بودند تعلق میگيره(و اعضای گروه به نيابت از تمام اونها جايزه رو میگيرن) در حالی که بهترين اهنگ سال به سراينده و نويسندهی ترانه تعلق داره.(که باز هم کل گروه جايزه رو میگيرن).
ليست کامل برنده هارو میتونيد اينجا ببينيد.
پا پی :امسال البومی به نام فرياد در بخش موسيقی جهان نامزد جایزه شده بود. چیزی راجعش نمی دونم ولی اگه اشتباه نکنم اين البوم از قطعات مختلف گروههای سنتی ايرانی تشکيل شده. اگه کسی اطلاعات بيشتری داره,....آره لطفا.
your best shot
به احتمال زياد خبر تفحص وزارت ارشاد هرندی رو از کتابهای منتشره در ارشاد مسجدجامعی خونديد:
"بر اساس نتايج بررسي کميته تحقيق و تفحص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 78.6 درصد از کتابهای بررسي شده در دوره وزارت احمد مسجد جامعي مسئله دار هستند."
...
" در اين پژوهش از ميان 107 هزار 321 کتاب منتشر شده در بازه زماني تابستان 1378 تا تابستان 1381، 659 کتاب به صورت رندوم انتخاب و مورد بررسي قرار گرفت. "
...
" 45.22 درصد از کتاب هاي بررسی شده داراي محتواي داستاني خارجی، 36.42 درصد داراي محتواي داستاني ايراني، 5.31 درصد مربوط به زنان و مسائل آنها، 3.94 درصد شامل ترانه هاي خارجی، 1.05 درصد شامل ترانه هاي ايراني و حدود 2.28 درصد با مضامين متفرقه تاليف شده اند.
...
خيلی دوست دارم اسامی کتابهايی که تحت محتوای ترانههای خارجی بررسی شدند رو ببينم.
با اينکه از اينجور کتابها نمیخرم اما با ديدن اسامی گروههايی که اشعارشون برگردون شده میتونم تقريبی حدس بزنم که چند درصد اشعار از زير سانسور عبور کردند.
ممکنه در ظاهر معنی مستقيم و کلمه به کلمهی شعر قابل فهم باشه ولی برای درک معنی اصلی و از نظر مفهومی, به مطالعه زياد و دقيق شدن احتياج هست.
به طور مثال وقتی در شعری صحبت از تيغ و آينه ميشه در نود و نه درصد, شعر به نوعی به مواد مخدر ربط پيدا میکنه (اين رو به عنوان يه مثال تکراری و آوردم - اينجا يک نمونهاش رو ببينيد).
از اينجور استعارهها و "ربط داده شدهها" انقدر داريم که بعيد میدونم که توسط ارگان بیسوادی مثل ارشاد قابل فهم و استنباط باشه.
be aware
چند وقت پيش در مورد خطر استفاده زياد از هدفون نوشتم و گفتم که اين آيپاد (به طور کلی استفاده مکرر از هدفون) چه اسيبی میتونه به گوش و سيستم شنوايی وارد کنه.
امروز ديدم پيتر تاونشد در اينباره هشدار داده و از تجربيات خودش مثالی اورده.
مشکل اینجاست که گند کار چند سال دیگه و بعد از اینکه ملت متوجه افت شنوایی خودشون شدند در میاد و اون زمان دیگه کار از کار گذشته.
فعلا که دور, دور تبليغ ايپاده و به رسم تجارت اين وسيله از هرگونه ايرادی به دور جلوه داده ميشه و سکوت رسانه ها هم چندان بی دلیل نیست.
am ready and winning
صحبت کردن در مورد البوم بان جووی سخته. خب سخت از این لحاظ که اولا من طرفدار قدیمی بان جووی هستم و مسلما وقتی یک طرفدار بخواد نظری بده باید مراقب باشه که در دام خاطرات خوب یا بدش گرفتار نشه و چیزی که شنیده رو مد نظر قرار بده. سخت از این لحاظ که در این البوم ما با فرمول جدیدی از بان جووی طرف هستیم.
مولفهها و تکنیک های استفاده شده در البوم از نوع قرن بیست و یکم هستند. از نوعی که با اضافه شدن به هر البومی ریشههای پاپ رو وارد سبک گروه میکنند. قبل از بررسی البوم باید ببینیم ما از این گروه که حالا دیگه با سابقه به حساب مياد چه انتظاری داریم؟ ایا انتظار داریم این مردان چهل ساله مانند دهه هشتاد روی سن فریاد زنان بدوند و با موهای بلند و حرکات عجیب مارو سرگرم کنند؟ ایا ما میخوایم گروه رو جدا از هم و در کارهای سولو ببینیم؟ یا میخوایم شاهد پیمان برادری بعد از اجراشون باشیم؟ ایا میخوایم گروه رو در حالی که به دنبال "چیزی برای باور کردن" میگردند و دنیا رو زیر پا می گذارند ببینیم؟ و یا در لباس مخملی و در قرن جدید؟ و شاید هم به دنبال چیزی جدید از گروه هستیم؟. بله حقیقت اینه که بان جووی تجربههای مختلفی رو پشت سر گذاشته.
تا به حال کسی رو سراغ نداشتم که به اهنگهایی از هر سه دهه فعالیت بان جووی گوش داده باشه و در اون میان حداقل از يک! اهنگ لذت نبرده باشه. چیزی که به کرات در مورد بسیاری گروهها شخصا تجربه کردم و نکته دوم این که هر کدوم از ما خواه طرفدار و خواه دنبال کننده صرف, به یک بخشی از فعالیت گروه بیشتر علاقه مندیم یا ساده بگم از یک البوم بیشتر از بقيه لذت میبریم. و نکته ای که اکثرا ازش غافل ميشيم اينه که معمولا گروههایی که مواد اولیه رو خودشون تولید میکنند. یعنی هم صدا و هم متن توسط اعضای گروه تولید ميشه, معمولا بعد از ضبط و پخش البوم اون تجربه رو تموم شده میدونند.و به دنبال چیزهای جدیدتری میگردنند. با این حساب و بعد از تجربه ناموفق Bounce
در سال 2002 ما با چیز جديدی مواجه هستیم.
در ابتدا شاید بد نباشه از کاور البوم شروع کنیم. کاور از یک صورتک ساده بر بک گراند قرمز تشکیل شده. اولین و مشخصترین چیزی که از کاور استنباط میشه, تلاش گروه برای باب کردن و یا جا انداختن یک نشانه در میان طرفداران گروهه. و يک نشان شناسايی در ميان مردم عادی.
اين ادعا با دیدن ویدیوی Have a nice day به من ثابت شد. در واقع این یکی از ساده ترین و کم هزینهترین راههای تبلیغ و نفوذ بیشتر در میان مردم جوامع مختلفه. هیچ جمله یا حرفی نمیتونه قدرت بیان یک شکل (به خصوص یک شکلک کودکانه که با لبخندش میخواد به ما بگه هی رفيق, اوضاع مرتبه!) رو داشته باشه. این روش در جهان تبلیغاتی امریکا چندان عجیب و قابل بحث نیست.
البوم از دوازده ترک تشکیل شده و با حساب Bonus سيزده ترک. من هنوز چهار اهنگ رو نشنیدم -و جایی ندیدم که دانلودشون کنم-, ولی فکر می کنم نه اهنگ بقیه کار معرفی رو به درستی انجام داده.
از اهنگ اول شروع کنیم
Have a nice day:
هی مرد! از اینکه برام روز خوبی رو ارزو می کنی متشکرم ولی به من بگو چیز جديدی تو دستت هست یا نه؟.
اولین بار این اهنگ رو تو لایو ایت شنیدم و تقریبا با یک حساب ساده و منطقی نتیجه گرفتم فقط کافیه لیست اهنگها رو دستم بگیرم, دهنمو کج کنم, و به سبک Its my life بخونم, بلاه بلاه...چیزه دیگهای ندارم به این یکی اضافه کنم.
Last Man Standing:
این اهنگ برای باب دیلان فقید خودمون نوشته شده. برای مردی که از معدود باقیماندههای نسل اصیل موسیقیه مدرن به حساب میاد. اهنگ شروعی اگرسیو داره. شروعی که بیشتر مختص گروه های متاله تا راک و البته فراموش نکنید که سبک گروه بان جووی پاپ متاله. اهنگ متن حساب شده و دقیقی داره و شاید شما هم هنگام شنیدن اهنگ به خودتون بگید اگه این تکه رو فلان جور میخوند بهتر بود! مهر توصیه من روش میزنم - بگیریدش!
Welcome To Wherever You Are:
خب همین طور که از اسم البوم بر میاد ظاهرا قرار به ما انرزی مثبت دایورت کنه. این اهنگ هم همین سعی رو داره. اول اهنگ بدجوری شبیه کارهای "تیم مک گرا"ست ولی حیف که یکی از مهمترین جملات قصار! دنیای راک رو از "سمی سونیک" قرض گرفته (این جمله انقدر مهم و محبوب هست که نشه اسم دزدی یا کپی برداری روش گذاشت)......
Every New beginning Comes from Other beginnings End -Semisonic -Cloing Time
که تبدیل شده به
Every New beginning needs some beginnings End
بهتون قول میدم Chorus (یا همون همصدایی خوندن) اخر اهنگ تا چند روز تو گوشتون تکرار بشه و کلی کیف کنید!. خودم همینجا قول میدم!. به خاطر سی ثانیه اخرش هم که شده گوش بدید!
?Who Says You Can't Go Home:
کی گفته تو نمی تونی بری خونه؟ کی گفته من این رو شنیدم؟ بریم اهنگ بعد!
I Want Be Loved:
نشنیدم
Bells Of Freedom:
باب دیلان یک اهنگ داره به نام Chimes Of Freedom که به غیر از تشابه اسمی, بگی نگی تشابه معنایی هم دارند. تا حالا این چنین سبک خوندنی رو از جان ندیده بودم. ترکیبی از سیستم البوم
These Daysبا اهنگی مثل Mystry train برای ارشیو جمع کردن بد نیست ولی توصیه نمی کنم
Wildflower:
اتفاقا شریل کرو همین پیش پای شما یک البوم با همین نام بیرون داد.
اين اهنگ باز هم منو یاد "سمی سونیک" انداخت اینبار Semisonic - Secret Smile
اگه جای اضافی رو هارد کامپیوتر دارید دانلود. تعریفی نداره ولی بد هم نیست
Last Cigarette:
شروع جالبی نداره. در واقع جان با این ورس Verse خوندنش ریده!
که خوب در ادامه اهنگ کمی تا حدودی جبران میشه. اين يکی جون میده برای پشت چراغ قرمز!
این هم مهر تایید خورد.
I Am:
بد نیست یه کم زیادی توش شلوغ کردن. که بهش میگن اوور هوا گیری!. سلفز کار نداریم اینجا؟
Complicated:اوریل لاوین رو یادتون میاد؟ با یک اهنگ همنام بود که معروف شد. اهنگی که خودم هم دوستش دارم.
کسانی که اونو شنیدن شاید براشون بيشتر جالب باشه این اهنگی چه مدلیه,
باید بگم با اینکه باز هم تو مایههای Crush کار کردن ولی خب بد نیست.
Novocaine:
تا حالا کسی با شلنگ بهتون شاش کرده؟
حالا جای شاش رو با درامز و وکال عوض کنید
Story Of My Life:
هنوز نشنیدم که چيزی بگم.
>>>>در کل از پنج نمره به اين البوم سه میدم. بدبخت به رتبه صد بيلبورد هم نرسيد! (هنوز که نرسيده)
پا پی : تو کامنت جوابها رو دادم.
Third Eye Theme
تو موسیقی پاپ ایران که دقیق بشی محاله یکنواخت بودن متن ترانهها چشمتو نزنه. چهل ساله که اقایون و خانومهای قزما (قزمیت) در مورد سوم شخص معجول و مستور الهویه میخونند و خوشانند! ..مردان پاپ خوان با پررویی اسامی زنانه رو یک به یک مستعمل میکنند و خانم ها هم فعلا به لفظ "تو" بسنده کردند. حالا این سوم شخص غایب یک بار سپیدس, و یک بار نیما, یک بار کشوریست که ازش فرار کردن (دور افتادن؟) یا به سیستم وزارت ارشادی علی و محمد و اقاست, با یک حضرت اضافی.
در واقع سرودن چنین اشعاری دردسر نداره. یک بار میگی تو رو میخوام. دفعهی بعد میشه فقط خودت تو. البته خوشبختانه تو چند سال اخیر که قبح خواننده لس انجلسی ریخته شرایط بهتر شده اما در نهایت این تقصیر مخاطب نیست چون هر چی به مخاطب بدی سطح انتظارات مخاطب به همون اندازه باقی میمونه. به عبارت سادهتر تا مخاطب کار بهتری رو شاهد نباشه خوب رو همونی میدونه تا حالا به خوردش دادند.
خب البته موسیقی غرب هم در ابتدا به همین شکل بود. البته بعید میدونم تو ایران هنوز کسی بعد از این همه سال مثل من سراغ کارهای دین مارتین یا سیناترا بره و از ابتدا تا انتها شرایط و تغییرات رو بررسی کنه. حقیقت اینه که ردپای این سوم شخص در همه نوع موسیقی دیده میشه و مثلا فلان گروه ماری جوانا رو میگذاره به عنوان سوم شخص. البته حقیقت دومی هم وجود داره و اون اینکه درصد استفاده از سوم شخص بعد از دهه شصت میلادی افتی فاحشه مانند داشته. در واقع با وجود این همه موضوع برای پرداختن این ظلم به خود و مخاطبه که کارهای تکراری رو دوباره تکرار کنند. اما خب وقتی تعداد اهنگسازها , و ترانه سراهای ما روی هم در داخل و خارج از کشور به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسه نباید چیزی بیش از این هم انتظار داشت. اون از قبل انقلاب که اهنگ جنگ ستارگان و سرجیو لیونه رو فیلم سر هم بندی می کردند و این هم از ساخت و ساز بیضوابط و سینی سایزری حالا.
اشتباه نکنید نه من و هیچ کس دیگهای قرار نیست نقش جینی رو بازی کنیم و راه حلی از اعماق شرت زیر جلو رو شما بگذاریم. چنین تغییر عظیمی مثل جا به جا کردن یک ساختمون کج (همون پیزا) باید سانتی متر به سانتی متر انجام بگیره. اما قبل از هرگونه فعالیت برای بازسازی باید به خوبی روی این مساله فکر بشه.یک ثانیه از فکر شما هم برای من کافی بود. ممنونم.