dizzyrocker.com – Composing Illusions
28Sep/061

did it for the fame

وقتی قبلنا ديگران از يک چايی تعريف يا بدگويی می کردن برام سوال ميشد که چرا به مزه‌ی دهنم بد نمياد و کلا معيار برای تشخيص چايی بد چی می‌تونه باشه که متوجه نمی‌شم.
به مرور فهميدم اين معيار تشخيص در تمام چيزها وجود داره.
تا ماشين خوب سوار نشی فرقشو با ماشين بد نمی‌فهمی. تا وارد خونه ويلايی نشی منطور مردم رو از حيات خلوت نمی فهمی! و چه مي‌دونم هر چيز ديگه.
موسيقی هم از اين قاعده مستثنی نيست. تا به اثار بی‌ارزش گوش نکنيد تفاوتش رو با کارهايی که اکثريت در خوب بودنش اجماع نظر دارن متوجه نمي‌شيد(البته با دز خیلی کمتر). اما مهم‌ترین چيز اينه که دچار بد سليقگی نشين. قوه‌ی تشخيص ما نه تنها در زمينه‌ی موسيقی بلکه در خيلی از موارد ممکنه کپی رو با اصلش اشتباه بگيره و گاهی فراتر از اون مزخرف رو به عنوان کار خوب قبول بکنه. اون هم الان که به زور تبلیغ و هزار تا چیز دیگه جیب مردم رو نشونه گرفتن.
خارج شدن از کلی گويی و مثال زدن چندان جالب نیست ولی برای واضح‌تر شدن حرف يک مثال ميزنم.
بين کسانی که تعصب به سبک خاصی ندارن و چندان دو آتشه فکر نمی‌کنن موسيقی ادمی مثل بريشنی اشپيرز (لعنت بر موتورهای جستجو!) بی‌محتواست. (حساب ادم‌های متعصب که جداست)
ممکنه خيلی اين محتوا بودن رو به کل سبک بسط بدن. اشتباهی که خیلی‌ها ناخواسته (یا خواسته) دچارش میشن.
ولی از نظر کسی که غير مغرضانه در مورد موسيقی فکر ميکنه سبک کار فلان کس نبايد مورد ايراد باشه بلکه تنها و تنها رفتار(تا حدودی) و محتوای کار يک شخص که موسيقيش رو بد مي‌کنه.
چه بسا که صدها باند و گروه خيلی خوب در همون سبک کار کنند و ما غافل از اونها به کار کسانی گوش بديم که تنها ادای خوب بودن رو خوب در ميارن.

Filed under: Feel It 1 Comment
6Feb/061

professional listener -pt. 3

موسيقی و هنرهای تجسمی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. وقتی در سکوت به يک اثر کلاسيک گوش می‌کنيد خواه نا خواه تمام چيزهای خوب رو متصور می‌شيد و حس باز شدن مغز و در کل لحظات خوبی رو تجربه می‌کنيم. اين موضوع البته اتفاقی نيست و به ترشح يک ماده و يک فعل و انفعال شيميايی در مغز برمی‌گرده. همونطور که می‌تونيم از موسيقی کلاسيک برای الهام بخشی برای خلق آثار هنری استفاده کنيم از موسيقی سنگين راک و متال هم ميشه برای کنترل خشم استفاده برد.
البته اين استفاده بايد با دقت و شناخت قبلی صورت بگيره.
شما هيچ وقت نخواهيد ديد که در استاديوم از اهنگ‌های شلوغ و پرصدا استفاده بشه. به طور مثال در انگلستان که هوليگان‌های فوتبالش شهرت جهانی دارند از اهنگ‌های سرود مانند, مثل We Will Rock Youاستفاده ميشه. اينجور اهنگ های کمک می‌کنه انرزی به جای بروز فيزيکی از حنجره خارج بشه و در نهايت با تمام اقداماتی که صورت می‌گيره باز هم به طور تقريبی در اکثر بازی‌های مهم شاهد درگيری هستيم.
خشمگين شدن با اينکه از لازمه‌های طبيعی خلق بشر است ولی چه بسيار خشم‌های لحظه‌ای و شوک‌های عصبی بوده‌اند که در نهايت جنايت و يا عمل غير قابل برگشی به بار اوردند.
يکی از راه‌های ديگر تخليه خشم رو(انرزی مضاعف و نا‌لازم) ميشه انجام حرکت‌های سريع(مثلا رزمی مانند) دونست. دوستی داشتم که می‌گفت "اگه همه يه کيسه بوکس تو خونه داشتند ديگه کمتر شاهد درگيری و نزاع بيهوده‌ی فيزيکی رخ بوديم. مردم ما متاسفانه با ورزش و حتی نرمش کوتاه مدت هم بی‌گانه‌اند.
به دو روش تجربی و ساده‌ی ابراز خشم (و يا انرزی زياد) به کمک موسيقی راک می‌پردازم, انقدر ساده که شايد تعجب کنيد.

روش اول:‌ به کمک کشيدن اشکال.
کاغد و قلم رو پيشنهاد می‌کنم. البته از ماوس و وسايل رسم کامپيتوری هم می‌تونيد استفاده کنيد اما به دليل اسيب پذير بودن ممکنه زياد جالب نباشه. ضمن اينکه قلم و کاغذ دو جسم فيزيکی و قابل لمس هستند. در شرايطی که عصبانی هستيم کنترل اعصاب کار سختيه ولی اميدوارم انقدر بر روی خودتون کنترل داشته باشيد که آهنگی انتخاب کنيد. سعی کنيد چيزی که انتخاب می‌کنيد تم ارومی داشته باشه. اهنگی انتخاب کنيد که با کمی دقت متوجه حرف‌های خواننده(وکاليست) بشيد. البته لزوما اهنگ نبايد اروم باشه. بلکه اگر متن ترانه‌ی تندترين و عجيب‌ترين آهنگ‌ها رو هم خونده باشيد متوجه گفته‌های
اهنگ خواهيد شد. فهم متن اهنگ از اين لحاظ اهميت داره که می‌تونيد خودتون رو با خواننده همراه کنيد و حتی فرياد بزنيد!
از يه کاغذ کاملا سفيد برای اينکار استفاده کنيد. اهنگ رو به نقطه‌ی شروع ببريد و با شروع صدا خودکار رو به حرکت در بياريد. اشنا بودن با اهنگ اينحا اهميت خودش رو نشون ميده. سعی کنيد همراه با بيت‌ اهنگ دستتون رو حرکت بديد. از نقطه‌ی شروع با رعايت يک نمودار خاص قلم رو حرکت بديد. به این معنا که در هر لحظه, خطوط کشيده شده در دقايق قبلی قابل تشخيص باشند, و با اتمام اهنگ بتونيد حرکت قلم رو از نقطه‌ شروع تا پايان دنبال کنيد.

روش دوم: انجام حرکات سريع.
فقط در صورتی که امادگی بدنی قبلی داريد دست به چنين کاری بزنيد. انجام حرکات ورزشی سريع با بدن خشک...دوه!...عواقبش به پای خودتون. اگه ورزش‌های رزمی بلديد که چه بهتر ولی اگر نه دو حرکت مرد افکن بهتون پيشنهاد می‌کنم.
۱.روی دست ايستادن (Hand Stand)
از دور نقطه‌ای برای انجام حرکت در نظر بگيريد. به سمتش بدويد و نيم متر قبل از اينکه به نقطه‌ی مورد برسيد برای پشتک زدن اماده بشيد. در صورتی که تجربه‌ی قبلی نداشته باشيد حداکثر زاويه‌ای که پا و بدتون با هم می‌سازه به طور تقريبی پنجاه تا شصت درجه خواهد بود. تکرار حداکثر سه يا چهار بار برای تخليه‌ی کامل انرزی شما کافيه. بعد از انجام اين حرکت برای چند دقيقه کمرتون رو با اب داغ مالش بديد.
۲. گردش سريع به دور خود. (مثل کاری که در زورخانه انجام ميدن)
بهتره چند مورد رو رعايت کنيد:
الف. قبل از شروع نقطه‌ای برای گريز از مرکز و به پايان رسوندن چرخش در نطر بگيريد.
ب. زير پاتون ليز نباشه.
ج. جورابتون رو در بياريد.
د. در تابستان و برای پيشگيری از گرمازدگی احتمالی, بهتره که پارچه‌ی نم‌دار به دور سرتون ببنديد
توجه کنيد: هر دو روش کاملا تجربی هستند و تا جايی که می‌دونم هيچ کدوم پايه‌ی علمی يا تحقيقاتی ندارند هر چند که در مورد خودم جواب خوبی داده
p>

Filed under: Feel It 1 Comment
6Jan/061

professional listener -pt. 2

مغز انسان طور طراحی و يا به عبارت کاربردی‌تر طوری برنامه‌ريزی شده که در آن واحد صد د رصد حواس رو برای انجام يک کار متمرکز کنه. البته خوب مثل ويندوز که توانايی اجرای چند برنامه ی همزمان رو داره ما هم ميتونيم چند تا کار با هم انجام بديم ولی به همون نسبت ميزان تمرکز تقسيم بر تعداد کل ميشه و...پوووف!..عين ويندوز گندش بالا میزنه.
وقتی به موزيک ويديويی نگاه می‌کنيم در حالت ايده آل پنجاه درصد حواس برای صوت و پنجاه برای تصوير صرف ميشه اما کو ايده‌آل؟...من شرايط فرد تماشاگر رو به اين ترتيب تقسيم بندی کردم:
۱.شما نه اهنگ رو شنيدی, نه ويديو رو ديدی و گروه رو هم نمی‌شناسی.
۲. اهنگ و ويديو رو نشنيدی ولی گروه رو می‌شناسی.
۳.اهنگ رو شنيدی ولی ويديوش رو تا به حال نديدی.

۱.مغز به طور کل نسبت به چيز جديد از خودش حساسيت نشون ميده. اين مساله غريزی‌ست.
به طوريکه بيشتر از نود درصد ادم‌ها نسبت به محيط ناشناخته و يا غذای امتحان نکرده و... عکس العمل نشون ميدند و به نحوی جانب احتياط می‌گيرند.
در موسيقی هم وضع به همين ترتيبه. هميشه استقبال ما از اثر کسی که می‌شناسيمش بيشتر از گروه ناشناختس. در حالت ۱, مغز بيشتر از هفتاد درصد حواس رو به ويديو ميده چون همه اين پيش زمينه رو داريم که ويديوها معمولا ايده‌های جالب و "باحالی" دارند.

۲.در حالت دوم ما از گروه يک پيش زمينه در ذهن داريم. حالا ممکنه به گروه نسبت فوق العاده يا خوب داده باشيم و هم ممکنه که قابل تحمل يا اشغال و چرت ناميده باشيمش.بر اساس اين پيش زمينه‌ی فکری درصد توجه ما به ويديو و اهنگ ميتونه متغير باشه.

۳.در حالت باز دو احتمال اهنگ خوب و بد وجود داره. با اين تفاوت که از اهنگ دل خوشی نداشته باشيم تعويض کانال کارمون رو راحت ميکنه. اما اگه اهنگ مورد علاقه باشه و ويديوش رو نديده باشيم طبعا حواس بايد به ويديو جلب بشه ولی اينطور نيست چون به هر حال يکجا کنترل از دستمون ميره و با اينکه چشمانمون تصاوير رو دنبال ميکنه و زير لب اهنگ رو زمزمه ميکنیم و در واقع جريان رو برعکس می‌کنيم.

پيشنهاد ديزی راکر:
ببينيد به طور طبيعی جذب اصوات حواس و نيروی کمتری از مشاهده‌ی تصاوير می‌بره. برای مثال اگه هنگام مشاهده‌ی تلويزيون چشم رو ببنديم ديگه تصاوير رو نمی‌بينم اما گوش به طور غير ارادی همچنان اصوات رو جذب ميکنه. به اين معنا که اگه تماشاگر صددرصد حواس رو هم به ويديو بده باز خواه ناخواه اهنگ (صدا) رو هم خواهد شنيد.
ويديوهای امروزی هم که بزنم به تخته هر بيست و پنج فريم در ثانيه رو پر می‌کنند و فرصت سر چرخوندن به کسی نميدن. وقتی اصوات با نيروی کمتر و بی هزينه منتقل می‌شند هميشه سعی کنيد بيشتر حواس رو به ويديو بديد تا در دفعات بعدی مشاهده ويديو, اين سوال براتون پيش نياد که اين صحنه بود یا نبود و چرا من نديدمش.

Filed under: Feel It 1 Comment
22Dec/052

professional listener -pt. 1

دقيقا يک سال پيش شروع به نوشتن يک سری مطلب با نام "چگونه از موسيقی لذت بيشتر ببريم" کردم که نطقش تو همون مطلب اول کور شد!...گذشت و گذشت تا امروز که دوباره تصميم گرفتم کار نوشتنشون رو شروع کنم...اين مطالب جنبه تجربی (اکسپريمنتال) داره و وام دار کسی نيست.
---------------------
پیشنهاد برای بیشتر لذت بردن از موسیقی--شنونده‌ی حرفه‌ای 1
استفاده از هدفون
مزايا:
-به شما کمک می‌کنه اهنگ رو جور ديگه بشنويد. بسياری از نت ها يا اصوات فقط زمانی قابل شنيدن خواهند بود که مرکز توليد صدا در کنار گوش شما قرار داشته باشه.
-استفاده از هدفن باعث سلب اسایش دیگران نمیشه..مسلما خیلی از اوقات بوده که بقیه به صدای موسيقی شما اعتراض کردن.
معايب:
-استفاده‌ی گاه به گاه ولی با صدای زیاد می‌تونه صدمات جدی به پرده‌ی گوش شما وارد کنه.
- استفاده زياد از هدفن باعث افزایش ترشح ماده محافظ گوش میشه باز هم ممکنه به گوش صدمه برسونه.
پیشنهاد دیزی راکر:
۱.از هدفن های توگوشی پرهيز کنيد و از هدفنی استفاده کنيد که کامل روی گوش رو می‌گيره. هر چقدر مرکز صدا از پرده گوش دورتر باشه طبیعتا ایده ال تره. ضمن این که این هدفن ها سر و صدای بیرون رو به نسبت, کم تر منتقل می کنند.
2.حداکثر روزی نیم ساعت با صدای مناسب از هدفن استفاده کنيد.(هر چقدر کم تر, بهتر)
۳. هر وقت احساس کردین لاله‌ی گوش داغ شده و یا بدتر, قرمز شده برای چند ساعت از سر وصدا دوری کنيد.
۴.هرگز و هرگز, شب با هدفون توی گوش نخوابيد.
۵.از هدفنی استفاده کنید که سيم اتصال کوتاهی داشته باشه, گوشی هدفون به يک چس جوش بنده, هر چی سيم کوتاه تر باشه احتمال کشيدگی سيم کمتر ميشه.
6.از هدفنی استفاده کنيد که امکان تنظيم صدا رو به شما بده. اهنگ‌های داخل نوار يا سی‌دی با صدای متفاوت اغاز ميشن و همه ما چند باری از صدای اهنگ جديد جا خورده‌ایم!...بهتره صدای دستگاه رو در حد وسط ثابت نگه داريد و کار کنترل صدا رو به کمک هدفون انجام بديد.
آيپاد, اين نماد تکنولوژی قرن ما!
آيپاد در واقع رويای خيلی‌ها رو براورده کرده. فکرشو بکن....تمام ارشيو موسيقی با يه باطری که هفت هشت ساعت کار می‌کنه.
چون خروجی اصلی آيپاد هدفن هست و برای مدت زمان طولانی اهنگ پخش می‌کنه, در دراز مدت میزان شنوایی شما رو کاهش میده.

Filed under: Feel It 2 Comments