My Names Dio
نقش سینتی سایزر در متال دهه هشتاد فقط یک چیزه: تلاش مسخرهای برای ساختن فضای ترسناک
مهم نیست گروه های گلم و هوی متال چقدر سعی کنن به پروگرسیوهای دهه هفتاد برسن مهم نتیجهست که همیشه منفیه.
پس چی کار میکنیم؟ - از خودشون پرسیدن
یه خواننده پیدا کن که بتونه صدا تو گلو بندازه و هوار بزنه. اوه یه!
نه نه
اوووووووووووووووه اوووووه یه
چه افتضاح
یا یه همچین چیزی. و این وسط احتیاج به یک منتور یا عموبزرگ خوب و تاثیرگذار داریم که کسی نیست جز آقای دیو.
وقتی جناب اوزی رو از بلک سبث عظیم بیرون انداختند به یه فرد احتیاج بود که بتونه تاثیر اندازی کنه.
یه "وگگگگالیست" لازم داشتن چون یه وکالیست به تنهایی نمیتونه جای اوزی آزبورن رو بگیره.
و همین جناب وگالیستمون هر چقدر هم که خوب باشه به خاطر جدا شدن از گروه قبلی خودش, و به پایان بردن یه گروه خوب به نام رینبوو, و جانشینی آزی عجیب مورد تنفر قرار گرفت و هیچ شکی!.
جدا شدن او از رینبوو به دلیل این بود که نمیخواست به طرف تجاری شدنی بره که ریچی بلکمور تدارک دیده بود اما پیوستنش به بلک سبث در اصل تجاری و به نظر تا حدود کمی هنری بوده. اما بلک سبث رو که دور بریزیم از سال 82 که رونی جیمز دیو گروه خودش دیو رو پایهریزی کرد میشه گفت در شکل گرفتن موسیقی گلم راک و هوی متال سالهای میانی و پایانی اون دهه نقش خیلی مهمی رو داشت.
تقریبا 99 درصد وکالیستهای که در دهه هشتاد اومدن تنها یک مجسمه برای خودشون در نطر داشتن: آقای
وگگگالیست.
و اون جیغهای قدرتمندش
---------------
Dio - Holy Diver
Album: Holy Diver
Year: 1982
Download
-----------------
آهنگ در مورد پایان کار شیطان نوشته شده و به سقوط مقدسش به سر یا شاید قعر جهنم اشاره داره.
اما کار شیطان هنوز تموم نشده. درست مثل ادم هایی که تو صحنههای کلیشهای فیلم های تخ.می تیر میخورن و به سیم آخر میزنن شیطان هم به سیم اخر میزنه سوار ببرش - که نمونه ی مسیحی همون خر دجال ما باشه - به هر کسی حمله میکنه مرد زن کشیش و ناکشیش...کی میدونه شاید حتی خود خدا رو هم به زیر بکشه
What Shall I Do
شاید عجیب به نظر برسه که چطور آدمی که حالش از هر دینی به هم میخوره و وزنهی قبول نداشتن خداش روی
51
درصد الی بالاست میتونه به مذهبانههای سیاه پوستان - گاسپل - علاقه داشته باشه و باهاشون ارتباط برقرار کنه. دلیلی که میشه تراشید: به این اهنگها فقط به صرف اهنگ و موسیقیایی نگاه میکنم و در مرحلهی بعد انقدر اینجور اهنگها قدرتمندند که حتی بعضی وقتها باعث میشن ما از ادمهایی که به هر نوعی - از نویسنده ناشناسش در سال هزار و هشتصد و فلان میلادی تا هزاران نفری دیگری که - در ساختشون دست داشتن طلب آمرزش هم بکنیم.
خب البته نه فقط به این دلیل که اونهارو دین دار واقعی میدونم چون اونجا هم دین زورکی داریم هم ادم متظاهر. نه به این دلیل که دینشون رو درست میدونم که بدون عمیق مطالعه کردن دینشون همین دو قلم مسیح پسر خدا دونستن و اعتقاد به از قبل امرزیده شدن کارهاشون به اندازه کافی مسخره هست.
نه به این دلیل که مرغ همسایه رو بوقلمون یا یه همچین چیزی میدونم و برای فرار از گندولی به نام اسلام حکومتی و غیر حکومتی مدح چیز دیگه رو خواهانم. فقط به این دلیل که وقتی این موسیقی رو میشنوی کوچک ترین شکی در واقعی بودن اعتقاد و خالص بودنش نمیبری. نمیدونم چرا...نمیدونم این جادوست, توهمه, یه پنداره یا چی...اما حداقل من نمیتونم بگم خواننده و گروه کر و حتی شنوندگان کلیسایی پشت این کار واقعا به چیزی که میگن اعتقاد ندارند. قرار نیست قدیس باشن. قرار نیست ادمهای بیگناه یا حتی خوبی باشند. فقط قرار همینی که هستن باشن.
همین کافیه...فراتر از کافی برای لذت بردن از موسیقی و امواجی که حداقل حداقلش تا چند دقیقه روت تاثیر میگذارن, به فکر وادارت میکنن, باعث میشن یاد افولات شخصیات بیوفتی و شاید تکونی به خودت بدی.
یاد مسیح رو ول کن. همینقدر که از خودت بپرسی چی هستی و چه; کافیه.
نه...اصلا فراتر از کافی...
عالیه
------------------------------
Della Reese - Hush, Someones Calling My Name
Download
------------------------------
Under A Red Sky

حروف. کلمات. جمله. پاراگراف. متون...
امان.
امان از کلمات. این کلمات می تونن وقتی تو له له میزنی بر علیه ات باشن. می تونن نامرد باشن.
میتونن...میتونن مرگت بدن. می تونن بکشن.
هیچ نمیتونی بفهمی وقتی داری فلان جمله رو از دهن فلانی می شنوی باید منتظر چی باشی.
جملات میتونن غافل گیر کننده و وحشی باشن. میتونن به زیرت بکشن. به ناحق
کلمات ادم هارو خرد میکنن. طوریکه به میلیون ها تکه ریز تبدیل بشی و هیچکس...طوریکه که هیچکس نتونه جمعت کنه. حتی پیدات کنه.
این قدرت کلمه ست. این قدرت اصوات خود ساخته ی دست بشره. حسش میکنی؟
کلمات میتونن مادر بگا.ن. میبینی؟ به همین راحتی بهت شوک وارد کنن
کلمات میتونن مادر بگا.ن اما در مقابلش اصوات بکر و دست نخورده رو داریم.
در مقابلش نت های موسیقی قرار میگیره.... موسیقی که هرگز نتونسته به خودی خود کسی رو آزار بده. زجر اندازی بکنه. نفرین شده باشه. هرگز مویی کف دست نت های موسیقی برای کندن پیدا نمیکنی.
موسیقی خالی...موسیقی به تنهایی همه اش لطفه. ممکنه تو ازش خوش ات نیاد اما به طور عمد کاری نمیکنه که باعث خوش نیومدن تو
بشه. ممکنه ازش متنفر بشی اما موسیقی باعث تنفر تو نیست. همه اش دست خودت و ذائقهی لعنتیته.
کلمات میتونن مادر بگا.ن. اما
---------------------------------
Explosions In The Sky - Your Hand In Mine
Download
---------------------------------
میشه گفت با جدی شدن آلترنیتو راک و نهضت ایندی بازی در آمریکا که اوایل دهه نود شروع شد از اواخر دهه نود که سبک نویز راک قوام پیدا کرد تا به امروز ادامه داره. البته شاید از 30 سال قبل که پدرخواندهی این سبک یعنی سرف راک پایه گذاری شد کم و بیش شاهد تولید شدن اینجور موسیقی
بودیم. اما اوج شکوفایی سبک اینسترومنتال راک در عصر ماست...همین الان.
هیچ وقت در هیچ زمان اینقدر گروه خوب و اینقدر موسیقی شکل یافته در سبک اینسترومنتال راک نداشتیم. هر چند مولفهها ثابت هستن و حتی گاهی اوقات موسیقیشون به قدری بیهویت میشه که اگر اسم گروه رو عوض کنی و زیر یه نام یه گروه دیگه عرضه کنی کسی متوجه نمیشه اما اکثر گروه ها هر چقدر
هم که تفاوت گذاری و تفکیکش برای ما سخت باشه تقریبا به سبک مشخص خودشون رسیدن و برای شنوندگان جدی در کارهاشون به اندازه کافی امضای خاصشون رو به کار بردن.
گروه
Explosions In The Sky
در سال 99 کار خودش رو با سه گیتاریست و یه درامر شروع کرد. اهنگ هاشون به نوعی حماسی و مثل اسم گروه خیلی سینمایی و نمادینه. چیزی در کارشون برای من خیلی به چشم میاد, امیده و شوق برای ادامه زندگیه. با شنیدن تک تک اهنگاشون حس میکنی که داره روایت روزمرگی و دلمردگی ادم رو هارو بیان میکنه. داستان ادم های خیلی عادی و سر خوردگیهای خاص خودشون رو. آدمهایی که با وجود سختی و خستگی هنوز قصد دارن به راه ادامه بدن.
شاید بارها از راه باز افتاده باشن اما در نهایت با تمام گز گزی که پاشون میکنه. با تمام منقبض و منبسط شدنی که کاسه سرشون میکنه. با تمام عرقی که از سر و گردنشون میریزه; پا میشن.
ممکنه ندوند. ممکنه با سرعت حرکت نکنند. اما صدای قدم برداشتنشون رو حتی یه ادم کر هم می شنوه
حتی یه ادم کر
Something To Believe In

بان جووی همیشه دنبال روی جو موسیقی روز بوده. شروعش با هیر متال مرسوم دهه هشتاد کشیده شدن به سمت ملغمهای از کانتری و آلترنیتو و بعد تاثیر گرفتن از گرانج و بلوز نوظهور یافتهی سالهای میانی دهه نود. حتی در کارهای تک خود جان و گیتاریستش ریچی سمبورا در اواخر دهه نود و اولین البومشمون بعد پنج سال در سال 2000 مشخصا گرایش به سمت کانتمپورریست. الان هم که بازار کانتری با تشکر از برنامههای استعدادیابی گرم شده کانتری کار میکنن.
ولی لزوما این نقطهی ضعفشون نیست. یعنی به قدر فورموله کردن آهنگ هاشون برای ورس - کر - ورس - کر - سولو - ورس نقطهی ضعف براشون به حساب انگاشته نمیشه.
برای مثال آلبوم
These Day
که دقیقا در نقطهی میانی دهه نود کار شده رو مثال بگیریم که یکی از کارهای شاخصشونه و به نظر من جزو سه کار برترشونه.ز یکسال بعد از مرگ کرت کوبین بیرون اومده و در شرایطی نوشته شده که جو شاید کل آمریکا همچنان زیر سایه گرانج سر میبرد. اهنگها تم اعتراضی سوال کننده سوال برانگیز و برانگیخته دارن. متن به گرانج نوشته شده و موسیقی به بلوز.
دو دنیای تقریبا مشابه اما جدا از هم. سیاه و سفید. همونقدر که بلوز متعلق به سیاه پوستانه گرانج رنج و غم سفیدپوستانه.
البته این فرمول بان جوویه که همیشه چندتا آهنگ عاشقانه و اعصاب خورد کن هم وسط کارهاش بگذاره اما جنس اینها هم با اهنگهای هم سبک گروه هزاری چند تومن فرق داره. حتی طرز بیان اونها هم به تاثیر, مایوسانه و همراه با تشکیک و دوگانگیست
-------------------
Bon Jovi - Something To Believe In
Download
-------------------
زمانی به اهنگ
Something To Believe In
میرسیم که کمی قبل تر "چیزی برای درد
- Something For The Pain"
درخواست کرده بودیم. خب حالا که لابد مرهمی پیدا کردیم, فین دماغ رو بالا کشیدیم و فین دماغ رو پایین حالا نوبت پیدا کردن چیزی برای باور داشتنه.
سوالات عمری به اندازهی عمر بشر دارن اما انگار قرار نیست بوی کهنگی به خودشون بگیرن.
همون تردید همیشگی; آیا اویی هست!؟ ایا دین به من دروغ نمیگه؟! هی... من این لحظه تصمیم گرفتم همه چیز رو کنار بگذارم
شاید فردا دوباره مسلمونی از سر گرفتم شاید فردا دوباره سرم رو زیر آب کردم و به سه مقدس قسم خوردم.
اما الان...در این لحظه.
آهنگ با ضربات متلاطم درامز شروع میشه شاید بهترین شروعی که میشد برای اهنگی به این مضمون انتخاب کرد.
دلهره. اضطراب...تشویش.
اون لحظاتی که دل و دین رو باختی به یاد بیار. همهی اون چند هزار مرتبه که به هر چی اعتقاد و مسلک و سنت با نوک پا لگد زدی.
اصلا چی درسته و چی غلط؟
اگه فقط قراره برای بقا بجنگم و فردا به استخون تبدیل بشم برای چی باید به چیزی به نام گناه اعتقاد داشته باشم.
اگه تمام اینها فقط یه بازی باشه چطور. چرا باید به برهان دکارتی اعتقاد داشته باشم.
برای چی آدم خوبی باشم برای ارضای کدوم احساس و کدوم کمبودم. برای چی کسی رو بپرستم و ازش پیروی کنم برای ارضای کدوم نقصان - برای پاپوش گذشتن روی کدوم ضعفم.
در مقابل تمام مجهولات اما فقط یه چیزی رو میدونم,
مهم چی باشه و از چه جنسی اما
نیاز دارم
نیاز دارم چیزی رو برای باور داشتن داشته باشم
Reinventing You

بی راه نیست اگه بگم پانک یه جور جنبش سطحی از دل ادم های سطحی با اعمال سطحیه
سه سطح بر بستر یکسری شعار که تنها به درد جوانانی میخوره که یا می خوان تا اخر عمر سربار یکی باشن یا...و یا...هنوز برای اینکه بفهمن ایده ال هاشون به طور عملی قابل اجرا نیست خیلی بچهن
اما این دلیلی برای توقف نیست میشه برای ایده ال جنگید
به شکل کلی اشعار پانک اجتماعی کاری به بیان مفاهیم ندارن. هدف گفتن "من فلان چیز رو میخوام" با قیل و قال کردنه که بلکه این وسط زورشون بچربه و حرفشون بنشینه.
اما تام گیبل با گروهش
Against Me!
جهت متفاوتی رو پیش گرفته. تام در اشعارش میگه ما می تونیم به گروه هایی تبدیل بشیم و
موسیقی ای تولید کنیم که خودمون دوست داریم بشنویم. بله...البته ما می تونیم تبدیل به ادم های ایده الی تبدیل بشیم که دوست داریم ازشون پیروی کنیم
ما می تونیم استانداردهامون رو پی ریزی کنیم. مرکز بشیم.
نوع نگاه این گروه به مسائل بیشتر از طریق روایت گرایانه و بیان مفاهیمه. البته شاید اونقدر فیلسوف نباشند که وارد بحث های پیچیده بشن اما قصد همچین کاری هم ندارن. اونا فقط قراره در برابر مشکلات جامعه و در برابر خودشون بایستن.
چه اون موقع که به قول خودشون 15 نفر با چند تا سگ خانوادگی مخاطبشون بوده چه الان که به یه گروه قابل اعتنا تبدیل شدن به نظرشون هیچ چیز تغییر نکرده و هر چیزی که مقرر به تغییر بوده قبلا اتفاق افتاده. شاید نشه اسمش رو ارزش گذشت اما ایده هاشون نه تنها از یادشون نرفته بلکه پر رنگ تر شده
سوای متن قوی و کار شده ی اهنگ ها صدای وکالیستشون که خود تام گیبل باشه هم تاثیر مهمی در شنیده شذنش و تاثیر گذاری کارشون داشته. تام صدایی داره که مشابهش رو هرگز نشنیدید و در همون چند ثانیه اول به یه دوست قدیمی تبدیل میشه. صدایی که مشخصا بخش کمی اش ذاتی و بالفطرست و تلاش زیادی برای جلا دادنش انجام شده و الحق درست در لحظه ی درست مثل یه تیغ تیز جای درست رو میبره. نه برشش رو اونقدر کم میزنه که ارتباط نیمه کاره رها بشه و نه خیلی زیاد و بزرگ که مساله رو لوث کنه.
قبل از اینکه با این گروه اشنا بشم امکان نداشت به کسی توصیه کنم قبل از شنیدن اهنگ متنش رو مطالعه کنه اما در مورد این گروه قضیه فرق میکنه. مثل این میمونه که اول کتابی رو بخونی لذت ببری و بعد بشینی اقتباس سینماییش رو در قالب معنا دهی جدید ببینی و بشنوی
------------------------------
Against Me - Reinventing Axl Rose
Download
------------------------------
در اهنگ
Reinventing Axl Rose
بحث خود ما و ایده هامون و تغییر طرز فکرمون با قرارگیری در محیط جدید و گذشت زمانه.
گذشت سالها هر کسی رو تغییر میده.
اون ها از اکسل مثال به میون میارن که یه زمان در قالب وکالیست گانز حرف از چیزهایی میزد که اکسل این ده سال اخیر در عمل نفی اش کرد برای پول کار کردن. خود خواهی و دروغ پردازی و هر تبلیغی و بیانی رو تبلیغ خوب دونستن
فرصت طلبی و یه قطار صفت برازنده ی دیگه.
خب شاید وقتش رسیده باشه که "اکسل" رو دوباره اختراع کنیم.
شاید وقتشه که یه نگاهی به حرف های گذشته و الانمون بندازیم.
تا حالا راه زیادی اومدیم و شاید خروجی بعدی کمتر از پونصد متر باهامون فاصله داشته باشه
Suit Yourself

میخوام یه چیزی بگم و اصلا برام مهم نیست که چی فکر میکنی
میخوام یه چیزی رو باهات در میون بگذارم و اصلا اهمیتی نداره که تو چی فکر میکنی لعنتی
میخوام...میخوام یه چیزی رو...یه چیزی رو
یه چیزی رو بگم
...
Buddy Guy - Shes Nineteen Years Old (2.5 MG)
Download