bending the light
جادهی دو لاینه و باریکی که هر روز ازش رد میشم از روی تپههای خیلی زیادی رد میشه. هر طرف رو که نگاه میکنی سبزی و طبیعت بکر اما اون وسط یه خط سیاه زمخت ول شده که نه سرش پیداست و انتهاش. همیشه به این فکر میکنم کسانی که اولین بار دویست سال یا شاید سیصد سال پیش از روی این تپهها عبور کردن و یک دفعه تصمیم گرفتن همینجا بایستن و پایه اولین خونه رو بنا بگذارن چطور ادم هایی بودن و با چه طرز فکر و یا به خاطر چی از شهر کندن و اومدن به اینجا. شاید اونها هم به نحوی از ساخت ساز بی رویه و تبدیل شدن جمعیت 500 نفری شهرشون به 700 نفر ناراحت بودن. شاید گرد و خاک کردن کالسکهها نقس کشیدن رو براشون سخت کرده بود. دلیلش هر چی که باشه این ایده کندن و رفتن همیشه جزو تقدسات من بوده و هست. اینکه هیچ چیزی زمین گیرت نکنه و هر وقت هر کجا که خواستی بری. درسته که ده درصدش از ترسه , پونزده درصدش فرار از مسئولیته, بیست درصدش افسردگی و بیست و پنج درصدش دیگه اش هم به خاطر احساس ناامنیه. اما باز هم به حساب من صد درصدش آزادیه
Dire Straits - Telegraph Road
دانلود
one lone alone
دختری رو که میخوای محل سگام بهت نمیذاره. اصلا انگار وجود نداری. یه جوری رفتار میکنه که انگار ازش پایینتری. حتی اگه نباشی هم با اون مدل رفتار بهت متشبه میشه که حتما هستی. اول با خودت میگی فکر کرده کیه؟ اما بعدترش جا میزنی و یه دفعه مو به تنت سیخ میشه که حالا مگه خودت کی هستی؟ اما هیچ وقت نمی پرسی چرا دقیقا دست گذاشتی روی کسی که همه میخوانش. چرا سطح انتظارات رو انقدر بردی بالا که با مخ بیایی پایین.
اما ختم مساله اینجا نیست چون میدونی اخر با کی میبینیش؟ با یه پسر پاپتی بیریخت که به زور میتونه صاف وایسه و دو کلمه بدون من و من کردن صحبت کنه. دندونداش زرد و جا به جاست, موهاش همیشه خدا چربه, بدنش همیشه بو میده و غیر منتظره نیست اگه بگم مغزش هم خالیه. اما لابد این همه کمبود به خوبی در قسمتهای دیگه جبران شده. حداقل هیبتش که اینطور میگه. وقتی کف دستش رو بالا میگیره کسوف میشه; اگه بخواد با هواپیما سفر بکنه باید جزو محموله باری حسابش کنن. حتی برات مشخص نیست که بین این سه نفر به حال کدوم یکی باید افسوس بخوری.
حالا هر چقدرم بشینی به این سوال قدیمی فکر کنی که "چی شد اینطوری شد" نتیجه ای نداره . برای همین تصمیم میگیری از این به بعد با خودت بگی عزیزم دوستی پیشکش فقط امیدوارم یه بار موقع چرخوندن سرت با هم نگاه بشیم. شاید همون یه ثانیه برای توضیح همه چی کافی باشه
Jeff Buckley
Everybody Here Wants You
دانلود
slow demise
اروم چشماشو باز کرد. معلوم نبود روی زمین پرت شده یا طاق باز دراز کشیده اما تمام بدنش با زمین تماس داشت. به محض اینکه به خودش اومد خیسی چمن زیرش رو احساس کرد اما با یه کم جا به جا شدن با خودش فکر کرد; احساس بدی هم نیست. زمینی که روش خوابیده بود شیب کمی داشت, اما فشار شیب رو بیشتر احساس میکرد چون سرش به طرف پایین قرار گرفته بود. از 10 یا 15 متر پایینتر صدای اب یه رودخونهی مرده یا در حال مردن به گوش میرسید. از اون جریانهای کند و با حوصله که راهشون رو از بین میلیونها سنگ پیدا میکنن و حرف خودشون رو پیش میبرن.
عضلات دست و پاش رو همزمان با هم منقبض کرد تا یه کم خودش رو از اون حالت کرختی دور کنه. میخواست به عضلاتش کشش بده اما هنوز دستاش چند سانتی از زمین بالاتر نیومده بود که سوزش عجیبی از توی مچ به ساعد و ارنج و کتفش کمانه کرد. از کشش دادن منصرف شد اما تصمیم گرفت اروم اروم روی زمین بچرخه و جای سر و پاشو با هم عوض کنه. در حال کامل کردن دایره معلول وارش بود که نور خورشید مانع شد.
تازه متوجه نور خورشید و از اون مهمتر گرمای ارامش بخشی شد که تمام وجودش رو فرا گرفته بود. در همون حالت چشمانش رو بست و لبخندی از رضایت زد.
"عجب روز فوق العادهای". بالاخره یقه خیس و گردن درد مجبورش کرد بلند بشه و بایسته. باد آروم و سمجی از پشت سر لباسهای خیسش رو به تنش میچسبوند و از جلو افتاب به عمق وجودش نفوذ میکرد. احساس میکرد بلاتکلیفی هوا بلاتکلیف بودن خودش رو تکمیل کرده و ترکیب لذت بخشی به وجود آورده. وضعیتی جدید, اما مثل چهرههایی که حاضریم قسم بخوریم قبلا اونها رو جایی دیدیم, اشنا.
به پایین که نگاه کرد متوجه حدس درستش شد راه آبی شاید به پهنای 14 متر اما آبی باریک و کم صدا. کوله پشتیش رو دید که چند متر پایینتر از خودش افتاده. عینک آفتابیای که حالا دیگه یه دسته نداشت; پاکت سیگاری که همه ی سیگاراش نم کشیده بود; یه فندک; بسته علفش و یه چاقوی سوییسی که روی تیغهاش خون خشکیده بود. وسایلش رو جمع کرد و در همین حین که انتظار داشت خورشید خیسی پشت لباسش رو خشک کنه, اروم اروم از تپه بالا رفت. به بالای تپه که رسید انتظار دیدن هر چیزی رو داشت جز یه تپهی دیگه به همون شکل و فرم. همونطور که از تپه دوم به سوم و از سوم به چهارم میرفت با خودش فکر میکرد که نکنه هنوز در خواب باشم. هر بار که به بالای تپه میرسید برمیگشت و منتظر میشد نور خورشید به چشمانش سیلی بزنه تا اگه خوابه بیدار بشه اما هر بار جواب منفی بود.
دیگه شمارش تپه ها از دستش خارج شده بود که با گذاشتن قدم اخر ماشینش رو دید. از اینکه هنوز ماشینش سالم روی چهار چرخ ایستاده و بر و بر نگاهش میکنه تعجب کرد. لابد انتظار داشت در غیابش راهشو بکشه و بره. کلید ماشین اما توی جیبش نبود. با خودش گفت شاید لای چمنها افتاده باشه. حالا چطوری تمام این راه رو برگرده؟, حتی فکر کردن بهش هم عذاب اور بود. ترجیح میداد همونطور پیاده به راهش ادامه بده و کیلومترها دور بشه تا اینکه مرحله به مرحله به عقب بره و دوباره به اون گودال سرد نزدیک بشه. دست به دستگیره برد و از روی عصبانیت فشار محکمی به در وارد کرد. در با قدرت زیادی باز شد و حتی نزدیک بود به زمین پرتش کنه.
از خودش پرسید که چرا در ماشین رو نبسته؟ وقتی به داخل ماشین نگاه کرد دید که سوییچ هنوز روی ماشینه. سرش رو بالا آورد و اطراف رو پایید. یه نگاه دیگه به داخل ماشین کرد. یه پتو روی صندلی عقب, یه ساک ورزشی بزرگ, یه مشت ات اشغال برای خوردن و تقویمش روی داشبورد. تازه وقتی چند بار لغت تقویم رو توی سرش تکرار کرد بود که مفهوم زمان بهش برگشت. متوجه شد که بیداره, حضور داره و اونجاست. تقویم رو باز کرد که بفهمه اونروز چه روزیه اما در قسمت توضیحات تمام روزهای سال یک چیز نوشته شده بود: "امروز روز اخره منه".
ناگهان انگار روز فوق العادهای در کار نبود
spin like a record
نزدیک ترین مثالی که برای اصطلاح کانتری بوی(Country Boy) و ردنک (Redneck) میشه آورد "بچه شهرستانی" یا روستاییه. همونطور که تهران نشینها روستایی هارو قبول ندارن و براشون جوک می سازن توی امریکا هم نیوریورک نشین ها اهالی مثلا ارکانسا (Arkansas) رو مسخره میکنن. و شاید قرابت این دو گروه "دور-از-شهر" به این باشه که هر دو به محل زادگاهشون و جایی ازش اومدن افتخار میکنن به طوریکه جمله ی "می تونی بچه شهرستانی رو از شهرستان بگیری اما شهرستانی بودن رو ازش نمی تونی بگیری(You Cant Take the country outta Him) در موسیقی کانتری به نوعی جمله کلیشه و تعیین کننده تبدیل شده.
کانتری از نشویل تنسی شروع میشه(Nashville, Tennessee) و تا میانه غربی امریکا(Midwest) ادامه پیدا میکنه. به طور کلی موسیقی کانتری شاید تنها سبکی باشه که جایی که ازش میای, مرارت هایی که در زندگی کشیدی و ساده بودن اهنگ هات امتیاز محسوب میشه. نمیشه کسی از نیویورک بیاد و کانتری بخونه و مطرح بشه چون طرفداران موسیقی کانتری یه شهر نشین نیویورکی رو به عنوان یه یک خواننده کانتری قبول نخواهند کرد.
آنکل کرکر (Uncle Kracker) از میانه غربی آمریکا یعنی شهر دیترویت که بیشتر به رپرهاش مثل امینم (Eminem) شهرت داره. دیترویت که شاید تا همین سی یا چهل سال پیش به پایتخت ماشین سازی دنیا معروف بود بیشتر برای صنایع و کارخونه ها و زمختی اهن و فولاد مذاب شهرت داره تا محیط مورد توصیف اهنگ های کانتری که همه اش صحبت از خورشید و اسمان ابی میکنن.
اما در سال 95 و 96 ابتدا کید راک(Kid Rock) با سبک مطرح اون دوران یعنی رپ-راک مطرح شد و دوستش آنکل کرکر رو که توی یه پمپ بنزین کار میکرد رو به دنیای موسیقی معرفی کرد.
16 سالی از اون دوران گذشته و کید راک نه تنها کاملا رپ رو کنار گذاشته بلکه الان اهنگ هایی به سبک راک جنوب امریکا (Southern Rock) می خونه و به دنبال قدم گذاشتن در راه غولی مثل باب سیگر (Bob Seger) هست. از اون طرف آنکل کرکر که در دهه گذشته دو اهنگ نسبتا معروف (Follow Me) و (ِDrift Away) رو بیرون داده بود و دیگه نتونسته بود موفقیت اونها رو تکرار کنه بالاخره در سال 2009 با (Smile) دوباره تونست به پلی لیست رادیو برگرده.
(--کرکر(Cracker) و وایت ترش (White Trash) اصطلاحی هست که به سفید پوست های بی بضاعت تر که معمولا در تریلر زندگی میکنن و کار و زندگی درست حسابی ندارن اطلاق میشه. و مثل خیلی دیگه از اینجور اصطلاح های توهین امیز, توسط خود اون اشخاص به عنوان یه صفت مثبت و افتخار امیز به کار گرفته میشه)
اگه بخوایم رو راست باشیم موسیقی آنکل کرکر صرفا برای جاهایی مثل آسانسور و مراکز خرید و مطب دکتر و رادیو مهندسی شده و طعم تجاری داره اما به هر حال این باعث نمیشه که شنیدن اهنگهاش لذت بخش نباشه. به خصوص که این اهنگ متن فوق العاده ساده و ملودی به یاد موندنی هم داره.
اگه یوتوب دارین این ویدیوش و اگه نه این لینک دانلود
But they dont Wave
میلههای محافظ برای قد من کوتاه بودن و داشتم حساب میکردم که چقدر باید خم بشم تا بتونم دستم رو روشون بگذارم. ساعت بیست دقیقه از نیمه شب گذشته بود و احد یا نااحدی هم دور و اطراف پرسه نمیزد. خم شدم و آرنجم رو قائم کردم روی میلهها.
اونطور که حدس میزدم نتونستم حالتم رو حفظ کنم. آهنش نمیدونم پرز داشت چی داشت لعنتی که احساس کردم در حال سوراخ شدنم.
بدنم رو صاف کردم و اینبار یه جور دیگه به سمتش حمله بردم. کف دستام رو روی نردهها گذاشتم به طرف بیرون چرخوندمشون و با تمام وزن سوار شدم.
ناگفته نماند که در همین بین چند باری باد زد و موجهارو بالا آورد. حسابی خیس شدم.
اما تو اون شرجی وحشتناک واقعا مرادی بود برای خودش. به کشتی لندهور روبروم نگاه میکردم و اصرار داشتم تو اون روشنایی نصف نیمهی بندر اسمش رو بخونم. که بیفایده بود.
اما قبل از اینکه از کشف اسم اون کشتی قرمز کهنه منصرف بشم از شاید سی درجه غربتر یه صدای گرمپ گارامپ حواسم رو دزدید. ظاهرا آقایون تصمیم رفتن داشتن. یه مینی کشتی یا ناوچه یا هر اسم مزخرفی که برای این نوع کشتیهای کوچیک به کار میبرن بود. عجیبه که از این فاصله هم برق کاورهایی که پوشیده بودن به چشمم میزد.
احساسم اشتباه نبود. کلا ادمی نیستم که حضور ذهن خوبی داشتم باشم. حتی اگه ازم بپرسی خودم رو کودن و گیج معرفی میکنم اما اینبار خود خودش بود. محال بود اشتباه کنم. از معدود دفعاتی که تونستم مگس خودسر افکارم رو همون بار اول تو دستم به دام بندازم.
پیرل جم بود که داشت آهنگ یلو لدبتر لعنتیاش رو میخوند. پیرل جم بود که میگفت "یالا زود باش من رو به گریه بنداز...حالا دیگه وقتشه"
روی ماسماسکم گشتم; نداشتمش...
اما در مورد بعضی اهنگها احتیاج به پخش کننده ندارم. و این قطعا جزو یکی از اونها بود. حقیقتش رو بگم خودم همون لحظه متوجه این موضوع شدم.
تک تک صحنههاش تو اون اجرای سیاتل یا اون یکی تو شیکاگو که ته نوارهای ویدیوی فیلمفارسی یا شاید جنگ نوروزهای کانالهای لس انجلسی جا خودش کرده بود خوب به خاطرم مونده بودن. تمام اون یک ساعتها و دو ساعتها برای من یه جک یخ بود و فقط شوهای ضبط شدهی آخرشون دستور.
با این وجود احساس کردم دارم به جای اون خاطرههای سر باز کرده جیمی هندریکس رو توی عرشه با یه کاور براق میبینم که داره بولد لاو یا شاید لیتل وینگ بیشرفش رو میزنه.
داشتم میدیدمش...اما اون برای من "دست تکون نمیداد" حتی نگاهمم نمیکرد...نمیگم که داشت کم محلی میکرد بلکه تمام حواسش به گیتارش و چیزی که میزد پرت بود و تازشم با اون کلاه چرمی چریکی که روی سر انداخته بود و با اون نصف لیوان اسیدی که بالا رفته بود عمرا اگه حتی میتونست قیافه خودش رو تو آینه تشخیص بده
به خودم که اومدم دیدم کشتی ترک محل کرده. ساعت هم راسا و رسما یک رو نشون میداد.
و اما کف دستام, سرخ شده بودن...بدجور
-------------------------
Pearl Jam - Yellow LedBetter
Album: Realeased As a B-Side For Their Single Jeremy - Also On Lost Dogs
Year Released: 1992
Download
------------------------