Archive for the 'Crap' Category

Protest Song

Wednesday, April 9th, 2008

روز به روز دلایلم برای نفرت از تکنولوژی بیشتر میشه. یه زمان تنها چیزی که لازم بود بدونم ادرس ایمیل و پسوردی بود که تو یه کافی نت که خودش از مظاهر پیشرفت بدون ترمز مملکت بود خلاصه میشد. ایمیلی که نه ورودی داشت نه خروجی! خب خود کامپیوتر چیزی بود در حد سفر خارج رفتن. اینترنت [...]

Read the rest of this entry »

Gr’e'ateful Dead, ehh

Wednesday, April 4th, 2007

کات. حرکت!
کات. حرکت!
کات. حرکت!
کات. حرکت!
کدوم پدر امرزیده ای بود که می گفت کات معنی خفه شو هم میده؟
به هر حال.
اخرین لایه های رخوت رو هم زدیم کنار!

Read the rest of this entry »

assuring who?

Sunday, December 17th, 2006

یه ماه از اخرین باری به این وبلاگ سر زدم می گذره. یه ماهم از اخرین باری که میلم رو چک کردم.
گفتم میل. البته منظور صندوق پستی بود! میل به نوشتن یا وبلاگ خونی که بماند!
برام پیغام فرستادن که اقای یارو قرادادت در شرف فسخ قرار گرفته یا تمدید کن یا زندگیت رو می ریزیم [...]

Read the rest of this entry »

whipping post, im tied to

Saturday, November 11th, 2006

یکی این دوش اب سرد رو ببنده تا یخ نبستم.

Read the rest of this entry »

eyes wide shut

Sunday, October 1st, 2006

یک شب نخوابیدن. صبح روز بعد خوابیدن و در نهایت به هم خوردن خواب.
سه‌ی شب بیدار شدن و از اون طرف حدود ساعت شش ولو شدن!
بالاخره یه روز باید به روال عادی برمی‌گشت. و چه سخت هم:
شش و نیم بعد از ظهر - بیست دقیقه‌س اومدم خونه نباید بخوابم. چی می‌تونه سرگرمم کنه. ممممم!. برم [...]

Read the rest of this entry »

Miss-terry M-a-a-a-n

Wednesday, August 9th, 2006

برای خالی نماندن کیسه های هوا.

Read the rest of this entry »

in search of

Wednesday, June 28th, 2006

برج میلاد در نقشه‌ی گوگل.
—-
مقادیری کیک زرد
—-
پارک آبی
—-
فرودگاه مهراباد
—-
تپه های به گا رفته
—-
زمین های سوخته
—-
سانترفی که میگن ایناس؟
—-
این هم چهار تای دیگه
—-
استادیوم ازادی
—-
نمایشگاه
—-
قلعه مرغی
—-
دانشگاه تهران
—-
بازی تتریس!
—-
محل سقوط هواپیمای سی 130(البته فقط یه حدسه(
—-
ایستگاه مترو صادقیه
—-
تیاتر شهر
—-
وزارت کشور
—-
دبیرستان البرز
—-
پارک ساعی
—-
پارک ملت
—-
ساختمان های زیر زمینی وسط کویر(اونجایی که رنگ خاک رسی شده زوم کنید کاملا مشخصه اون [...]

Read the rest of this entry »

som’ se’y he’z crazeh’

Sunday, June 11th, 2006

يکی از ضرب‌المثل‌های نه چندان گيرای زبان ما ميگه: از هر چی بدت بياد, به سر و روت مياد.
در عجبم چرا من که از بند(Bend) کردن لذت می‌برم تو اين دنيا بند شدم. اون هم بند(Bend) چهار انگشته.
——————
برای ماها که کلا از هياهوی فوتبال پولکی دوريم جام جهانی هم چسبندگی لازم رو به وجود نمی‌ياره. [...]

Read the rest of this entry »