dizzyrocker.com – Composing Illusions
15Aug/110

Over Dosed: Sweet Paranoia

تازگی همه اش احساس میکنم یکی می خواد از پشت سر بهم حمله کنه و مثلا یه چاقو کوچیک رو تا ته فشار بده توی گردنم. طوریکه که خون فواره کنه بالا و زن ها سر بچه هاشونو بگیرن تو بغلشون که نبینن و نشنون; دخترها جیغ بکشن; مردها داد و هوار راه بندازن و پسرها بی تفاوت با موبایل فیلم برداری بکنن.
همین دیروز داشتم سر چهار راه می رفتم که دفعه وهم برم داشت و سریع برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم.
دیدم یه پیرمردی داره به فاصله نزدیک پشت سرم راه میاد که با دیدن این حرکتم ایستاد و سرش رو اروم اورد بالا و همینطور بهت زده نگاهم کرد. برگشتم راهم رو ادامه بدم. هنوز دو قدم نگذاشته بودم که دوباره برای اطمینان برگشتم و یه نگاه کوچیک به پشت انداختم که دیدم طرف نیست. کامل برگشتم سمت چپ و راست رو نگاه کردم اما نبود. یه دور دوره خودم زدم تا اینکه بالاخره دیدم از خیابون رد شده و رفته اونور چهارراه. یه نفس راحت کشیدم و خیالم داشت راحت میشد که احساس کردم یه چیزی داره از پشت بهم نزدیک میشه.

Comments (0) Trackbacks (0)

No comments yet.


Leave a comment

(required)

No trackbacks yet.