dizzyrocker.com – Composing Illusions
6Aug/081

But they dont Wave

میله‌های محافظ برای قد من کوتاه بودن و داشتم حساب میکردم که چقدر باید خم بشم تا بتونم دستم رو روشون بگذارم. ساعت بیست دقیقه از نیمه شب گذشته بود و احد یا نااحدی هم دور و اطراف پرسه نمی‌زد. خم شدم و آرنجم رو قائم کردم روی میله‌ها.
اونطور که حدس ‌می‌زدم نتونستم حالتم رو حفظ کنم. آهنش نمی‌دونم پرز داشت چی داشت لعنتی که احساس کردم در حال سوراخ شدنم.
بدنم رو صاف کردم و این‌بار یه جور دیگه به سمتش حمله بردم. کف دستام رو روی نرده‌ها گذاشتم به طرف بیرون چرخوندمشون و با تمام وزن سوار شدم.
ناگفته نماند که در همین بین چند باری باد زد و موج‌هارو بالا آورد. حسابی خیس شدم.
اما تو اون شرجی وحشتناک واقعا مرادی بود برای خودش. به کشتی لندهور روبروم نگاه می‌کردم و اصرار داشتم تو اون روشنایی نصف نیمه‌ی بندر اسمش رو بخونم. که بی‍فایده بود.
اما قبل از اینکه از کشف اسم اون کشتی قرمز کهنه منصرف بشم از شاید سی درجه غرب‌تر یه صدای گرمپ گارامپ حواسم رو دزدید. ظاهرا آقایون تصمیم رفتن داشتن. یه مینی کشتی یا ناوچه یا هر اسم مزخرفی که برای این نوع کشتی‌های کوچیک به کار می‌برن بود. عجیبه که از این فاصله هم برق کاورهایی که پوشیده بودن به چشمم می‌زد.
احساسم اشتباه نبود. کلا ادمی نیستم که حضور ذهن خوبی داشتم باشم. حتی اگه ازم بپرسی خودم رو کودن و گیج معرفی می‌کنم اما اینبار خود خودش بود. محال بود اشتباه کنم. از معدود دفعاتی که تونستم مگس خودسر افکارم رو همون بار اول تو دستم به دام بندازم.
پیرل جم بود که داشت آهنگ یلو لدبتر لعنتی‌اش رو می‌خوند. پیرل جم بود که می‌گفت "یالا زود باش من رو به گریه بنداز...حالا دیگه وقتشه"
روی ماسماسکم گشتم; نداشتمش...
اما در مورد بعضی اهنگ‌ها احتیاج به پخش کننده ندارم. و این قطعا جزو یکی از اونها بود. حقیقتش رو بگم خودم همون لحظه متوجه این موضوع شدم.
تک تک صحنه‌هاش تو اون اجرای سیاتل یا اون یکی تو شیکاگو که ته نوارهای ویدیوی فیلمفارسی یا شاید جنگ نوروزهای کانال‌های لس انجلسی جا خودش کرده بود خوب به خاطرم مونده بودن. تمام اون یک ساعت‌ها و دو ساعت‌ها برای من یه جک یخ بود و فقط شوهای ضبط شده‌ی آخرشون دستور.
با این وجود احساس کردم دارم به جای اون خاطره‌های سر باز کرده جیمی هندریکس رو توی عرشه با یه کاور براق می‌بینم که داره بولد لاو یا شاید لیتل وینگ بی‌شرفش رو میزنه.
داشتم می‌دیدمش...اما اون برای من "دست تکون نمی‌داد" حتی نگاهمم نمی‌کرد...نمی‌گم که داشت کم محلی می‌کرد بلکه تمام حواسش به گیتارش و چیزی که می‌زد پرت بود و تازشم با اون کلاه چرمی چریکی که روی سر انداخته بود و با اون نصف لیوان اسیدی که بالا رفته بود عمرا اگه حتی می‌تونست قیافه خودش رو تو آینه تشخیص بده
به خودم که اومدم دیدم کشتی ترک محل کرده. ساعت هم راسا و رسما یک رو نشون می‌داد.
و اما کف دستام, سرخ شده بودن...بدجور

-------------------------
Pearl Jam - Yellow LedBetter
Album: Realeased As a B-Side For Their Single Jeremy - Also On Lost Dogs
Year Released: 1992
Download
------------------------

Comments (1) Trackbacks (0)
  1. این جور چیزا به ماسماسک احتیاج نداره…تو گوشه آدمه…یا تو ذهنش…یه دفعه جایی که نمی دونی کجاست دکمه پلی رو میزنه…


Leave a comment

(required)

No trackbacks yet.