Under A Red Sky

حروف. کلمات. جمله. پاراگراف. متون...
امان.
امان از کلمات. این کلمات می تونن وقتی تو له له میزنی بر علیه ات باشن. می تونن نامرد باشن.
میتونن...میتونن مرگت بدن. می تونن بکشن.
هیچ نمیتونی بفهمی وقتی داری فلان جمله رو از دهن فلانی می شنوی باید منتظر چی باشی.
جملات میتونن غافل گیر کننده و وحشی باشن. میتونن به زیرت بکشن. به ناحق
کلمات ادم هارو خرد میکنن. طوریکه به میلیون ها تکه ریز تبدیل بشی و هیچکس...طوریکه که هیچکس نتونه جمعت کنه. حتی پیدات کنه.
این قدرت کلمه ست. این قدرت اصوات خود ساخته ی دست بشره. حسش میکنی؟
کلمات میتونن مادر بگا.ن. میبینی؟ به همین راحتی بهت شوک وارد کنن
کلمات میتونن مادر بگا.ن اما در مقابلش اصوات بکر و دست نخورده رو داریم.
در مقابلش نت های موسیقی قرار میگیره.... موسیقی که هرگز نتونسته به خودی خود کسی رو آزار بده. زجر اندازی بکنه. نفرین شده باشه. هرگز مویی کف دست نت های موسیقی برای کندن پیدا نمیکنی.
موسیقی خالی...موسیقی به تنهایی همه اش لطفه. ممکنه تو ازش خوش ات نیاد اما به طور عمد کاری نمیکنه که باعث خوش نیومدن تو
بشه. ممکنه ازش متنفر بشی اما موسیقی باعث تنفر تو نیست. همه اش دست خودت و ذائقهی لعنتیته.
کلمات میتونن مادر بگا.ن. اما
---------------------------------
Explosions In The Sky - Your Hand In Mine
Download
---------------------------------
میشه گفت با جدی شدن آلترنیتو راک و نهضت ایندی بازی در آمریکا که اوایل دهه نود شروع شد از اواخر دهه نود که سبک نویز راک قوام پیدا کرد تا به امروز ادامه داره. البته شاید از 30 سال قبل که پدرخواندهی این سبک یعنی سرف راک پایه گذاری شد کم و بیش شاهد تولید شدن اینجور موسیقی
بودیم. اما اوج شکوفایی سبک اینسترومنتال راک در عصر ماست...همین الان.
هیچ وقت در هیچ زمان اینقدر گروه خوب و اینقدر موسیقی شکل یافته در سبک اینسترومنتال راک نداشتیم. هر چند مولفهها ثابت هستن و حتی گاهی اوقات موسیقیشون به قدری بیهویت میشه که اگر اسم گروه رو عوض کنی و زیر یه نام یه گروه دیگه عرضه کنی کسی متوجه نمیشه اما اکثر گروه ها هر چقدر
هم که تفاوت گذاری و تفکیکش برای ما سخت باشه تقریبا به سبک مشخص خودشون رسیدن و برای شنوندگان جدی در کارهاشون به اندازه کافی امضای خاصشون رو به کار بردن.
گروه
Explosions In The Sky
در سال 99 کار خودش رو با سه گیتاریست و یه درامر شروع کرد. اهنگ هاشون به نوعی حماسی و مثل اسم گروه خیلی سینمایی و نمادینه. چیزی در کارشون برای من خیلی به چشم میاد, امیده و شوق برای ادامه زندگیه. با شنیدن تک تک اهنگاشون حس میکنی که داره روایت روزمرگی و دلمردگی ادم رو هارو بیان میکنه. داستان ادم های خیلی عادی و سر خوردگیهای خاص خودشون رو. آدمهایی که با وجود سختی و خستگی هنوز قصد دارن به راه ادامه بدن.
شاید بارها از راه باز افتاده باشن اما در نهایت با تمام گز گزی که پاشون میکنه. با تمام منقبض و منبسط شدنی که کاسه سرشون میکنه. با تمام عرقی که از سر و گردنشون میریزه; پا میشن.
ممکنه ندوند. ممکنه با سرعت حرکت نکنند. اما صدای قدم برداشتنشون رو حتی یه ادم کر هم می شنوه
حتی یه ادم کر
Cant Be My Own
بگذار امروز سالگرد آن روزی باشد که سعی در من مرد
...یا فردا
اگر وجود دارد, بیامرزد