dizzyrocker.com – Composing Illusions
30Jul/082

My Names Dio

نقش سینتی سایزر در متال دهه هشتاد فقط یک چیزه: تلاش مسخره‌ای برای ساختن فضای ترسناک
مهم نیست گروه های گلم و هوی متال چقدر سعی کنن به پروگرسیوهای دهه هفتاد برسن مهم نتیجه‌ست که همیشه منفیه.
پس چی کار می‌کنیم؟ - از خودشون پرسیدن
یه خواننده پیدا کن که بتونه صدا تو گلو بندازه و هوار بزنه. اوه یه!
نه نه
اوووووووووووووووه اوووووه یه
چه افتضاح
یا یه همچین چیزی. و این وسط احتیاج به یک منتور یا عموبزرگ خوب و تاثیرگذار داریم که کسی نیست جز آقای دیو.
وقتی جناب اوزی رو از بلک سبث عظیم بیرون انداختند به یه فرد احتیاج بود که بتونه تاثیر اندازی کنه.
یه "وگگگگالیست" لازم داشتن چون یه وکالیست به تنهایی نمی‌تونه جای اوزی آزبورن رو بگیره.
و همین جناب وگالیستمون هر چقدر هم که خوب باشه به خاطر جدا شدن از گروه قبلی خودش, و به پایان بردن یه گروه خوب به نام رین‌بوو, و جانشینی آزی عجیب مورد تنفر قرار گرفت و  هیچ شکی!.
جدا شدن او از رین‌بوو به دلیل این بود که نمی‌خواست به طرف تجاری شدنی بره که ریچی بلکمور تدارک دیده بود اما پیوستنش به بلک سبث در اصل تجاری و به نظر تا حدود کمی هنری بوده. اما بلک سبث رو که دور بریزیم از سال 82 که رونی جیمز دیو گروه خودش دیو رو پایه‌ریزی کرد میشه گفت در شکل گرفتن موسیقی گلم راک و هوی متال سال‌های میانی و پایانی اون دهه نقش خیلی مهمی رو داشت.
تقریبا 99 درصد وکالیست‌های که در دهه هشتاد اومدن تنها یک مجسمه برای خودشون در نطر داشتن: آقای
وگگگالیست.
و اون جیغ‍های قدرتمندش

---------------
Dio - Holy Diver
Album: Holy Diver
Year: 1982
Download
-----------------


آهنگ در مورد پایان کار شیطان نوشته شده و به سقوط مقدسش به سر یا شاید قعر جهنم اشاره داره.
اما کار شیطان هنوز تموم نشده. درست مثل ادم هایی که تو صحنه‌های کلیشه‌ای فیلم های تخ.می تیر می‌خورن و به سیم آخر می‌زنن شیطان هم به سیم اخر میزنه سوار ببرش - که نمونه ی مسیحی همون خر دجال ما باشه - به هر کسی حمله می‌کنه مرد زن کشیش و ناکشیش...کی میدونه شاید حتی خود خدا رو هم به زیر بکشه

29Jul/080

FLUSH!

Come as You Are
گوش کردن وقتی کنار حرم رضا وایسادی و قسمت بالای ضریح رو که گمون میدی تف مالی نشده با انگشتات - بی نظر از هدف خاصی - حلقه می‌کنی برای خودش عالمی داره.
مشهد! گرم, شلوغ و کثیف بود. خوشحالم اونجا نبودین و چیزی به این موارد اضافه نکردید

Filed under: Life No Comments
23Jul/080

War!, Yet No Bullets

در جنگ بدون بمب و اسلحه عامل مرگ سربازان بخت برگشته, خودکشی‌ست

Filed under: Out of Bounds No Comments
13Jul/082

What Shall I Do

شاید عجیب به نظر برسه که چطور آدمی که حالش از هر دینی به هم می‌خوره و وزنه‌ی قبول نداشتن خداش روی
51
درصد الی بالاست می‌تونه به مذهبانه‌های سیاه پوستان - گاسپل - علاقه داشته باشه و باهاشون ارتباط برقرار کنه. دلیلی که میشه تراشید: به این اهنگ‌ها فقط به صرف اهنگ و موسیقیایی نگاه می‌کنم و در مرحله‌ی بعد انقدر اینجور اهنگ‌ها قدرتمندند که حتی بعضی وقت‌ها باعث میشن ما از ادم‌هایی که به هر نوعی - از نویسنده ناشناسش در سال هزار و هشتصد و فلان میلادی تا هزاران نفری دیگری که - در ساختشون دست داشتن طلب آمرزش هم بکنیم.
خب البته نه فقط به این دلیل که اونهارو دین دار واقعی میدونم چون اونجا هم دین زورکی داریم هم ادم متظاهر. نه به این دلیل که دین‌شون رو درست میدونم که بدون عمیق مطالعه کردن دین‌شون همین دو قلم مسیح پسر خدا دونستن و اعتقاد به از قبل امرزیده شدن کارهاشون به اندازه کافی مسخره هست.
نه به این دلیل که مرغ همسایه رو بوقلمون یا یه همچین چیزی می‌دونم و برای فرار از گندولی به نام اسلام حکومتی و غیر حکومتی مدح چیز دیگه رو خواهانم. فقط به این دلیل که وقتی این موسیقی رو می‌شنوی کوچک ترین شکی در واقعی بودن اعتقاد و خالص بودنش نمی‌بری. نمی‌دونم چرا...نمی‌دونم این جادوست, توهمه, یه پنداره یا چی...اما حداقل من نمی‌تونم بگم خواننده و گروه کر و حتی شنوندگان کلیسایی پشت این کار واقعا به چیزی که میگن اعتقاد ندارند. قرار نیست قدیس باشن. قرار نیست ادم‌های بی‌گناه یا حتی خوبی باشند. فقط قرار همینی که هستن باشن.
همین کافیه...فراتر از کافی برای لذت بردن از موسیقی و امواجی که حداقل حداقلش تا چند دقیقه روت تاثیر می‌گذارن, به فکر وادارت می‌کنن, باعث میشن یاد افولات شخصی‌ات بیوفتی و شاید تکونی به خودت بدی.
یاد مسیح رو ول کن. همینقدر که از خودت بپرسی چی هستی و چه; کافیه.
نه...اصلا فراتر از کافی...
عالیه

------------------------------
Della Reese - Hush, Someones Calling My Name
Download
------------------------------

9Jul/081

Tell You What

انگار که داشت از چهارچوب دید, دایره‌ی افکار, نمی‌دونم یا شاید از در خروجی بیرون می‌رفت که یهو برگشت به طرفم. دستش رو کند کند اورد بالا انگشت اشاره رو یه جوری رو هوا طوریکه که نه طرف خودش بود و نه من; گرفت و شاید برای اولین بار مخاطبم کرد:
اصلا می دونی...
من حتی همینی‌ام که هستم نیستم.
از من چه انتظاری داری؟
برگشت و از در زد بیرون
انگار که هرگز وجود نداشته
انگار که اصلا نبوده...هیچ وقت

Filed under: Out of Bounds 1 Comment
7Jul/080

Holy Insect

Holy Words

Filed under: Sketches No Comments