Play it all Night Long
توناتیک یه نرم افراز کم حجم و جم و جور که وقتی می خواین از اسم و رسم یه اهنگ ناشناس با خبر بشین به کمکتون میاد
البته فکر میکنم قبلا هم معرفی شده باشه اما محض عرض ارادت! حس کردم باید معرفیش کنم.
برنامه های مشابهی دیگه ای هم برای اینکار داریم ولی حسن توناتیک یکی به کم حجمی و جمع جور بودنش و دوم به آرشیو سر ترشه.
نمیتونم بگم تا حالا هر اهنگی رو روش امتحان کردم جواب داده اما راندمانش خیلی راحت 75 درصد هست.
به هر حال موقع فیلم دیدن ما زیاد به کار اومده و جون نجات داده.
Such a Loooong Way
کاش میشد در کنار موفقیت آدم ها لحظات ترس و استیصالشون رو هم دید. لحظاتی که دیگه خسته شده بودن. لحظاتی که برای بار صدم یا هزارم تصمیم به بی خیال شدن و ادامه ندادن گرفته بودن. لحظاتی که از شدت فشار کار اشکشون داشت در میومد. لحظاتی که به خودشون میگفتن "آیا واقعا نتیجه برام داره؟"
اینجوری شاید ما یاد می گرفتیم که قوی تر باشیم.
Cat on the Wall
این گربه چند روزه که حدود ساعت 10 11 اینا میاد کنار دیوار جلوی اتاقم یه نیم ساعتی به موسیقی که از اتاق پخش میشه گوش میده و تلپی تا 6 و 7 بعد از ظهر مثل یه سلطان بی غم! ولو میشه
هیچ متوجه دید اتاقم و منظره فوق العاده و بکر روبروش شدید؟
تمام شهر رو به صورت خلاصه و فشرده جلوی خودم دارم: یه دیوار بلند بتنی.
The Hardest Part
تا حالا مشکل ندیدی که به این میگی مشکل. یا وقتی بدترش رو نبینی نمی فهمی سخت تر از این هم ممکنه.
حالا قضیه ماست.
وقتی خواستیم سیگار رو ترک کنیم گمون بردیم که ای....این سخت ترین ترک دنیاست یا باید باشه! اما الان مشخص شد که نه نبود. حالا سخت تر از ترک یه مخدر سبک چی می تونه باشه؟ ترک غذایی!
وقتی تصمیمم برای ترک سیگار جدی شد که مشکل کهنه ی سینوزیتم زد بالا و کارم به آزمایش کشید. اونجا فهمیدم وضعم نسبت به سه سال پیشش که عود کرده بود و پیش همین دکتر رفته بودم - با مقایسه آزمایشات - بدتر شده. البته به دکتر گفتم که سیگار نمیکشم. اون هم البته باور نکرد! اما گفت از رفقای سیگاری دود عطر بوی غذا و چیز و واچیزهای دیگه ی تحریک کننده باس دوری کنی.
نوع ترکم ناگهانی بود یعنی از وقتی از مطب برگشتم دیگه نکشیدم. گمونم دو سال میشه تو همین وبلاگ یه پست زدم براش اشتباه نکنم اواسط تابستون بود. حالا حس پیدا کردنش نیست.
اما گذشت تا برسیم به دو سه هفته پیش که همشهری رو اتفاقی برای آگهی هاش خریدم. قبلا در مورد مضرات نوشابه زیاد شنیده بودم اما واقعا هیچ وقت نشستم بخونمشون.
یه مقاله بود راجع به مضرات نوشابه و اینکه دندون های نازنین عالیجنابان رو به خاکشیر عظما تبدیل میکنه. به اون قسمت مقاله اش که رسیدم یهو عین کسایی که وقتی اتوبوس تو ایستگاهی وایساده از هپروت خودشون خارج میشن و یادشون میوفته که باس پیاده بشن یه ربط پیدا کردم بین تیر کشیدن دندونام و این نوشابه لعنتی.
چند وقت بود که حتی با یه مایع نه خیلی سرد یا گرم هم دندونام تیر میکشید. اخرین حلقه ی این دور باطل هم عادت من به قرقره کردن نوشابه و نگه داشتن هر جرعه به زمان نسبتا زیاد تو دهنم بود. خب چون شاید یه ماه و نیم قبلش برای چک کردن پیش دندان پزشک رفته بودم و بهم گفت مشکلی نداری و همینطور چون عادت جیش مسواک لالا فراموش نمیشه حتی وسط ظهر معلوم شد که متهم ردیف اول کیه.
به این شکل.
حالا مساله این که همیشه باس یه مشکل پیش بیاد که به فکر بیوفتیم ولی یه از اون ور ماجرا در درجات یلخی گری! باز برای دلداری به خودم! اوضاعم بهتر کسایی که مشکل رو می فهمن اما اصلا براشون مهم نیست لابد
راستی
مصداق مشکل بزرگتر هم همین الان عینی شد! اگه ترک یه مخدر و یه ماده غذایی انقدر سخته پس فردا یا پس-اون فردا با فرض اینکه من تا 50 55 سال دیگه امید به زندگی دارم برای ترک این دنیا چی کار می خوایم بکنیم.
این گونه ست.
پا پی: خبر خوش هسته ای برای مصرف داخلی(یعنی خودم): ظاهرا موفق شدم پسورد بلاگ رولینگ رو پیدا کنم. فردا یه تمیز کاری میکنم سر فرصت.
Mademan
جالبه همین جامعه ای که به بچه اش میگه ورجه وورجه نکن. تو خونه بالا پایین ندو. یه جا بگیر بشین. تو نوجوونی میگه انقدر دنبال توپ ندو. شلوغ بازی در نیار به جون فلان کسک فامیل نپر. تو جوونی میگه پول خرج باشگاه رفتن نکن. امروز غذا رو بیرون بخور و فردا رو هم همینطور...انتظار داره که بچه اش یه آدم قبراق و ورزشکار باشه. اونوقت همین جامعه میگه ا ا تو چرا اضافه وزن داری... از اون طرف اون هم وضع دخترای این مملکته که جسم دو سه کیلویی رو هم نمی تونن بلند کن. ده قدم راه میرن پا و دست! درد میگیرن.
دو روز قبل وقتی شنیدم افشین قطبی می خواد بره براش "عمیقا" خوشحال شدم و به تصمیم و دو دو تا چهار کردنش آفرین گفتم. چیز جالبی نیست که از رفتن - در نوع خود - یه نخبه جامعه خوشحالی کنی. اون هم به خاطر کسی که باعث شد بعد از قرن ها! یادت بیوفته که اه... تو طرفدار پرسپولیس بودی یه زمانی! و بشینی بازیا رو ببینی.
اما اگر الان به عنوان یه برنده نمی رفت. سخت نبود فصل بعد در رفتنش رو دیدن.
این گونه است.
یا حق