Deadcold
منم من
سنگ تیپا خوردهی رنجور
منم
دشنام پست آفرینش
نغمهی ناجور
نه از رومم
نه از زنگم
همان بیرنگ بیرنگم
منم من
بیا
بیا بگشای
بیا در بگشای
که دلتنگم
م.امید
-
نهیلیستیکترین شعر نوی معاصر با قابلیت عالی برای تبدیل شدن به ترانه
دو تا چیز لازم داره یه صدای باریتون ادی ودر مانند...یه گیتار فندر استراتوکستر سفید
Outta Ma Mindd
یه عمو دارم هر چند به چند وقت گیر میده به دو رنگ تک و یه دوره پاش میمونه
آبی و سفید
سبز و زرد
زرد و قرمز و الی عالم بالا
هر بار هم در مورد رنگ های جدیدش کلی نظریه پردازی میکنه
موندم که با پنجاه و خورده ای...شصت و خورده ای و حالا با هفتاد و خورده ای سال سن چطور هنوز تمام ترکیبات دو عنصری رو کار نکرده
علامت تعجب
The Truth
(Dead End)
The Then Corrupted Company of Ours Came To It Knees
By Then Corrupted Company Of Very Own Came Down To-It-Knees-Baby
Just With a Single Question
By Telling No Lies
Just With that simple question...
hey im talking to you
dont turn your back on me now
not now
what happend to our trust
i cant believe this just made me look a like fool
i had no money or no-what-so-ever
say life
anyways
how could ive tried to overlook this?
Hey im talking to you
dont turn your back on me
im a fool
See the problem is that ive listened to you
now the truth came outta nowhere
hitting like concrete really
this is the problem now
dont turn your back on me
not now
heyI Can Hear The Sirens
I Can Hear The Sirens
I Can Hear The Sirens
They are Gonna Take me Away
Oh Yes and You too For Sure
Oh Yeah, We Are Goin Our Very Own Seperate Ways
You To the Mourge I To The Jail
Dont Turn Your Back on me Now
Hey, Hey, Hey...
Suit Yourself

میخوام یه چیزی بگم و اصلا برام مهم نیست که چی فکر میکنی
میخوام یه چیزی رو باهات در میون بگذارم و اصلا اهمیتی نداره که تو چی فکر میکنی لعنتی
میخوام...میخوام یه چیزی رو...یه چیزی رو
یه چیزی رو بگم
...
Buddy Guy - Shes Nineteen Years Old (2.5 MG)
Download
Lil’ Dirteh Secr’t
یه سری کارها هست که اسمشون رو گذاشتم "خرده لذت". چطور جک گفتن یه "خرده خنده" به حساب میاد و کارکرد آنی و لحظه داره و عمیق نیست این خرده لذت های من هم کارهای ناگهانی که معمولا طبق عادت و برای هیجان بخشی سریع و رسیدن به اون احساس غنج رفتن دل شخص شخیص انجام میدم.
برای اولین مثال وقتهایی که تنهام و مزاحی چه از نگاهی و تعارفی سر بارم نیست از بین دری که در حال بسته یا باز شدنه به اونور میپرم
سعی میکنم در رو موقع بستن سریع ببندم تا زمانی کمتر برای کارم داشته باشم و عکسش موقع باز کردن خیلی اروم باز کنم. به خصوص روی درهایی که بالاشون رگلاتور و فنر داره و حسب اتفاق فنر مذکور خرابه و نمی دونی در تا کجا عین ادم کار میکنه و کی یهو بسته میشه
به غایت احمقانه و پوچ اما لذت بخشه.