یه سری کارها هست که اسمشون رو گذاشتم “خرده لذت”. چطور جک گفتن یه “خرده خنده” به حساب میاد و کارکرد آنی و لحظه داره و عمیق نیست این خرده لذت های من هم کارهای ناگهانی که معمولا طبق عادت و برای هیجان بخشی سریع و رسیدن به اون احساس غنج رفتن دل شخص شخیص انجام میدم.
برای اولین مثال وقتهایی که تنهام و مزاحی چه از نگاهی و تعارفی سر بارم نیست از بین دری که در حال بسته یا باز شدنه به اونور میپرم
سعی میکنم در رو موقع بستن سریع ببندم تا زمانی کمتر برای کارم داشته باشم و عکسش موقع باز کردن خیلی اروم باز کنم. به خصوص روی درهایی که بالاشون رگلاتور و فنر داره و حسب اتفاق فنر مذکور خرابه و نمی دونی در تا کجا عین ادم کار میکنه و کی یهو بسته میشه
به غایت احمقانه و پوچ اما لذت بخشه.

Leave a Reply