روز به روز دلایلم برای نفرت از تکنولوژی بیشتر میشه. یه زمان تنها چیزی که لازم بود بدونم ادرس ایمیل و پسوردی بود که تو یه کافی نت که خودش از مظاهر پیشرفت بدون ترمز مملکت بود خلاصه میشد. ایمیلی که نه ورودی داشت نه خروجی! خب خود کامپیوتر چیزی بود در حد سفر خارج رفتن. اینترنت که اصلا نمی دونستیم وجود داره. الان… حتی یادم نیست تو چندتا وب سایت فرم عضویت پر کردم.
حالم از هر چی فرم ثبت نامه به هم می خوره.
در اینده ی شاید نه چندان دور یه روزی میرسه که فناوری که صبح ارایه شده
همون شب اش با یه محصول جدید کهنه حساب بشه. هر چقدر برای خرید
الکترونجیات صبر کنی چیزی از دست ندادی
حالم از اون ماس ماسک جدیدی که اومده دستگاهی که من فقط دو ماه
پیش خریدم قدیمی جلوه بده به هم می خوره.
هی پسر. فلان نرم افزار رو داری. با فلان چیز کار کردی؟
نسخه ی جدیدش رو دانلود کردی؟ نسخه ی جدیدش اومده. نسخه ی جدید.
نمره نرم افزار همینطور بالا میره بدون که تغییر اساسی کرده باشه. فقط برای اینکه
لابد قافله جات نگذازه.
حالم از هر چی نسخه ی جدید و اصلاحات امنیتی به هم می خوره.
بیشتر از همه حالم از سایت و وبلاگ هایی به هم می خوره که
پست به پست و مطلب به مطلب دستگاهی بررسی میکنن و وب سایت های تخمی تخیلی که سر
هیچ و پوچ به پول رسیدن رو معرفی میکنن.
حالم از هر چی سایت کامیونیتی و دست جمعیه به هم می خوره. از هر چی استارت اپ و وب 2 ه. از هر چی کنسول جدید صد میلیون پیکسلی. از هر چی که گوگل و مایکروسافت و سایت اشتراک گذاریه.
این همه سر و صدا و شلوغ بازی در اوردن برای چیه؟
انقدر اشباع درست کنی که مسائلی به طور عادی باید جنبه سرگرمی داشته باشه حال به هم بزنه.
همین روزاست که کار دست یکی از تی شرت هام بدم. واقعا همین روزاست.
Leave a Reply