پینگ: رجوع به آخر متن ابتدا این مطلب رو بخونید.

این روزها داغ ترین بحث موسیقی زیر زمینی ما شده محسن نامجو.
خب اشناییم با نامجو بر میگرده به پارسال که یکی از وبلاگ ها به طور کوتاه معرفیش کرده بود یه اهنگ هم ازش گذاشته بود برای تشخیص هویت
و تست ذائقه. اون موقع از کارش خوشم نیومد و جدی نگرفتمش. حالا دلیلش بی دقتی در گوش دادن بود یا ناخوش احوالی یا بی حوصلگی, فرقی نداره. گذشت و گذشت تا چند ماه قبل که یکی از بچه ها یه کاست ازش گذاشت. (البته کاست که نه. از رو هارد کامپیوتر بود ولی ما هنوز تو دوران کاست بازی موندیم و احساس راحتی می کنیم. موضوع ارثیه. درست مثل مادرم که به سی دی میگه صفحه و یا عموی بزرگم که میگه موج تلویزیون رو عوض کن) خلاصه این بار از کارش خوشم اومد. به نظر میاد تو این شلوغ بازار که هر کس و ناکسی اسمی برای خودش در کرده از معدود ادم هایی که می دونه چی کار میکنه و به قول معروف هردمبیلی نیست. تو مطلبی که بهش لینک دادم اشاره ای شده به دزدی و کپی کاری نامجو از کارهای خارجی. اول از هر چیز بگم که کلا پنج اهنگ بیشتر از نامجونشنیدم (هنوز گیرم نیومده) و در کل حرفی که میزنم با شناخت کامل نیست و اصولا قرار هم نیست دفاعیه باشه. یه جور کلی نگریه.
خب واقعیت اینه که هر سال میلیون ها اهنگ تولید میشه و به چند میلیون اهنگی در سال های تولید شدند اضافه میشه. اگه مجموع دقایق تمام اهنگ هارو کنار هم بگذاریم شاید هفتاد سال, از نوع بیست چهار روی هفتش برای شنیدن تمامشون کم باشه پس نمیشه صرفا به دلیل مشابه بودن چیدمان کوردها, تمپو یا هارمونی یه اهنگ رو دزدی دونست.
مثلا یکی از نمونه های اخیرش که رد هات چیلی پپرز سر اهنگ Dani California متهم به کپی برداری از اهنگ تام پتی شد. که حالا سوای مشابهات زیادی که بین کار گیتار دو اهنگ وجود داره فکر می کنم دزدی صورت نگرفته چون جان فراسینیت رو - حالا شاید به اشتباه - یه گیتاریست حرفه ای می دونم. یه موسیقیدان حرفه ای هم قبل از هر کس دیگه ای خودش تن به کپی برداری نمیده. چون با کپی برداری نمیشه به جایی رسید. به هر حال این بستگی کامل داره به اینکه شما به چه کسی لفظ حرفه ای می دید.مساله ای دیگه هم در مورد اهنگ های راک و بلوز هست که خیلی چیزها تبدیل به استاندارد شده و ما مثلا یه ریف یه بریج رو ممکنه بارها در اهنگ های مختلف بشنویم و حتی در خیلی از موارد گوش رو برای شنیدنش از قبل در نقطه ی مورد نظر اماده کنیم. مسخره اینجاست که بعضی اوقات بزرگ ترین نوع دزدی ها هم به چشم هیچکس نمیاد. مثلا گوگودالز رو در نظر بگیرید. کل صدایی که گوگودالز تو ده ساله ی اخیر تولید میکنه کپی خط به خط اما برس خورده و تر تمیزتری از گروه Replacements ه. گروهی که در دهه هشتاد فعالیت میکرد و هیچ محبوبیتی هم نداشت و در واقعیت کپی برداری گوگودالز از اونها و حرف و جدال های پیرامونش باعث شناسوندن موسیقیشون در سطح وسیع تر شد.
با اینکه به هیچ وجه نمیشه منکر دزدی هایی موسیقی سازان زیر زمینی و رو زمینی داخل ایران شد اما حتی اگه به ارزش یه حدس هم باشه باید گفت که این دزدی ها معمولا از کارهای محبوب و همه کس شنو انجام میشه تا کاری که چهل سال ساخته شده.
واقعا میزان دسترسی ادم های به قول معروف خوره موسیقی تو کشور ما به این کارها چقدر بوده که حالا بیایم با کسی مقایسه کنیم که خودش گرچه منکر گوش دادن به موسیقی خارجی نیست اما عمده فعالیتش در موسیقی سنتی بوده و کسی چه می دونه شاید کسانی که باهاشون کار می کنه مرتکب چنین کاری شدند. اگه نمونه ی خارجی بخواین کم نبودن کسانی که بدون اطلاع دیگر اعضای گروه تیکه ای رو از کار کسی دزدیدن و بعدا گند کارشون در اومده. به هر حال الان برای نظر دادن زوده. نامجو یه پدیده ست. این پدیده ممکنه محرک یا مخرب باشه. باید نشست و دید. تا اون موقع میشه از کارهای شاید کپی شده, شاید سمپل و سمبل شده ی ایشون لذت برد. گروه کیوسک رو در نظر بگیرید. بله همه می دونیم که کارشون رو از کجا اوردن و به جز لیریکس چیزی از خودشون ندارن اما با این حال کارشون رو می پسندم. امکانش فراهم باشه حاضرم برای کارشون پول بدم و ازشون حمایت کنم. همیشه آسون اینه که کنار بشینی و بگی لنگش کن ولی وقتی عملا وارد کار شدی و دیوارهای دور و برت رو دیدی اونوقت اگه وایسادی میشه به کنتر شماره اندازت یه واحد احترام اضافه کرد.


—————————————–

پا پی: خب این پینگ اونقدرها هم سرکاری نیست. خواستم بگم بعد از یه مدت خیلی طولانی دوباره شروع کردم به جواب دادن به کامنت ها در کامنت دونی. منتهی چون مطمئن بودم هیچ کدوم از شماها وقت کامنت گذاشتن - به فرض اشنایی با خلق و خویی که دارم - منتظر جواب نیستید گفتم بگم که به هر حال جوابم بی خواننده و مسکوت نمونه. یا حق

—————————————–

9 Responses to “compounded rip off”

  1. دیزی عزیز . خوشحال شدم از بازگشتت .
    مطلبت را باید با دقت بخوانم .
    بلاگ نیوز به این مطلب شما لینک داد .

    آشیل

  2. دیزی عزیز . خوشحال شدم از بازگشتت .
    بلاگ نیوز به این مطلب شما لینک داد .

    آشیل

  3. دوست خوب و نازنین؛ این حرفی رو که راجع به کثرت موسیقی و طبیعی بودن شباهت اونها می‌گی اگر اجازه داشته باشم(!) قبول ندارم. مثالی زدی از ردهات و گوگودالز و یک سری گروه که به عقیده من زیاد هم گروههای جدی نیستند. کارهای هزار سالس پیششون رو بدم نمی‌اومد ولی همین دنی کالیفرنیا کف‌گیر ته دیگ خورده یک سری نوازنده و آهنگساز خوب و حرفه‌ایه که نه از دیگری بلکه از یک هیت پر طرفدار خودشون (کلیفرنیکیشن) یکی دیگه ساختن! مثل سکوئل آشغال آنفرگیون متالیکا، آنفرگیون تو! ببین کپی کردن ربطی به بد بودن نوازنده و بی‌استعداد بودنش نداره(بیسیست ردهات یکی از خداترین بیسیستهای زنده‌اس)؛ اما عامل یک چیز دیگریه که کسی نمی خواد قبول کنه و اون هم در غرب مسئله اکونومیک قضیه‌اس و در شرق هم…بماند!
    محسن نامجو رو من در نوشته‌ام، با مداد نامرئی احتمالا(!) گفته‌ام که دوستش دارم و در عین حال ازش بیزارم، و دلیل دم دستیش هم اینه که وقتی “علی” رو گوش می‌دم لزوم تولید مزخرف-کپی به اسم “مرغ شیدا” رو نمی‌بینم!‌ شاید بهتر بود نامجو به جای پنج آلبوم یک آلبوم ضبط کرده بود!(کیارستمی بعد از ده فیلم پنجو هشت و نیم و نه و نیم و سه و بیست و پنج صدم رو ساخت!) می‌فهمم که سخته قبول اینکه مثلا میوز حرفی برای گفتن نداره(با توجه به کثرت طرفدارهاش) و ردهات اگر همین جوری ادامه بده باید تخته کنه و بره ولی حقیقت اینه و بحث هم سر کثرت کار نیست، سر پوله! شما جوون ایده‌آلیست و خوبی هستی و از تمپو و کورد حرف می‌زنی ولی حقیقت خانه‌های دیسکوگرافی قط مسئله دلار و یورو پاونده واسه همینم هست که کارها شبیه همه. (رجوع به سینمای بازاری هالیوود و کارهای رودریگز و تارانتینو) اینا رو یک آدمی که به قول یک نفر دلش می‌خواد معروف بشه و در مرکز توجه قرار بیگره نمی‌زنه، یه بدبختی می‌گه که شب و روزش رو با موسیقی زندگی کرده و می‌کنه.
    از تارانتینو بپرس چرا کیل بیل رو دو تیکه کرد!؟ موسیقی خوب رو هم در ماهواره و اینترنت پیدا نمی‌شه کرد، متاسفانه در ایران درصد خیلی خیلی کمی از مردم به موسیقی خوب روز دنیا دسترسی دارند و خوب هم منظورم ارواسمیت دهه هفتاده نه استیون تایلر آلبومهای اخیر!

    ————————-
    دیزی: سلام. خب هر کس یه جایی تموم میشه. المنت ها و موضوعات تکراری هم چیزی که باید باهاش کنار اومد. یکی از دلایلی موسیقی امروز انقدر متنوع شد و هر روز یه نفر تبدیل به خدا میشه همینه. یه کم از این. یه کم از اون و پرهیز کارهای تکراری. شخصا ترجیح میدم اهنگ های تکراری رو صد هزار بار دیگه گوش کنم تا اینکه به موسیقی متفاوت و جذاب - و در نهایت توخالی - جان لجند فرصت بدم. اما خب سلیقه ست.
    یه چیزی دیگه هم اینکه هر کسی گروهی هر چقدر هم که نواور بوده باشه موسیقیش رو بر اساس تاثیری که از کارهای قبلی گرفته بنا گذاشته. همین اروسمیت دهه هفتادی که شما میگی به گفته خود جان پری و استیون تیلور در ابتدای کار کپی صد درصدی از کارهای یاردبردز و چاک بری و رولینگ استونز بوده و بعدا به صدای خودش رسیده.

    امیر

  4. در این مملکت همه منتظرند تا یکی یکم بزرگ بشه بعد با سر بکوبنش زمین
    من خودم نامجو رو زیاد نمی‌پسندم یعنی موسیقی نامجو رو ولی اینم نمی تونم انکار کنم که
    نمی تونه یک پدیده بشه.

    —————-
    دیزی:خوشبختانه پدیده شدن تو ایران زیاد کار سختی نیست. کافیه فقط یه کم خوب و یا خیلی بد باشی تا سریع معروف بشی. ولی در کل پدیده شدن موفقیت رو تضمین نمی کنه. ارزش کاری که انجام میدی که مهمه.

    ali

  5. من اسم شما رو نمی‌دونم؛ پس همون دوست عزیز صدات میکنم.‌(با اجازه) وقتی از جان لجند به عنوان موسیقی متفاوت حرف می‌زنی، حسابی ناامیدم می‌کنی. به قول معروف جان لجند کیلو چنده؟ موسیقی متفاوت همون موسیقیه که نه تو ماهواره می‌بینی نه تو اینترنت! مثل کلر؛ یا میرو. اصولا موسیقی روز (بازاری) با موسیقی تاثیرگذار و متفاوت کاملا تفاوت دارند. این هم که هر گروهی موسیقیش تحت تاثیر کارهای قبلیشه جمله کلی و نادرستیه. میشه گفت در طول زمان سبک خودش رو پیدا می‌کنه و… آلبوم دارک ساید و ویش یو… کجا تحت تاثیر هم هستند؟! یا وال چه ربطی به این دو تا داره؟
    اروسمیت هم یک مثال بود؛ تو “دریم آن” رو با یکی از آهنگهای جدید اینها مقایسه کن و کلاهت رو قاضی! به هر حال به نظر من این که ما مردم عادی کوچه و بازار گروههای متفاوت رو نمی شناسیم و خونه پرش از ماهواره و مجلات موسیقی مثل رولینگ استون تقضیه می‌شیم دلیل بر این نیست که همه دنیا عین هم موسیقی تولید می‌کنند.

    حقیقت امر اینه که دلم نمی‌خواد این بحث رو ادامه بدم، به این خاطر که وقتمون رو بیهوده داریم تلف می‌کنیم؛ و اطلاعاتمون رو به رخ هم می‌کشیم و از مطلب اصلی دور می‌شیم. بنابراین اگر اینجوری خیالت راحت می‌شه :‌”حق با تو است و تو از من خیلی بیشتر در زمینه موسیقی سواد داری” اینجوری وقت نازنینمون رو صرف یک کار مفیدتری می‌کنیم.
    فرض محال که محال نیست!

    ——————-
    دیزی: جان لجند یه مثال بود…منظورم در واقع موسیقی پاپ و به روز بود که هر دفعه با یه جور حربه خودش رو غالب میکنه.
    -
    به هر حال از اینکه باعث شدم تصور به رخ کشیدن اطلاعات به وجود بیاد برای خودم متاسفم چون هیچوقت برای “حق با تو بودن” چیزی ننوشتم و نمی دونم این گارد دفاعی که شما گرفتی از بابت چیه امیدوارم ناخواسته حرف بدی یا توهینی چیزی نکرده باشم.

    امیر

  6. شوخی کردم، ناراحت نشی دوست عزیز.

    ———
    دیزی: امیرجان من رو دیزی صدا می کنن. شما هم هر جور برات راه دست تره صدا کن. یا حق
    :)

    امیر

  7. Salam rafeegh. khoobi?
    man karaye in yaroo NAmjoo ro nashnidam. hatman khoobe age to migi khoobe ;)
    movafagh bashi mashti

    lord Kavi

  8. هه هه…تازگیها یکی از دزدی های دیگه آقای نامجو رو هم کشف کردم.ایشون اینتروی آهنگ ترنج رو از آهنگ La Femme d’Argent گروه Air که یه بند فرانسوی هست بلند کرده . قضاوت با خودتون

    Bahram

  9. من اوریجینال اکثر آهنگایی رو که خونده شنیدم. بیشتر آهنگاش دقیقا کپی از آهنگای خارجیه. چند تا نمونه که یادمه:
    مرغ شیدا : نیروانا
    جبر جغرافیایی: نیروانا
    ترنج: کمل
    وق وق: کینگ کریمسون
    چشمی و صد نم: جان فاهی
    گیس: نیل یانگ و هایده!

    Amirkhosro

Leave a Reply