Archive for October, 2006

shhhmoke

Wednesday, October 18th, 2006

برای کسانی که اراده ی لازم رو ندارن دست جمعی عمل کردن میتونه بهترین راه باشه. اول تابستون سه نفری قرار کردیم که یک بار برای همیشه سیگار رو بگذاریم کنار. جون‌مون رو به معنای واقعی خلاص کنیم.
مثل ادم های متمدن قول دادیم که سر خودمون رو گول نمالیم و یواشکی سراغش نریم.
خب خودم بیشتر [...]

Read the rest of this entry »

Zero Conditional Laugh

Thursday, October 5th, 2006

چرخيدن تو انباری يکی از لذت بخش ترين کارهايی که گهگاه انجام ميدم.
با سر فرصت و امادگی قبلی ميرم پايين و به زور احساسات شديد نوستالژيک که از تکه پاره‌های خاکی انباری زندگی یيرون مي‌کشه ساعت‌ها خودم رو مشغول مي‌کنم.
ديروز رفتم پايين دنبال ارشيو نصفه و ناقص دنيای سخن.
پدرم هر ماه می‌خريد. وفتی مثل تمام [...]

Read the rest of this entry »

Man on the Moon

Wednesday, October 4th, 2006

مرگ از پنجره بسته به من می‌نگرد
زندگی از دم در ، قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد کرد
در شبی تیره و سرد,
تخت حس خواهد کرد که سبکتر شده است
در تنم خرچنگی است
که مرا می کاود
خوب می‌دانم که تهی خواهم شد
و فرو خواهم ریخت
توده زشت و کریهی شده‌ام
بچه هایم از من می‌ترسند
آشنایانم نیز ,
به ملاقات [...]

Read the rest of this entry »

eyes wide shut

Sunday, October 1st, 2006

یک شب نخوابیدن. صبح روز بعد خوابیدن و در نهایت به هم خوردن خواب.
سه‌ی شب بیدار شدن و از اون طرف حدود ساعت شش ولو شدن!
بالاخره یه روز باید به روال عادی برمی‌گشت. و چه سخت هم:
شش و نیم بعد از ظهر - بیست دقیقه‌س اومدم خونه نباید بخوابم. چی می‌تونه سرگرمم کنه. ممممم!. برم [...]

Read the rest of this entry »