gaybians
تحلیل دعواهای اخیر به یک نشانه شناس احتیاج داره که امیدوارم یکی زحمت بکشه و فهرست کاملی ارایه کنه. تا اون موقع این چیزها به ذهنم میرسه که بگم.
رابطهای به نام همجنسگرایی:
تخلیه جنسی(تجربهی جنسی جدید) به خودی خود مشکلی نداره. اما مهم و حیاتی جلوه دادنش مشکل به وجود میاره. تو جامعه ی ما با این همه بدبختی همجنسگرایی اخرین موضوعیه که باید بهش پرداخت.
تبلیغات یا گذار طبیعی:
رابطه داشتن به تبلیغ احتیاج نداره. داره؟ تا به حال انجمنی به نام حمایت از رابطهی جنسی با جنس مخالف دیدین؟
چند و چون تبلیغات:
تبلیغات و مارش رفتن این ادمها رو دیده ام. هر چیز توش بوده به جز رابطهی انسانی. افرادی که با عجیب ترین قیافهها و به وضوح تحت تاثیر الکل و مواد هایپ.
همجنسگرایی, بیماری یا طبیعت بشر؟:
نه همجنسگرایی نمیتونه بیماری باشه. ابراز علاقه به همجنس بیماری نیست. اما تبلیغ برای همجنسگرایی یک نوع بیماریه. "بیایید همجنسگرا شوید" یک نوع بیماریه. به جامعه نگاه کنید, اونی که از چاقی مفرط رنج میبره دیگران رو هم به خوردن تشویق میکنه. اونی که الکلیه بقیه رو الکلی میکنه. اونی که معتاده به
همچنین. چون خودش ناراحته(و شاید حتی احساس حقارت میکنه) دوست بقیه رو مثل خودش کنه تا تا بار سنگین مغلوب بودن رو از روی خودش برداره. کسی رابطه همجنسگرایی سالم داره هیچ وقت تبلیغ نمیکنه.
نوع برخورد ما با همجنسگرایی:
هیچ وقت نباید جمع بست, اما بسیاری از افرادی که تو جمع همجنسگراها دیدم شخصیت درست حسابی نداشتند. از پشت تلویزیون نمیشه نظر داد ولی ادمی که با اون سر و شکل عجیب به تبلیغ میپردازه عقدهی عدم توجه داره.(منظورم از قیافههای عجیب خالکوبی, سوراخ کردن بدن یا ارایش عجیب مو نیست - که کاش اینها بود)
همجنسگرا نبودن و احترام گذاشتن:
همجسگرایی یک حق به حساب میاد؟
مگه همجنسگرایی ازادی سیاسیه که حق باشه؟
اصلا کی باید در مورد سکس دو همجنس نظر بده؟ مگه دگرجنس گرایی حق به شمار میاد که این یکی حق باشه.
هر چیزی که تو دنیا هست صد در صد حقه.(غیر حق چی داریم؟). اما جلوگیری از تبلیغات مازوخیستی اونها و جلب توجه جوانان مردم یک حق برای ماست.(هیچ نمیشه قبول کرد که با دیدن تبلیغات در مورد موضوعی مشخص ضمیر ناخود اگاه ناگهان از خواب
بیدار بشه و احساس همراهی بکنه ولی تبلیغ و جار زدن زیاد, کشش ایجاد می کنه و باعث به وجود امدن اشتیاق برای تجربهی جدید میشه- تو این مورد هم شک دارید؟)
نوع برخورد همجنسگرایان با ما:
اگر براشون تبلیغ کنی: عزیز هستی
اگر برات مهم نباشه: از کمبود "محبت" رنج میبری
اگر مخالف باشی: "این هموفوب لعنتی", انگار که تمام مشکلات دنیا حل شده و فقط مونده که فلانی و فلانی رابطهی شما رو به رسمیت بشناسند. هر چند باز هم تکرار میکنم در این مورد هم نباید جمع بست.
------------
جمع بندی کنم: همجنسگراها باید ازادی داشته باشند. باید حق ازدواج داشته باشند. باید حق راحت بودن رو داشته باشند. اونها حق دارند تمام کارهایی که بقیه
مردم انجام میدند رو انجام بدن(چون جزیی از ما هستند. از مریخ که نیومدن) اما حق تبلیغ, این یکی رو نباید داشته باشند. دوست من, رابطهی جنسی حداقل تو این زمونه احتیاج به تبلیغ نداره مگر اینکه شما از اون تبلیغ سودی ببری. مطمئنم اونی که اهلش باشه خودش میره دنبالش.
July 4th, 2006 - 17:31
چه نوشته ی خوبی!
July 4th, 2006 - 21:02
تحلیل خوبی بود.
به غیر از این قسمتش که گفتی:
“تو جامعه ی ما با این همه بدبختی همجنسگرایی اخرین موضوعیه که باید بهش پرداخت.”
July 4th, 2006 - 21:44
هر چیزی که تو دنیا هست صد در صد حقه.(غیر حق چی داریم؟)
يه دفعه ديگه به ايني كه نوتي نگاه و البته توجه كن .
با بيشتر حرفات موافقم .
July 8th, 2006 - 22:43
راک را هم روی طاقچه باید دید دیگر از این پس لابد دیگر ؟