اوايل ف.ک.ر می‌کردم فقط من رخوت زده شدم.
مدتی که گذشت با خود ف.ک.ر می‌کردم که فقط اطرافيان من رخوت زده شده‌اند.
مدتی بعد مت.ف.ک.رانه به اين نتيجه رسيدم که وبلاگيان دچار رخوت شده‌اند.
امروز بدون ساطع کردن هرگونه امواج ف.ک.ری مطمئن‌ هستم که مرده‌ايم.
با اف.ک.ا.رمان دفن شده‌ايم. خيلی زود
———-
ديروز ديکشنری اصطلاحات رو برداشتم تا دنبال چيزی بگردم. دورادور از معنای مفهومی اصطلاح اگاهی داشتم ولی می‌خواستم از وجود معانی ديگه هم مطلع بشم. ديکشنری رو که باز کردم يهو مثل برق گرفته‌ها به خودم گفتم:
آخ پسر! اين لغت حتما فيلتر شده نمی‌تونی دنبالش بگردی.
وقتی ديکشنری رو بستم تازه فهميدم کی‌ام کجام و به کی دادم. نمی‌دونستم و هنوز نمی‌دونم اين موضوع باعث خنده‌ست يا فغان.

Leave a Reply