in search of
برج میلاد در نقشهی گوگل.
----
مقادیری کیک زرد
----
پارک آبی
----
فرودگاه مهراباد
----
تپه های به گا رفته
----
زمین های سوخته
----
سانترفی که میگن ایناس؟
----
این هم چهار تای دیگه
----
استادیوم ازادی
----
نمایشگاه
----
قلعه مرغی
----
دانشگاه تهران
----
بازی تتریس!
----
محل سقوط هواپیمای سی 130(البته فقط یه حدسه(
----
ایستگاه مترو صادقیه
----
تیاتر شهر
----
وزارت کشور
----
دبیرستان البرز
----
پارک ساعی
----
پارک ملت
----
ساختمان های زیر زمینی وسط کویر(اونجایی که رنگ خاک رسی شده زوم کنید کاملا مشخصه اون زیر یه چیزی هست)
----
باند فرودگاه وسط کویر
----
این چی میتونه باشه؟
----
"یا زهرا" وسط کوه - کار مفیدتری نداشتن حتما
----
راکتورهای بوشهر
----
مرکز غنی سازی نظنز
----
این هم تاسیسات اصفهان
lights turned off. who do you blame but you.
با این حرف که تو مملکت قحط الرجال شده مخالفم. بیشتر قتل(معنوی) الرجال شده.
خودمون که گهی نشدیم هیچ, جلوی بقیه رو هم گرفتیم تا مبادا طرف از این "من" لعنتی بالاتر بره.
فرهنگ زمین زدن, فامیل یا باند بازی, تزریق سلیقه و نفع شخصی, برای طرف زدن, کوبیدن, پدر سوختگی, نفهمیدن, نفهمیدن, نفهمیدن.
حالا برید افتخار کنید.
the kucfiliator
از کلیهی نيروهای امداد غيبی, ائمه اطهار و ادلهی فرا علومی متچکرررر هستيم که امروز تيم ملی را به حال خود رها کردند. هر چقدر حماسه ديديم و چيزی چيزی برديم بسه برامون.
-----------
اگر تيم ملی اين بازی رو مقابل مکزيک.... گور باباش. نه؟
-----------
باشه بابا دايی اسطوره. باشه بابا دايی بازيکن قرن. بهترين گلزن کهکشان.
اصلا بگذارينش تو ويترين کونش رو هم بشوريد. ولی هر قهرمانی تاريخ مصرفی داره. هر اوجی فرودی هم داره. چه بهتر که با احترام بيرون بری تا اينکه با خون تو صورت دويدن و آبروريزی. برای اولين بار از سال ۲۰۰۲ بازی رو بدون استرس دنبال کردم.
-----------
تا اطلاع بعدی انرژی هستهای رو عشق است.
ride my beetle(just for today)
تجمع احمقانه بود و دل بستن بهش احمقانهتر.
هر وقت تعداد واقعی جمع از تعداد امضاهای روی کاغذ بالاتر رفت من رو صدا کنيد.
--------
کتک خورديم. خيلی خوب هم. بدون امضا و بدون هيچ نشانی.
--------
پا پی: کميت مهم نيست اما اگر ده نفر امضا کنند و بيست نفر به قصد شرکت در چنين اعتراضی از در خونه بيرون بزنند ارزشمندترين چيز خواهد بود.
تو جملهی بالا صد البته منظور از "من" مشخصه. اما بالاخره تو اين خراب شده بايد کلمه به کلمه برای همه توضيح بدی. (و بدبختانه اين ادم بیثمری که اينجا نشسته حتی از توضيح به "خود" هم ترس و ابا داره)
so far, so bad. so what?
شکست مهم نيست بلکه اولين حرکت بعد از پذيرا شدن شکسته که اهميت داره.
(البته حساب کسانی که شکست رو قبول نمیکنند جدا)
------------------
فکر میکنم بيشتر از هر "چيز ديگه" به ترس خودمون باختيم. نمیدونم اين تفکر(بهش ميگن برنامه؟ برنامه هم اسم خوبيه. ميشه بهش گفت خودکشی از نوع با برنامهش) متعلق به اقای ويچو-نام بود يا به خود بازيکنان.
- بازی کردن اقای کاپيتان يا به تعبير بهتر قدم زدنش. دايی بازیکن خوبی بود و واقعا برای تيم ملی کم زحمت نکشيد. اما بهترين بازيکنها هم زمانی به اخر خط میرسن. چه بهتر ادم خود با پای خودش بيرون بره تا اينکه به بدترين شکل کنار گذاشته بشه. ايوان هلگويرا(شما درست تلفظش کنيد از اين بهتر نتونستم اسمش رو کاغذ بيارم) رو يادم مياد که زمانی هم تو تيم ملی اسپانيا و هم رئال مادريد(لعنت الله عليه!) فيکس بود. کم کم افت کرد. انقدر نرفت نرفت نرفت تا بالاخره رفت! يعنی خيلی راحت کنار گذاشته شد. دايی هم به همين شکل. همون زمان که از اون تيم عربی(قطری بود کجايی بود؟) به صبا اومد ديگه دورانش تموم شد. که اگر نشده بود در بين تيم های خوب خواهانی داشت. دايی هنوز هم قدرت توانايی در سطح باشگاههای ايران رو داره. اما تيم ملی ديگه نه. جام جهانی که اصلا.
- تعويض بیدليل کريمی(اگر مصدوم بود بايد به جای نيمهی اول در نيمهی دوم بازی میکرد).
- پای پلاستيکی اقای درب-بازه-بان که يادم مياد تو بازيهای مقدماتی مقابل عراق و يه تيم اسيای شرقی(تايلند بود مثل اينکه) دقيقا اين اشتباه رو کرد و باعث شد گل بخوريم.
- بازی نکردن عنايتی. من پرسپوليسیام(البته از نوع خونسردش که سالی يک بار هم بازيش رو نگاه نمیکنه) اما اين عنايتی که حالا برای استقلال خوب گل میزنه از زمان ابومسلم خوب بازی میکنه و بازکين موقعيت شناسی نشون داده. به نظرم واقعا حقشه که به جای دايی فيکس بازی کنه.
- پست هافبک وار هاشميان. بازی هاشميان تو هانوفر رو دو سه بار بيشتر نديدم اما ظاهرا به عنوان مهاجم نوک بازی میکنه نه يک هافبک بازی ساز(بازی سازی برای کی؟ دايی تو اين مسابقات گل بزنه که بايد ريد به کل جام)
- فردوسی پور! کلا شخصيت فردوسی پور رو دوست دارم اما ديروز تا گفت رحمان خوب باز میکنه اون اتفاق افتاد. به خرافات اعتقادی ندارم اما بدجوری حال گيری بود.
------------------
ديشب حدود سی دقيقه از بازی پرتقال رو ديدم. تا اين جايی که بازیها پيش رفته بعد از آرژانتين اماده ترين و هماهنگترين تيم اين جام بودن. پاسکاریهای مداوم. سرعت بالا و البته تکنيک اروپايی. فيگو واقعا اماده بود. انقدر اماده که فکر کنم از بازيهای جام ملتهای ۲۰۰۰ هم نمايش بهتری داشته باشه.
از همين الان بايد برای يک ۶ بر ۰ حسابی امادهشیم.
------------------
البته برای کسی که مهم نيست ولی برای ثبت در تاريخ مینویسم به طور سنتی طرفدار ايتاليا, هلند, آلمان و ارزانتين هستم.
som’ se’y he’z crazeh’
يکی از ضربالمثلهای نه چندان گيرای زبان ما ميگه: از هر چی بدت بياد, به سر و روت مياد.
در عجبم چرا من که از بند(Bend) کردن لذت میبرم تو اين دنيا بند شدم. اون هم بند(Bend) چهار انگشته.
------------------
برای ماها که کلا از هياهوی فوتبال پولکی دوريم جام جهانی هم چسبندگی لازم رو به وجود نمیياره. شايد وجود(به قول خوش خیالان حضور- تیم ملی فقط ابراز وجود میکنه. غلط ديگهای که قرار نیست انجام بده) ايران باعث شده بازیها رو کم و بيش دنبال کنم. هرچند هيچ کدوم رو به طور کامل نديدم ولی ظاهرا المان و انگليس و ارزانتين رسما پشم تشريف دارند. المان که ريد. دو تا توپ رفت رو دروازش هر دو تا رو هم اقای اخراج در فينال خورد رفت(الان ميگه ارواح عمهات. عجب بازیهارو دنبال نمیکنی).
انگليس رو نديدم ولی همين که کارشناس برنامه يک دنيا کلی علاف(میخواستم بگم کلی چيز-چيز منصرف شدم. ولی شما بدونيد که چی میخواستم
بگم. بدونيدها. دونستيد؟) خلاصه همين که يارو به نتیجه بازی اشاره کرد خودش برام حجت بود(چیه. نکنه واقعا فاصله کشورها به هم نزدیک شده. ول کن ما رو بابا. از این چیزها تحویل ما نده). ولی اخر نفهميدم اين پسره رونی بازی کرد يا نه(آره بابا رونی رو هم میشناسم).
ارزانتين هم که مادر به قربانش بره! ساحل هاج؟ واج؟ مردان, يعنی نره خرهای شکلاتی-افريقايی نود دقيقه بکارتش رو به گا دادن رفت. فردا(یعنی امروز) هم که بازی تيم ملی جمهوری اسلامی متحدهی فرافکن شدهی ولايت فقيه والايمانیست(تازگیها
به جز اين لقب دور و دراز نشانی از اسم کشورم تو رسانههای خارجی يا داخلی نمیبينم. شايد اسمش رو جديدا عوض کردن؟) از همين الان تقريبا میتونم مطمئن باشم...يعنی چيز....ما مثلا يار سيزدهم هستيم بابا(يار دوازدهم مربيه اگه اون نباشه توپه اگه اون نباشه داوره. اگه اون نباشه مجريان تلويزيونهای کجا نشستیان. اگه اونا نباشن حتما بقال سر کوچهست. اگه اون هم نباشه, يار دوازدهمی نداريم ديگه خوب)
تجربه نشون داده ايران فقط يک ربع بيست دقيقه اول "فوتبال" بازی میکنه. بقيه بازی چيزی بيشتر از زير توپ زدن و تاکتيکهای چانی چونی نيست(مقابل بوسنی رو بی خيال. بوسنی تيم نبود که)
تا ببينيم.