Archive for June, 2006

in search of

Wednesday, June 28th, 2006

برج میلاد در نقشه‌ی گوگل.
—-
مقادیری کیک زرد
—-
پارک آبی
—-
فرودگاه مهراباد
—-
تپه های به گا رفته
—-
زمین های سوخته
—-
سانترفی که میگن ایناس؟
—-
این هم چهار تای دیگه
—-
استادیوم ازادی
—-
نمایشگاه
—-
قلعه مرغی
—-
دانشگاه تهران
—-
بازی تتریس!
—-
محل سقوط هواپیمای سی 130(البته فقط یه حدسه(
—-
ایستگاه مترو صادقیه
—-
تیاتر شهر
—-
وزارت کشور
—-
دبیرستان البرز
—-
پارک ساعی
—-
پارک ملت
—-
ساختمان های زیر زمینی وسط کویر(اونجایی که رنگ خاک رسی شده زوم کنید کاملا مشخصه اون [...]

Read the rest of this entry »

با این حرف که تو مملکت قحط الرجال شده مخالفم. بیشتر قتل(معنوی) الرجال شده.
خودمون که گهی نشدیم هیچ, جلوی بقیه رو هم گرفتیم تا مبادا طرف از این “من” لعنتی بالاتر بره.
فرهنگ زمین زدن, فامیل یا باند بازی, تزریق سلیقه و نفع شخصی, برای طرف زدن, کوبیدن, پدر سوختگی, نفهمیدن, نفهمیدن, نفهمیدن.
حالا برید افتخار [...]

Read the rest of this entry »

the kucfiliator

Saturday, June 17th, 2006

از کلیه‌ی نيروهای امداد غيبی, ائمه اطهار و ادله‌ی فرا علومی متچکرررر هستيم که امروز تيم ملی را به حال خود رها کردند. هر چقدر حماسه ديديم و چيزی چيزی برديم بسه برامون.
———–
اگر تيم ملی اين بازی رو مقابل مکزيک…. گور باباش. نه؟
———–
باشه بابا دايی اسطوره. باشه بابا دايی بازيکن قرن. بهترين گلزن کهکشان.
اصلا [...]

Read the rest of this entry »

ride my beetle(just for today)

Thursday, June 15th, 2006

تجمع احمقانه بود و دل بستن بهش احمقانه‌تر.
هر وقت تعداد واقعی جمع از تعداد امضاهای روی کاغذ بالاتر رفت من رو صدا کنيد.
——–
کتک خورديم. خيلی خوب هم. بدون امضا و بدون هيچ نشانی.
——–
پا پی: کميت مهم نيست اما اگر ده نفر امضا کنند و بيست نفر به قصد شرکت در چنين اعتراضی از در خونه [...]

Read the rest of this entry »

so far, so bad. so what?

Monday, June 12th, 2006

شکست مهم نيست بلکه اولين حرکت بعد از پذيرا شدن شکسته که اهميت داره.
(البته حساب کسانی که شکست رو قبول نمی‌کنند جدا)
——————
فکر می‌کنم بيشتر از هر “چيز ديگه” به ترس خودمون باختيم. نمی‌دونم اين تفکر(بهش ميگن برنامه؟ برنامه هم اسم خوبيه. ميشه بهش گفت خودکشی از نوع با برنامه‌ش) متعلق به اقای ويچو-نام بود يا [...]

Read the rest of this entry »

som’ se’y he’z crazeh’

Sunday, June 11th, 2006

يکی از ضرب‌المثل‌های نه چندان گيرای زبان ما ميگه: از هر چی بدت بياد, به سر و روت مياد.
در عجبم چرا من که از بند(Bend) کردن لذت می‌برم تو اين دنيا بند شدم. اون هم بند(Bend) چهار انگشته.
——————
برای ماها که کلا از هياهوی فوتبال پولکی دوريم جام جهانی هم چسبندگی لازم رو به وجود نمی‌ياره. [...]

Read the rest of this entry »

what this means?

Tuesday, June 6th, 2006

خوشحال بود و فرياد می‌کشيد:
-فهميدم. بالاخره فهميدم.
مثل ارشميدس يافتم يافتم سر می‌داد و خوش احوال بود.
پرسيدم به چه کشف مهمی رسيدی برادر؟
- خيلی اتفاقی فهميدم که چرا خوانندگان زن در مورد مردان و مردان در مورد جنس زن می‌خوانند.
عجب! خب چرا؟
- چون گی نيستند.
—————–
امروز ششمين روز از ماه ششم سال ميلادی‌ست. در سال ۲۰۰۰و [...]

Read the rest of this entry »

t.h.i.n.k

Sunday, June 4th, 2006

اوايل ف.ک.ر می‌کردم فقط من رخوت زده شدم.
مدتی که گذشت با خود ف.ک.ر می‌کردم که فقط اطرافيان من رخوت زده شده‌اند.
مدتی بعد مت.ف.ک.رانه به اين نتيجه رسيدم که وبلاگيان دچار رخوت شده‌اند.
امروز بدون ساطع کردن هرگونه امواج ف.ک.ری مطمئن‌ هستم که مرده‌ايم.
با اف.ک.ا.رمان دفن شده‌ايم. خيلی زود
———-
ديروز ديکشنری اصطلاحات رو برداشتم تا دنبال چيزی بگردم. [...]

Read the rest of this entry »