اقا اين پند و انرزهای اخير بدجور روح معظم زمينی ما را انگولک فرمود و ما را به تلاش برای مکاشفه و تحليل و انگاره پردازی هرز گونه سوق داد و چند آن و چون آن.
اقا چه نامهای که نوشته نشد. اين مادر مرده به گمانم جزوهای يا نيم کتابی بود برای خودش. و عجب احترامی و تفقدی شامل حالش گشت. چنان در خواندنش عجله داشتند که همانجا جر واجرش کردند
اين از هم تحليلهای اقايان صاحب ميز. به جان خودم نباشد به جان خود نامحترمش اگر وقت اضافی داشتم سری به زباله دانی سفارت سوييس میزدم علاوه بر گردش در ميان فضولات خارجی اصل نامه را هم از انجا بيرون میاوردم. ببين نامه چه ارزش ديپلماتيکی دارا بوده که اجازه دادهاند يک کشور سوم(هر چند نخود هر آش) بيايد و سر درب مهر و موم شدهاش را شکافت بدهد.
به جان محترم شما ما, امروز من را چيز خور کردهاند. سر شب که با لهجهی افغانی سخنپراکنی میکرديم و حالا هم که موتورمان گيج-پاج فرموده و چند آن و چون آن.
ما منتظر نامهی بعدی هستيم . به قول معروف بوی نا زيبای جلد دومش کی بيرون میزند و ما در سطل زبالهی سفارت کدام کشور کندکاو بفرماييم؟
بهتر است بگذريم. همين سطور برای گاهنده کردن اين پهنهی گسترده کافی میزند و البته باقی حرفها هم بماند برای کاغذهای ارسالی بعدی.
/////
نه چندان مرتبط و البته بسی تا قسمتی ابری و طوفانی:
امروز چشمان خمارمان ديده به چنين پهن صفحهای گشوده شده و بسی رنجش خاطر فراهم و چند آن و چون آن.
باور بفرماييد در ايران و با اين سابقهی هر چند به گاهش رفتهی مذهبی عجيب است گسترش چنين فتنههایی. حالا ما کاری به اسلام افراطی, غير افراطی و يا اسلام از نوع بیاسلامیاش نداريم اخر ترجمهی چس ماندههای فکری غربی و غالب کردنش به چه هدفی؟
اگر قصد اسلام ستيزی داريد ديگر شما را با خدا چه کار است. اگر هم قصدتان اثبات عدم وجود ذات مقدس است از کتابخانهی بزرگترتان مثنوی بر گيريد و بيتی بخوانيد. به جان عزيز خودش قسم يک بيتش برايم حجت است و تمام.
حالا میخواهيد خدا ستيزی کنيد خوب بفرماييد. صد البته حق صحبت کردن داريد ولی من هم با اويزان شدن به همين حق است که میگويم اين نظريههای علمی ضد ایزدی که از اعتماد دانشمندان غربی به پيشرفتشان در دانش بر میخيزد, مهمل است و باطل.
ديگر عرضی نيست. گشاده بافتيم و بسيار رج خورد. تا بعد
يا حق بر دود.
یالا بگو که منظورت پرزیدنت الفنون نبود…یالا
پوریا
May 16th, 2006