pity
در عالم سينما به بعضی از فيلمها گفته ميشه so bad it's good. ترجمهی کاملش ميشه "فيلمی کاملا جدی که به لحاظ اشتباهات و مضحکی زياد حالت کمدی به خودش گرفته". حتما مترجمان سينمايی ترجمهی معادلی براش دارن که ازش بیاطلاعم. به هر حال چنين احساسی رو بيشتر با فيلمهای هندی تجربه کرديم. داستانهای بیسر و ته که با بازیهای عجيب و دوبلههای شاهکار همراه ميشه و يه درام اجتماعی رو تبديل به کمدی میکنه. هر چقدر سعی میکنم فيلمفارسی(از نوع قبل ۵۷) رو تو اين دسته بيارم نميشه چون اون فيلمها از داخل تهی بودند و يا به عبارت ديگه برای "دور هم بودن" و يا "حالا ساختيم ديگه" توليد شده بودند. به فيلمهای جدی کاری نداريم اما وقتی مجموعههای طنز وطنی چنين احساسی رو برای ما زنده میکنند بهتر نيست از انتن پايين کشيده بشن؟ نمونهی اخيرش مجموعهی پر از آب(بر وزن مستطاب) زندگی به شرط خندهست. تا به حال دوبار بيشتر اين مجموعه رو نديدم اما در تجربهی پنج دقيقهای اول حساب کار دستم اومد. نه تنها بازیها تکرار شده. نه تنها بازيگران در نقش کليشهای خودشون درجا میزنن بلکه جناب نويسنده(نويسندش کيه؟) با پررويی تمام دست به اقتباس از داستانهای ديگران هم زده.
اقتباس به خودی خود مشکلی نداره اما به طور مثال وقتی داستان بزرگ علوی رو به سرقت ببريد و به نام خودتون تر بزنيد توش اونوقت قضيه مشکل دار ميشه و يا ديشب که داستان رو از يک فيلم امريکايی که اسمش رو يادم نيست(ولی تو تلويزيون خودمون ديده بودم- روز نحس, دوشنبهی نحس يا يک همچنين چيزی) برداشته بودند.
وقتی اين سريال و يا به طور مثال مزخرفی به نام شبکهی سه نيم که با وجود چهارده نويسنده مختلف در بيان مفاهيم عين يه بچهی عقب افتاده عمل میکنه بهترين زمان آنتن رو میگيرند ديگه چه جايی برای نقد باقی میمونه؟ واقعا حيف پول ما که صرف ساخت چنين محملاتی ميشه, حيف.
March 21st, 2006 - 05:29
خیلی سخت نگیر رفیق!این جور برنمهها تکلیفش مشخصه :یه سری خیلی حال میکنن و یه سری هم حالت تهوع میگیرن و البته تعداد اولیها خیلی خیلی بیشتر از دومیهاست و دلیل ساخت و پخش این خزعبلات هم همینه