dizzyrocker.com – Composing Illusions
13Mar/061

haste records

هسته رکوردز تقديم می‌کند:

کاری از گروه ذکر خود-آ
البوم آوای هستی
پنج ترانه‌ی شاد در عين حال غم و حزن برانگيز. موزيکی که شما را به اوج می‌برد و ناگهان به زمين می‌کوبد. آوای دلها و شايد کمی پايين‌تر. صدايی که از اعماق وجودی هسته و هستی بيرون می‌آيد. شاهکار ديگری از تک سوپر استار ايران; مهرورز.

با صدای دکتر حاج محمود احمدی نژاد (ملقب به: مهرورز)
تهيه کننده: دکتر سيد حاج مصباح يزدی قمی (شرف الدین)
اشعار: علی معلم
موزيک: علی لاريجانی (بی غم) و جواد وئيدی(حيران)
تهيه شده در بيت رهبری. به ياری گروه مقاومت مقيم جمکران.

۱. راز هستی
چو عشق را در هسته ديديم - فرصت به از ناز دسته ديديم
خوانديم و بوديم خوش لحظه‌ای چند - مانديم کنار حوض علی‌الخند
بخوان امروز و فردا و آن فردا - که گر خواندمان, نخوانيم خوان هفتانش از برای خان
تو ای هستی گر نباشی - تو ای هست هست ما گر تو نباشی
بفروشم مرزها به تاراج, بسوزانم گازها تو گاراژ - تا تو باشی, باش باشی
دکلمه:
می‌دانی که در دل خفته‌ی من چه غوغايی برپاست ای عج؟ می‌دانی که در آن ارتفاع پستت چه گريه‌ها ريخت ريخته‌ايم ای عج؟ می‌دانم که اگر بيايی همه خواهند رفت, من و تو می‌مانيم با يک تخته خالی.(منظور تخته‌ی خواننده است که خالی‌ست)


۲. با ما بمان
ای عج بمان
با ما بمان
ابوالفضل مرده‌ست
تو حالا بمان
نشسته‌ام و ايم اينجا به انتظار تو
شاش‌ام گرفت
بيرون نمی‌آيی؟
رخ نمی‌نمايی؟
درب چاهت را, برای ما اوپن نمی‌فرمايی؟
آخر که ريخت طلای زردم
آخر رسيد نبض قلب‌ام
کجا مانده‌ای ای عزيز قلب‌ام؟
دکلمه: اين حق ما نبود. اين حق‌اش نبود ای حق.
چرا در طول زندگی کوتاه رخ يار نبينم من؟
باشد اين حق مسلم توست ولی حق مسلم ما چه می‌شود؟

۳.ابرها را
حق چو بيرون ريخت,
ارام شد اين دلم
بمب چو ويران کرد,
محکم شد پی‌ام
ديدی که اخر حرف‌هايم نشست.
ديدی که اخر اين جواد فرصت گرفت.
ديدی چه زيبا غنی شد ز فرهنگ؟
ديدی چه رعنا شد هيکلش. دنگ!
دکلمه:ابرها را به دستانت می‌دهم. ابرها را به دستانت می‌دهم تا بوزانی بادها را.
بوزان بادها و برسان هديه‌ی ما را به مقصد.

۴. نقشه‌ی حق
نقشه را بايد شست
جور ديگر بايد ديد.
دوست را ز دشمن
دشمن ز ديو پليد
‌زنمش اب زمزم من مدام
انتخابان کنم هی مدام
می‌گذارم بيرون اين اسی
می‌دهم فحش ان امی
می‌کنم دوست دشمن ديرينه‌ام
می‌دهم باج به اين خونان تشنه‌ام
تا که باشد هستی و انديشه‌ام.
تا که باشد هستی و انديشه‌ام.
تا....که....باشد....هستی و...ان, دی, شه, ام.

۵. نکند؟!
نکند گير کرده‌ای در آن چاه تنگت؟ - نکند چاق شده‌ای در اين سالان مرگ‌ات؟
نکند در رفته‌ای از آن زير؟ - نکند که جا زده‌ای در اين هير؟
نبينم غم‌ات که ويران شوم - قبل ويرانی مثال "حيران" شوم
چو "بی غم" شود زندگی - چو پايان رسد رسم آلندگی
رسد صدای داد و بی‌داد ياران همه چون - اسير درد و همه‌شان دردمندند
دکلمه: نکند نمی‌خواهی بيايي؟
وای بر من, وای بر من اگر لحظه دست از مراقبه بکشم و امدنت را حتی برای ثانيه‌ای به عقب بياندازم. خواهش می کنم, با تمام وجود خواهش می‌کنم رژيم بگير.

عرضه و پخش در تمام مساجد و پایگاه‌های مقاومت کشور.

Filed under: Illusions Leave a comment
Comments (1) Trackbacks (0)

Leave a comment

(required)

No trackbacks yet.