تو این دنیای کثیف حتی تلاش برای برقراری صلح و آرامش هم به احتمال زياد منجر به جنگ و خونریزی ميشه. شايد اين موضوع, اگر نه تنها مورد, بلکه يکی از مواردی باشه که انسان‌های قرن بیست یکم و مدرن, مثل گذشتگان جاهل خودشون با کج‌فهمی و عدم درک به استقبالش میرن.
زاويه‌ی ديد ما از جنگ هميشه از سری حرکات فيلم گونه‌ی فرمانده‌ و دستور دهنده شکل گرفته, از کسانی که با تاکتيک و نظم, نتيجه‌ی جنگ رو عوض می‌کنند. در حاليکه که عوامل سرنوشت ساز در جنگ, نه فرماندگان مقتدر بلکه نيروی انسانی و جنگ اوری‌ست که از جان خودش برای حمله و دفاع می‌گذره.
متاسفانه در زمان جنگ هيچ کس اين سوال رو نمی‌پرسه که ايا تو, سرباز صفر, به عنوان يک انسان حاضر و مايل به جنگيدن هستی يا نه و معتقد هستم که سوای ريخته شدن خون انسانها, چنين برخورد و اماده باش گفتنی دردناکترين و غير انسانی‌ترين قسمت هر جنگی رو تشکيل ميده.
اما دلايل يک سرباز فرضی برای شرکت نکردن در جنگ چی می‌تونه باشه؟
جنگ در زير هر پرچمی در نهايت يک نتيجه به دنبال داره: بکش تا زنده بمونی.
ترس از مرگ: لزوما هر رزمنده‌ای خلوص نيت نداره و کشته مرده‌ی شهادت نيست.
خطر نقص عضو: کی حاضره با بدن سالم به جنگ بره و چند درصد کمتر از چيزی که بود به خونه برگرده؟
قتل: فرمول “کشتن برای زنده موندن”, يعنی کشتن ديگری. حتی در صورتی که مطمئن باشی: اگه تو نمی‌کشتی اون می‌کشت.
مشکلات روانی بعد از جنگ: حتی اگه با بدن سالم از جنگ برگردی ديدن اون همه کشت کشتار عقل سالم برات نمی‌گذاره. اثرات طولانی مدت که جنگ به همراه خودش داره هرگز قابل جبران نيست. برای مثال حال و روز خلبانانی که بمب اتمی روی زاپن انداختند رو تصور کنيد. حتی با وجود اينکه خبر پيروزی برای کشورشون به همراه بردند بعيد می‌دونم که تا لحظه‌ی مرگ, خواب راحتی کرده باشند و البته بدتر از همه اينکه اثرات جنگ فقط در جبهه‌ها و کشته دادن خلاصه نميشه.
به هر حال با وجود دورنمای ايده آليستيک صلح, تصور جهان بدون جنگ تقريبا غير ممکنه و صلح طلبان خواه نا خواه هميشه به اين نتيجه ميرسند که تفکراتشون جز برای کتب به درد جای ديگه نخواهند خورد. حتی اگه بخوايم فوايد سرمايه گذاری در ارتش و سود اقتصادی کلانی که از کنار هر جنگ نصيب کسانی ميشه نديد بگيريم, نسل بشر با الگوی جنگ رشد کرده و همچنان به تفکرات ناسيوناليستی و ميهن پرستی مثل دفاع از پرچم و مرز کشور اعتقاد داره و وفاداری نشون ميده.
با اوضاع فعلی جهان, رويای شکل گرفتن جهان واحد و آرامش جهانی تا ده‌ها قرن ديگه هم امکان پذير نخواهد بود.

One Response to “it goes like this”

  1. بسیار حالب بود. امیدوارم هیچ موقع جنگ نشه چون زیر همون اولی(منظورم 8 سال جنگ) زاییدیم و هنوز داریم آثار 8 سال جنگ رو درست می کنیم.

    جواد

Leave a Reply