dizzyrocker.com – Composing Illusions
28Feb/061

under finger

صدايی می‌شنیدم که می‌گفت "بيا و تحويل‌اش بگير, اين خرابه‌ی نوساز حالا مال توست."

Filed under: Illusions 1 Comment
27Feb/06103

to have or not to

کنکور هسته‌ای

نام درس: معارف اسلامی.
حق را تعريف کنيد.
الف. برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته‌ای.
ب. رسيدن به تکنولوژی صلح اميز اتمی.
ج. پاک کردن نام اسراييل از نقشه‌ی دنيا.
د. افسانه خواندن هولوکاست.

نام درس: متون و دستور زبان فارسی.
۱. برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته‌ای حق مسلم ما ــــــــــ .
الف. است.
ب. می‌باشد.
ج. هست.
د. گزينه‌ی آخر.

نام درس: جامعه شناسی.
۲. برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته‌ای حق مسلم ما ـــــــــــ .
الف. بود و به آن رسيديم.
ب. بود و به آن رسيدند.
ج. هست و به آن خواهيم رسيد.
د. هست و به آن خواهند رسيد.

نام درس: فيزيک.
اگر با در نظر گرفتن اصطکاک هوا يک بمب اتم ۵۰۰ کيلويی را با زاويه شصت درجه‌ و سرعت ۱۲۰ متر در ثانيه به سمت اسراييل پرتاب کنيم, چه مدت زمان طول خواهد کشيد تا بمب به مقصد برسد و چه واکنشی حاصل خواهد شد.
الف. سی و شش دقيقه , بمب به جای اورشليم بيت المقدس را هدف قرار خواهد داد.
ب. دو ساعت و چهل و پنج دقيقه, با توجه به اصطکاک هوا بمب خنثی خواهد شد.
ج. يک دقيقه, بمب جلوی پايمان منفجر خواهد شد.
د. چهل دقيقه, بمب مشقی‌ست.

نام درس: شيمی.
حاصل ترکيب روبرو چه خواهد بود. Bu+Ru+Eu+Ch+UN
الف. IEAA
ب. Co2
ج. Wa + R
د. Oh SHIT

نام درس: دستور زبان عربی.
ترجمه: ايها مسلمون احقاق الحقی و مسلمی فی انرژيه هسته‌ايه.
الف. ای مسلمانان, انرژی هسته‌ای چيست؟
ب. ای مسلمانان, انزژی هسته‌ای چيز خوبی نيست.
ج. ای مسلمانان, حق ما در الکترون و پروتون نهفته شده است.
د. ای بردار مسلمان, برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته‌ای حق مسلم ماست. ما تا اخرين لحظه از مواضع خود عقب نخواهيم نشست و احقاق حق خواهيم نمود که مرگ نهايی از آن غرب و حکومت‌های ظالم است.

نام درس:رياضيات.
با فرض اينکه
IR <> Eu
IR <> U.N
IR <> IS
IR <> U.S
جواب معادله‌ی روبرو چه خواهد بود Ir x Is x U.N x U.S x Eu
الف. معادله جواب ندارد.
ب. به خدا جواب ندارد.
ج. به جان مادرم جواب ندارد.
د. هر سه مورد.

نام درس: زبان اجنبی.
با کلمات در هم‌ ريخته‌ و نامرتب Nuclear Energy is our definite right جمله‌ی صحيح را بسازيد.
الف. Right nuclear our definite is energy
ب. energy is right our defenite nuclear
ج. Right definite our is energy nuclear
د. فرقی نمی‌کند, همه‌ی موارد.

Filed under: Other Stuff 103 Comments
26Feb/062

embarrassed

تو مترو نشسته بودم. دسته‌ی گيتار از سر کوله‌ زده بود بيرون و ناخواسته جلب توجه می‌کرد.
يک مرد مسن, شايد چهل ساله رو در‌ روی من تو راهرو ايستاده بود و برای کم و بيش 3 دقيقه به من و کوله‌ای که بين پاهام گذاشته بودم خيره نگاه می‌کرد. وقتی ديدم نمی‌خواد از رو بره دستامو بردم بالا, همونطور که نگاهش می‌کردم با دو انگشت اشاره دو طرف لب‌ام رو به بالا فشار دادم و براش يه لبخند از سر حرص, از عصبانيت زدم.
از اين کارم خنده‌اش گرفت و معذرت خواهی کرد.

Filed under: Illusions 2 Comments
25Feb/062

southern man

مرد جنوبی!
بهتره مواظب خودت باشی.
فراموش نکن
که قوانين مقدس‌ات چه گفتند.
اوضاع تغيير کرده
بالاخره اجازه‌ی ورود پيدا کردند.
-----------------
يک سفيد پوست, هزاران سياه پوست. اوضاع تغيير کرده و برده داری از نظر قانونی وجاهت نداره. سياها دارن ميان; دارن ميان تا کنار خونه‌ات بنای شهر و فرهنگ جديدی بگذارند. می‌تونی تحمل کنی؟ با قوانين و رفتارت پدرانت جور در مياد؟
...
...
ديگر صليب‌هايت
به سرعت می‌سوزند.
...
...
در نگاه اول خوندن يک کانادايی از تبعيض نزادی در جنوب امريکا(و يا به نوعی کل امريکا - چون برای يک کانادايی کل امريکا جنوب محسوب ميشه) بی‌معنی به نظر می‌رسه ولی وقتی بدونيم کانادا به عنوان يک کشور ازاد و به عنوان يک بهشت برای سياه پوستان در دوران برده‌داری چه نقش مهمی در آزادی برده‌ها داشته اعلام نارضايتی يا توپيدن به جنوبی‌ها عجيب نيست.
...
...
مرد جنوبی!
مزارع پنبه را ديدم
و سياهان را
قصرهای بلند سفيد
و کلبه‌های کوچک و محقر را.
...
...
کار کردن سياهان در مزارع پنبه و نگهبانی سفيدهای مسلح به يک پيش زمينه‌ی قوی ذهنی برای تصور اوضاع امريکا در زمان برده‌داريی‌ست. خونه‌های چوبی و کثيفی که در کنار قصر اربابان بنا می‌شدند و برده‌ها تا نسل‌ها محکوم به زندگی در اون جهنم بودند.
دقيقا مشخص نيست اهنگ يانگ به چه سالی اشاره می‌کنه چون همين الان هم در مزارع جنوبی اوضاع همونطور مونده. تنها تفاوتش اينه که قانونی نيست اما در نهايت با توجه به پيشينه‌, و نوع ديد ارباب مابانه‌ی سفيد پوستان کمکی به سياهان نشده.
...
...
مرد جنوبی!
چه زمان
تقاصش را پس خواهی داد؟
صدای جيغی شنيدم
و به صدا اوردن شلاق را
بالاخره تا کی؟ تا چه زمان؟
...
...
يک سولوی دو و نيم دقيقه‌ای به سبک راک جنوبی که با حوصله ساخته شده بهترين چيزيه که می‌تونی بعد از شنيدن سرگذشت نيمه حماسی سياهان بشنوی.
...
...
مرد جنوبی!
بهتره مواظب خودت باشی.
فراموش نکن
که قوانين مقدس‌ات چه گفتند.
اوضاع تغيير کرده
بالاخره اجازه‌ی ورود پيدا کردند.
...
...
Lynard Skynard (به تلفظ صحيح له‌نرد اسکين‌نرد - Leh Nerd Skin Nerd) در اهنگ خودشون به نام
Sweet Home Alabama به نوعی جواب يانگ رو میدن:
I heard Mr. Young sung about her,
I heard old Neil put her down
Well I hope Neil Young will remember,
Alabama don't need him 'round anyhow
شنيدم که اقای يانگ حرفهايی راجعش زد. شنيدم که نيل بدجوری بهش حمله کرد. به هر حال اميدوارم يانگ به خاطر بسپاره که آلاباما به اون احتياجی نداره (آلاباما جوری نيست که اون ادعا کرده).
با اينکه Southern Man به طور مشخص از دوران برده‌داری روايت می‌کنه اما اکثر جنوبی‌ها از اين اهنگ استقبالی نکردند. جنوبی‌ها ادعا می‌کنند که جنوب اونطور بيرحم نيست که ادعا شده اما تاريخ چيز ديگه‌ای ميگه. اما به هرحال Sweet Home Alabama باعث ايجاد نفرت مياد يانگ و گروه نشد. بلکه ظاهرا هر دو از طرفداران همديگر هم بودند.
...
...
ديگر صليب‌هايت
به سرعت می‌سوزند.
...
...
صليب در حال سوختن نماد کو‌ کلوس کلان‌هاست. اولين سری از گروه KKK در سال 1865 بعد از جنگ داخلی در تنسی و با هدف اصلی مقاومت در برابر بازسازی دوباره‌ی کشور شکل گرفت. يکی ديگر از اهداف KKK در اين از بين بردن برده‌هایی بود که طول جنگ داخلی و به صورت قانونی ازاد شده بودند.
سوختن صليب با سرعت بيشتر يک مفهوم سمبوليک و به معنای رنگ باختن باورهای نزاد پرستان و بی اثر شدن ادعاهاشون در طول زمان هست.
...
...
از اينجا دانلود و از اينجا بشنويد.
——————————
شنبه‌ی هر هفته, يک اهنگ با ديزی راکر. برای اهنگ‌های قبلی اينجا کليک کنيد.

Filed under: Editor Pick 2 Comments
24Feb/06Off

on fire

burned guitar

A Denial
A Denial
A Denial
A Denial
A Denial
A Denial
A Denial
A Denial

Filed under: Over Dosed Comments Off
24Feb/061

settlement

هر کسی اختيار لينک‌های وبلاگش رو داره. تعجب می‌کنم از کسانی که ميان کامنت می‌گذارن که "اره من بهت لينک دادم" ولی بعد از يه هفته که بهشون لينک نمی‌دم اين وبلاگ رو حذف ميکنن.
اينجا اين سوال پيش مياد که مگه کسی زورت کرده بود؟ و ايا اينکه برای لينک, لينک دادی يا برای خود وبلاگ؟
به ياد ندارم که حتی يکبار از کسی درخواست لينک کرده باشم*. اگه به نصف وبلاگ‌هايی که اين کنار هستند بريد و سر تا تهشون رو بگرديد لينک وبلاگم رو پيدا نمی‌کنيد چون هميشه به مطالب وبلاگ و شخصيت وبلاگ نويس لينک می‌دم نه برای تجارت يا نمی‌دونم بازارگرمی لينکی.

۱. تقاضای لينک متقابل نداشته باشيد. اگه ببينيم کسی لينک داده مطالب وبلاگش رو دنبال می‌کنم. ولی در نهايت اين حق رو بهم بديد که سليقه‌ی متفاوت داشته باشم.
۲. اگه يه روز سرچ کردين و ديدين بهتون لينک دادم لطفا از روی بازپرداخت بهم لينک نديد. قرار نيست تو رو دربایستی گير کنيد.
اگه از نويسنده‌ی اينجا و اين وبلاگ خوشتون نمی‌اد و همين الان بر خلاف ميل‌تون لينکی داديد, لينک رو برداريد. مطمئن باشيد شخصيت و شعورم حداقل به قدری هست که برای نظر و عقيده‌ی ديگران اهميت قائل باشم.(به خدا خوشحال هم ميشم - رابطه‌ای که با يک رودربایستی احمقانه شکل گرفته همون بهتر که يک طرفه و شخصی باقی بمونه)
۳. کامنت‌های تبليغی رو پاک می‌کنم. تا حالا هيچ کجا وبلاگم رو جار نزدم و چنين رفتاری رو مشمئز کننده می‌دونم.

توضيح* = فقط يک استثنا وجود داشت: وقتی ناصر چندين ماه پيش به نوعی خداحافظی کرد بر اساس قانون خود ساخته‌ی لينک مرده, بعد از دو ماه اپديت نشدن لينکش رو برداشتم ولی وقتی برگشت با استفاده از امکانی که خود وبلاگش در اختيار ملت می‌گذاره براش نوشتم که اگه تمايل داری لينک بده. وقتی نوشتم تمايل, منظورم معنای دقيق کلمه بود. فقط خدا کنه تو رو دربايستی گير نکرده باشه که در اين غير اين صورت وای به حال‌ام, خاک بر سرم و به حول باتری باری تعالی مرگ بر من, که از قرار دادن ملت تو منگنه متنفرم.

Filed under: Other Stuff 1 Comment