چند وقتیست که بحث تحريم کاربران ساکن ايران از سوی گوگل و ياهو نقل گوشه و کنار وبلاگها شده. کسانی که از چنين موضوعی حرف ميزنند هيچ اطلاعی از قوانين تجارت ازاد ندارند.
قانون اول: وقتی که سرويس ارايه شده از سوی شرکت رايگانه و حق عضويتی وجود نداره اين مصرف کنندگان بيشتره که باعث سود دهی شرکت ميشه.
به اين معنا که اگه ياهو و گوگل سرويسشون رو بر پنج ميليون کاربر ايرانی ببندن همين پنج ميليون که تا به حال ممکن بود بين ياهو و گوگل تقسيم شده باشند, مستقيم به سمت (مثلا)مایکروسافت خواهند رفت.
قانون دوم: در تجارت ازاد مشتری حق انتخاب داره و اين شرکتها هستن که بايد رضايت مشتری رو جلب کنند.
متاسفانه در اينترنت هم مثل يک جهان سومی فکر میکنيم. ياهو و گوگل صاحبان اينترنت نيستند, اصلا هيچی نيستند.
اگر همين حالا مشتريان فعلی گوگل يا ياهو دست از استفاده بکشن اين غولهای اينترنتی با شدت بيشتری نسبت به بقيه سقوط میکنند و ورشکست ميشن .
اساسا اعتراض کردن از پايه اشتباهه چون اين شرکتها هستند که بايد به هر قيمتی مشتری رو بچسبن نه اينکه ما اعتراض کنيم که “اقا جون مادرت, ازت خواهش میکنيم که بيا و به ما سرويس بده”.
مايکروسافت برای فروش ايکس باکس داره چهارصد دلار روی هر دستگاه ضرر ميده ولی اين ضرر دهی رو میپذيره تا سهم بيشتری از بازار رو به دست بياره و با متضرر شدن در نهايت در رقابت با شرکت رقيب پيروز بيرون بياد.
قانون سوم: دليل لازم داری. برای بستن درآمد بر شرکت دليل لازم داری.
بستن سرويس بر روی يک کشور مثل گوزيدن نيست که اثرش با باد از بين بره. چنين خبری مثل بمب تو دنيا صدا میکنه و سوال های مختلفی برای پرسيدن پيش میکشه.
حتی اگه شرکت از منافعش صرف نظر کنه اين کاربران هستن که دچار شک خواهند شد. کاربرانی که برای پرسيدن سوال “چرا سرويس رو بر روی ايران بستيد” لزوما نبايد ايرانی باشند. هيچ چيز مثل ايجاد يک پيش زمينهی فکری بد در ذهن مشتريان نيست. امروز ايران, فردا کجا؟
قانون چهارم: برادر بزرگتری وجود نداره. پول بزرگترين برادریست که دنيا به خودش ديده.
در کشوری که سرمايه اهميت و حق رای به وجود مياره پول اولين و اخرين رييس شرکتهاست.
اگه بستن سرويس ياهو و گوگل رو تصميم دولت امريکا بدونيم در اينصورت مايکروسافت و هزاران شرکت امريکايی ديگه هم بايد از اين قانون تبعيت کنن. خب اگه مساله چنين برد گسترده ای داره چرا فقط از ياهو و گوگل
صحبت ميشه؟
مسدود شدن دسترسی ما به اينترنت و در مرتبه دوم به گوگل و ياهو(که فقط دو شرکت هستن و نه بيشتر) غير ممکنه.
با وجود غير ممکن بودن, معتقدم بسته شدن اين سرويسها در نهايت به سود جامعه اينترنتی ما تموم ميشه.
ممکنه در ابتدا صدمهی زيادی ببينيم و سخت باشه ولی همين “فشار و ناچاری” باعث ميشه بچههای متخصص ما دست به کار بشن و پايهی سرويسی رو بريزن که در اينده قادر به رقابت با گوگل و ياهو باشه.
يک زمان بلاگر تنها نشيمنگاه بلاگرهای ايرانی بود,
تجربهی اول سايت پرشينبلاگ رو منجر شد که برای زمان خود عالی بود اما در تجربههای بعدی افراد زبدهتری وارد گود شدند به طوريکه سرويس فعلی بلاگفا يا ميهن بلاگ سوای تماما فارسی بودن, به مراتب از نمونههای خارجيش بالاتره.
اگه افراد نخبهی ايرانی به استخدام شرکتهای بزرگ خارجی درميان و شغلهای کليدی به دست میگيرن, کمترين کاری که اين همه جوون کار بلد میتونه انجام بده تکون دادن دنياست.
Salam.
dar site BlogNews be in matlab link dade shod!
Lord Kavi
January 12th, 2006
حرفت رو قبول ندارم با اين بستري كه ما داريم فكر ميكني اين رويا چند قرن تول بكشه تا يه شركتي تو ايران به وجود بياد كه به قول تو بتونه با ياهو و گوگل؟!
زيادي ايدهاليستي.
گلادياتور
January 13th, 2006
خیلی دوست دارم از این همه متخصّص تمام ایرانی که چرخ های صنعت غرب و شرق رو می گردونن اطّلاعات به دست بیارم.
شهاب یارمحمّدی
January 13th, 2006
قانون پنج: بعد از قطع سرويس گوگل پك به من حق بده كه مثل تو فكر نكنم:
http://www.mazdakam.com/content/view/323/85/
مزدکم
January 16th, 2006