میخوايم به عقب برگرديم, به زمانی که موسيقی هنوز موسيقی بود.
به زمانی که اهنگ سازان چندين سال برای ضبط کارشون زحمت میکشيدند و به معنای واقعی کار میکردند. به زمانی که هنوز تجهيزات الکترونيکی نقش چندانی در ساختار اهنگها نداشتند. به زمانی که کار روی نوار مغناطيسی ضبط ميشد, به زمانی که موسيقی بود به صتعت تبديل نشده بود.
جمعهی هر هفته يکی از البومهای با ارزش موسيقی راک رو معرفی میکنم تا بلکه کمی از تلخی اين روز کم بشه.
——————
The Velvet Underground -Velvet Underground and Nico
هر وقت به Velvet Underground فکر میکنم ياد اون پسره تو فيلم بازگشت به اينده میافتم.
همون صحنه که حين اجرا برای اون سياه پوستها ناگهانی تغيير ريف داد و چيزی اجرا کرد تا اون زمان ملت به عمرشون نديده بودند.
گروه UV علیرغم عمر کوتاهش نه تنها يک قدم بلکه چندين قدم جلوتر از زمانش حرکت میکرد.
واقعا از بد شانسی بود که در اون زمان مثل بيتلز يا ديلان مورد توجه قرار نگرفتند و خب به خاطر فعاليت کم و بی سر و صداشون هنوز هم در خارج از مرزهای امريکا شناخته شده نيستند.
معتقدم متفاوت بودن به تنهايی کافی نيست بلکه بايد چيزی هم برای ارايه داشته باشی, حرفی برای گفتن و UV اين قدرت رو داشت.
از جلد البوم شروع کنيم. در کپی های اوليه البوم روی جلد جملهای با مضمون “پوستش رو بکن” چاپ شده بود. چنين چيزی زير جلد اصلی چاپ شده بود.
اين موضوع کم برای گروه دردسر ساز نشد. اشارات زياد به تابوهای جامعه در اون زمان باعث شد بعدها اين شايعه به وجود بياد که گروه زير جلد البوم LSD گذاشته بوده تا وقتی صاحب سیدی به دستور روی جلد عمل کرد و چسب روی سیدی رو “کند”, گرد LSD هوا پخش بشه!. با وجود جدی گرفته نشدن اين شايعه, تا سال ۲۰۰۲ و بيرون اومدن دیویدی البوم از طرح زير جلدی البوم استفاده نشد.
از اين که بگذريم به اسم اندی وارهول میرسيم, خواه ناخواه بايد کمی صبر کنيم. به نظر مياد که طرح رو جلد رو وارهول کشيده باشه اما به نظر من بيشتر اينطور تداعی میکنه که اندی وارهول در ساخته شدن اين البوم نقش مهمی داشته
. میدونيم که وارهول تهيه کننده اين البوم بوده و بدون کمکش هرگز چنين البومی به مرحلهی اجرا نمیرسيده ولی در اينکه ايا وارهول هم مثل تمام تهيه کننده ها اجازهی دخالت در کار رو به خودش داده,
شک دارم.
اهنگها و شعرهای اين البوم هستند که باعث ميشه تا به همچين باوری برسيم. نه اهنگها و نه اشعار هيچ کدوم با مترهای زمان خودش قابل اندازه گيری نیستند.
از راک اند رول که بگذريم. رگههایی از پانک و موج نو و حتی الترناتيو رو هم ميشه در اين البوم ديد.
برای ما که در قرن بيست و يکم زندگی میکنيم سبک گذاری برای اهنگ های اين البوم شايد زياد سخت نباشه اما بايد به مردم در دهه شصت حق داد که توانايی هضم چنين چيزی رو نداشته باشند.
هر طور که شده اين البوم رو پيدا کنيد تا بيشتر از اين از موسيقی خوب محروم نشده باشيد.
اهنگ Im Waiting for my Man رو براتون آپلود کردم. اين اهنگ از نظر فرم روايی به Hey Joe هندريکس خيلی شباهت داره به طوريکه بين دو نفر مکالمه برقرار ميشه و يک نفر از شرايط فعلی احساس نارضايتی میکنه. ريف گيتار به شکل هوشمندانهای کشدار و همراه با تکرار زياد(لوپ) اجرا شده تا حس انتظار و آشفتگی رو به بهترين شکل منتقل کنه.
از اين اينجا دانلود کنيد.
وای! واقعا خوشحال شدم که دیدم کسایی هستن که به موسیقی راک وقعی هنوز بها میدن واقعا این آلبوم یکی از بهترین آلبوم هایی هست که تو عمرم شنیدم. نام هنرمند بزرگی مثل اندی وارهول به عنوان تهیه کننده کافی هست تا ارزش این آلبوم رو صد چندان کنه.ممنون از وبلاگت
Bahram
January 21st, 2006
عجب ایده منحصر به فردی داشت این رو جلد آلبومشون.کار خود اندی وارهول بود؟
پوریا
February 19th, 2006
very nice.sure,Andy was a genius with those cool ideas and always remains.remember that Bowie’s song!
Mary
August 11th, 2006