Weblogs hall
مدتها پيش قصد راه اندازی سايتی به عنوان سالن وبلاگی رو داشتم. اونا که اينجا رو از قبل دنبال میکنن حتما خاطرشون هست. طرح نقص نداشت ولی مشکل اينجا بود که فرصت اضافی برای انجامش نداشتم. وقتی کار به مرحله عمل رسيد ديگه نتونستم ادامه بدم و موند. گذشت و گذشت تا چند روز پيش که سايت ميليون دلاری رو ديدم و به سرم زد اين ايده رو در اون سايت پياده کنم البته با دو تفاوت اساسی:
۱.مجانيه ۲.فقط برای بلاگرهاست.
هر چند چشمم از استقبال شماها اب نمیخوره ولی بقيهاش رو خودتون ببينيد.
home sweet under
بيارآييد زير زمينهايتان.
بچسبانيد چسبهايتان.
مدفون کنيد عقايد را,
که سوتی در راه است.
its a crime -3
دوست ناشناسی در کامنتها نوشته:
دوست عزيز،
از کجا مي فرماييد ذاتا نسبي است؟ اتفاقا ذاتا مطلق است. اگر مفهوم نسبيت جا بيفته ۲ چيز ديگه مطرح ميشه يکي اصولا چرا اخلاق «گرا»يي و چرا اخلاق ستايي و اصلا چرا کلمه ي اخلاق معرفي و اختراع شد؟ و دوم اينکه اگر اخلاق گرايي نسبي پا بگيرد اخلاق خواهد مرد. شما در باغ وحش اخلاق را پيدا نخواهيد کرد و نخواهيد گفت پست فطرتان و جاهلان هم براي خودشان اخلاقي دارند. نه خير، چيزي که به عنوان اخلاق تعريف شده، مفاهيم بنيادي تعريف شده و فيکسي داره. مثلا عزت نفس و شرافت يک باب اخلاقي است. وقتي در باغ وحش باشيم ديگه اين ها را نمي بينيم. حالا شما از چه نسبيتي حرف مي زنيد؟ مثلا به اين که مثلا حجب و حيا در جامعه ي ما يک تعريفي دارد و در جامعه ي ديگر تعريف ديگر؟ دوست عزيز فکر کنم قضيه ي ساده مقدار مياني رياضي را بلد باشيد. بالاخره ما بايد استانداردي داشته باشيم. اين منطقي تر از اين است که چون مثلا در خارج با بيکيني توي خيابون اومدن اصلا عيب نيست يا سکس کردن، پس ما هم تلاش کنيم مفاهيم بلند اخلاق نسبي را جا بيندازيم و سعي کنيم متمدن باشيم. من فکر مي کنم اين غرب زدگي ها و اين غرب خواهي ها به خاطر مسائل ديگري است نه مسائل فکري که اتفاقا در آن خيلي ضعيف هستند. چون اين مبحث خيلي گسترده است و مهم تر اينکه بايد با افکار من آشنا باشيد بايد بگم قصدم اين نيست که هر چه در شرق است يا بوده و هر چه در اسلام هست يا بوده صد در صد درست هستند، در سنت هاي ايرانيمان هم مشکلاتي داريم. به زنان نگاه درستي نداريم. زنان نيمي از جامعه ي انساني هستند نه شعبه اي از آن. اما اينکه مي گم در غرب هم مشکلات ريشه اي و تعريف نشده وجود داره به اين خاطره که نگاه بکنيد مثلا به قانون کشف حجاب. هيچ منطق بشري اي اين رو نمي تونه استدلال بکنه. همين طور زندان گوانتانامو (چه از اساس که عده اي مظنون هستند چه رفتار با آنها که در قفس نگه داري ميشن و به تفکرات ديني شان توهين مي شود) و يا همان مسئله ي شنود تلفني. متاسفانه عده اي مفاهيم غربي رو پيش فرض قرار داده اند. اين روش مناسبي براي رسيدن به تکامل نيست. مسئله ها ي بکارت و عفت عمومي که همون طور که گفتم به نسبي بودنشان اشاره کردي در اصل و اساس درست نيستند.
در کل و در بازگشت به بحث نسبيت بايد بگم اخلاقي گرايي نسبي يعني مرگ اخلاق گرايي و خود يک پارادکس عميقي است. کسي که به «معيار» ي پايبند نيست نمي تواند «گرا» (گراينده) باشد. اين را درک کن.
اول يک موضوع رو مشخص کنم, اگه فکر میکنيد که به دنبال مدل سازی از تمدن غرب و واردات فرهنگ هستم اشتباه میکنيد. اساسا فرهنگ و تمدن غربی نه تنها انحطاط زاست بلکه همين الان نتايج ورود بدون تفکرش رو ميشه در دوگانه زيستی ناشی از سنت و مدرنيته نسل حاضر ديد.
برداشت هر کس, يا در دواير بزرگتر خانوادهها و فرهنگها از اخلاق به شکل محسوسی بالا و پايين داره.
اخلاق مرزی همانند اعتقادات و باورهای فرد داره چون در بحث اخلاق ما با خوداگاه و ناخوداگاه انسان طرف هستيم. اين که مردان ما به طور مثال بعضی مسائل رو برای دختران جوان و يا حتی زنان زشت و بیشگون میدونند قسمت ناخوداگاه ماجراست.
حتما به مراتب با مردان و يا برادران به شدت غيرتی برخورد داشتيد. افرادی که روح ناموس رو متعلق به خودشون میدونند و فرض رو بر صاحب اختيار بودن میگيرند. به چنين افرادی نميشه گفت اخلاق مدار يا نمیدونم, اخلاق پيشه.
از بحث ناخوداگاه(تعیلمات دیداری و شنیداری در خانواده) که بيرون بيايم به باورهای رايج در اجتماع میرسيم.
در همين تهران وقتی از جنوب شهر به شمال, طی مسير ميکنی نه تنها فقط فاصلهی طبقاتی, بلکه تفاوت بزرگ فرهنگی رو هم لمس میکنی.
طبعا همين تفاوت باورها و ضديت عقايد هستن که نسبی بودن اخلاق رو به اثبات میرسونند.
برای تکميل مطلب يک مثال ساده و "تکراری" از تجربهی خودم میزنم: بسياری رو ديدهام که حتی حرف زدن "دختر دم بخت" با غريبه رو نه تنها خلاف اخلاق بلکه گناه بزرگ و باعث ريخته شدن ابرو میدونند.
در عين حال دوستانی هم دارم که ازادانه با دوست دخترشان(که براشون فقط حکم دوست دختر رو داره) ازادانه در خانواده دو طرف رفت و امد دارن بدون اينکه به قبای کسی بد بياد.
خوب حالا شما به من بگو کدوم عمل ضد اخلاق و خلاف "اصول از پيش تعيين" شدهست, و کدوم مبادی اداب بشری و "اخلاق گرايانه" و اساسا از نظر شما(شمای نوعی) کدوم درسته؟
its a crime -2
بهترين اهنگ دنيا را بنوازيد وگرنه روحتان را تسخير خواهم کرد.
اتفاقا خوب شد که بحث اخلاق و اخلاق گرايی باز شد. بعضی حرفها هست که بايد گفته بشه,
قبلا گفتم که ميزان اخلاق گرايی ذاتا نسبیست. اين نسبيت رو عرف جامعه تعيين میکنه,
همون پيش فرضها و اعتقادات غلط يا درست مردم.
بعضا ديدهام که در نشريات و چند بار در تلويزيون, اقای دکتر يا نمیدونم,
کارشناس, برای صحبت از آلت جنسی از وازه شرم-گاه استفاده کرده.
شرم از چه چيزي؟ شرم از موجوديت اين قسمت بدن؟ شرم از به زبان راندن نامش؟
خجالت از طبيعت بشر؟
جالب اينجاست که نام مرسوم اين دو آلت ريشهی در زبان عربی دارن و زبان فارسی به جز اسامی
من-در-اوردی هيچ کلمهی مرسوم و واضحی برای خواندن اين دو قسمت بدن نداره.
خب حالا به عکس زير نگاه بکنيد: از يه درب قديمی در کاشان گرفته شده؛
کلون در رو میبينيد؟ يکیاش سيخه و يکيش گرد و سوراخ. اين دو نمادی از آلت جنسی زن و مردی هستند که در اين خونه زندگی میکنند. اون گل ميخها هم نماد سينهی زن و باروریست.
خب حالا نمادها رو بگذاريد کنار وازهی شرم گاه. طبيعتا نه به کاربردن "شرم گاه" باعث حفظ اخلاق و آبرو ميشه و نه ساختن نماد از قسمتهای بدن باعث دريده شدن پردهی عصمت.
آه!...وای بر من!....روحام تسخير شد!.
its a crime
چنین نوشتهای مصداق بارز بی نزاکتیست.
حالا این رو داشته باشید تا بگم.
---------------
این نوشتهی خورشيدخانم نثر و بیان جالبی داره.
با شما, جنابعالی و عزيز شروع ميشه و به "مگه تو متخصص و روانشناسی" ختم.
يک وقت فکر نکنيد قصد نقد اين نوشته رو دارمها...نع...
اتفاقا حرف و انتظار کاملا به جايیست و باهاش کاملا موافقم.
نقطه میگه:
"يك نفر هم پيدا نميشود كه به او بگويد: تو فمنيست نيستي، تو بيتربيتي! تو بيفرهنگ و فاقد شعور درست صحبت كردن هستي چه رسد به دفاع از حقوق زنان."
اصولا متوجه نمیشم "علم کردن ادوات جنسی" چجوری فمينيست بودن کسی رو نقض میکنه؟
وقتی ميگم فلان چيز خيلی کيری شده به اين معناست که ادم بینزاکتی هستم؟
به اين معناست که ادبياتم از چاله ميدون سرچشمه گرفته؟
يا....شايد دارم احساس درونیام رو بيان میکنم؟
کسی که فکر کنه زنان يا دختران امروزی شسته رفته هستند و به کار بردن "بعضی کلمات" در حضورشون مبادی اداب نيست تا به حال يا زير صخره زندگی میکرده و يا با هيچ دختری حتی مکالمه نداشته.
گذشت اون زمان که دخترها با چادر و روبنده زير گذر حرکت میکردند و تا شب زفاف و هنگام دخول فرق الت جنسی مرد و زن رو نمیدونستند. نسل امروز بعد از عروسی انقدر خستهاس که فقط فرصت میکنه بره تو رختخواب و چند ساعت تا قبل از شروع روز جديد استراحت کنه.
ربطی به ايرانی و خارجی بودن هم نداره.
اگه در خارج از کشور دخترانی مثل لری که جنده و خودفروش هم نسيتند به سکس با غريبه تمايل نشون ميدند ديگه اين همه زن پنج تومنی (تحقيری از اين بالاتر پيدا نکردم) بايد حساب کار رو دست آدم بدن يا نه.
آه!. يعنی ادم بینزاکتی هستم؟...وای وای!
همسايه طبقهی بالامون دکتره, يادم باشه اين دفعه که جکهای بیتربيتی! تعريف کرده بهشم بگم:
تو دکتري؟, تو بیادبی, تو بینزاکتی, بده من اون مدرکت رو.
نقطه میگه:
"بگذريم. مساله اين نيست. مساله اين است كه برخي بر چنين ادبياتي (و در حقيقت ضدادبيات) نام طنز ميگذارند. نه محترم! اينها طنز نيست. اينها «باد مغز» است."
البته,...کاملا درسته,...برای مثال به مطلبی مثل "ز نيروی جنسی بود مرد را راستی" ميشه گفت طنز ناب.
طنزی که در ابتدا هشدار ميده: جنس زن اين مطلب رو نخونه.
والا به خدا دادن فحش مستقيم تو روی زنها از نوشتن چنين چيزی بهتره.
اخلاق و ميزان اخلاق گرايی ذاتا نسبیست:
سال چهارم دبيرستان بعد از دادن امتحانات نهايی به عنوان حسن ختام فوتبال بازی میکرديم, برای اينکه تيم تکميل بشه چند نفر ديگه رو آورديم که هيچ کدومشون رو نمیشناختم.
بچههای ما جمیعا بد دهن بودند. کافی بود کسی يه توپ حروم کنه تا فحش خوار و مادر رو به هيکلش بکشيم. بازی که تموم شد کنار زمين وسايلم رو جمع میکردم که رفيقم اومد کنارم و گفت:
-ببين ديزی, فلانی(که نمیشناختمش) از دستت شاکی شده. چيزی بهش پروندي؟
-کدوم؟...يادم نيست...حالا چی بهش گفتم؟
-نمیدونم, کسخل ميگه بهش گفتی پاپتی چلاق!.
to my nightmare
به کابوس من خوش اومدی.
فکر میکنم ازش لذت ببری.
فکر میکنم احساس تعلق خاطر خواهی کرد.
يک برنامهی شبانه,
يک تسکين بی لزوم.
--------------------------
همه چيز از يک دعوت ساده شروع شد, نجوایی شبانه.
قرار بود همه چيز رو به راه باشه...اروم و بی سر و صدا.
...
...
--------------------------
به کابوسام خوش امدی,
به وضع اشفتهام.
اميدوارم که نترسونده باشمت,
چون اين روال کار ماست.
اينجا عرق میریزيم, میخنديم و فرياد میکشيم.
چون اينجا, زندگی مثل يک روياست.
--------------------------
تصور موسيقی Shock Rock بدون آليس کوپر غيرممکنه. به هر کی که نگاه کنی از کيس گرفته تا مزخرفات اسليپنات, حضور سنگين آليس رو همه جا حس میکنی.
شايد نتونه مثل آزی ازبورن در خارج از صحنه هم خودش باشه ولی وقتی نور روی صورتش تابيده ميشه و ميکروفن رو دست میگيره...
...
...
--------------------------
به وضع اشفتهام خوش اومدی
ووووه...ها
به کابوسام خوش اومدی
واه-های.....ووووه
--------------------------
آليس ميگه تو هياهوی جنبش عليه والدين دخترم میاومد خونه و میگفت:
بابا میدونی مشکل چيه؟...تو از تمام دوستانم بهتری...کاش اينطور نبود...ولی تو از تمام اونا باحالتری.
...
...
از اينجا دانلود مستقيم و از اينجا بشنويد.
——————————
شنبهی هر هفته, يک اهنگ با ديزی راکر. برای اهنگهای قبلی اينجا کليک کنيد.