Precense رو گذاشتم تو دستگاه. ترک يک مياد. میبرمش جلو…فيشت..فيشت…سر ۳:۴۲ نگهش میدارم.
۳:۴۳… جيمی پيج هاردنينگ میکنه. صدا رو تا يازده بالا میبرم و برمیگردم که به کارم برسم…
۳:۵۱… فکام از شدت فشار قفل ميشه, عين ديوونه ها دو دستم رو بالا میبرم تا ارواره رو از هم جدا کنم…
۳:۵۵… درد تمام وجودم رو گرفته. تمام عضلاتم منقبض شده. خودم روی تخت پرت میکنم. حدای من بيرون زدن رگهای گردنم رو حس میکنم
۴:۱۰…صورتم عرق سردی کرده. چشمام سياهی ميره. نمی تونم باز نگهشون دارم.
۴:۲۰… بهتر شدم. فکمام ازاد شد. الان فقط دستام میلرزن.
۴:۳۰…مطمئنم اگه اون چند گرمی که از قبل تو کشو قايم کردم سر سيگارم بچپونم با دومين يا سومين پک به ميليونها قسمت تقسيم ميشم و درد, درررررررررررررررررد وجود نخواهد داشت.
۴:۴۰…به عوارض ترک يابويی عادت کردم. دو ماه از اخرين مصرفم میگذره ولی هنوز ول کن نيست.
نمیدونم شايد داره آخرين زورشو میزنه, ولی مطمئن نيستم چند بار ديگه تحمل اين درد رو دارم.
فقط خودم رو گول میزنم. هنوز هم معتادم فقط نوع اعتيادم عوض شده. يک زمان به حشيش و حالا به اينترنت.
۵:۳۳… رابرت ادامه ميده:
Oh the sweet refrain, Soothes the soul and calms the pain
Oh Albion remains, sleeping now to rise again
۵:۵۸…
Wandering and wandering, What place to rest the search کی میدونه؟ شايد اين اهنگ برای اين ساخته شده که امروز تسکين دردم باشه.
The mighty arms of Atlas, Hold the heavens from the earth
…
…
اهنگ رو به دقيقهی ۴:۱۰ بر میگردونم. سرم رو به باند میچسبونم و سعی میکنم در صدا ذوب بشم.
حل بشم و يکی شدن رو تجربه کنم.
میخوام پرواز کنم. اما اينبار با ويد نه, بلکه با گيتار جيمی پيج.
خيلی وقته که ديگه چيزی برام مهم نيست. نه خودم و نه تفکرات و برداشت شما.
به دلسوزی احتياج ندارم, فقط بگذاريد تو خونهی خودم راحت باشم…آزاده ازاد.
موزیکای توپی میزاری .. اگه لطف کنی در مورد قدیمی ها توضیح بیشتر بدی و به خصوص اصطلاح های توی شعر رو توپ معنی کنی ممنون میشم
… به ما هم سر بزن .. پیروز باشی
You’ll feel the pain, but it won’t last.
amirferrari
January 24th, 2006