دوست من واقعيت رو بپذير!
جسته گريخته تو وبلاگها می بينم بحث بلاگر شدن خاتمی داغه. از اون داغتر سيل نامههای سرگشاده و اعتراض و يا “ای وای و های”يست که خاتمی رو از هر جهت نشونه رفتن.
“خاطمی” تو چرا فقط حرف زدي؟ تو چرا فرصت سوزی کردي؟ تو..تو…تو….چرا؟..چرا؟…چرا؟
چنان ميگن جناياتی مثل قتلهای زنجيرهای و کوی دانشگاه در دوران “خاطمی” اتفاق افتاده که انگار خود رييس جمهور مسئول اين کار بوده و يا از اين جريانات اطلاعی داشته و کاری نکرده.
ميگن اقای رييس جمهور شما هشت سال شعار دادی…
بگذاريد یک سوال بپرسم : يک تيم بيست يا سی نفره در برابر جريان حاکميت چه کاری بايد بکنه؟
يا اصلا چه کاری از دستش بر میاد تا انجام بده؟
چنان ميگن “خاطمی” دوم خرداد رو خراب کرد که انگار اينجا امريکاست و يک رييس جمهور ميانهرو (اصلاح طلب؟!) نقش قابل توجهی در تغيير مواضع کشور داره.
“خاطمی” قدرت اجرايی نداشت و نمیتونست خلاف جريان حاکميت حرفی بزنه.
بزرگترهای اينجا حتما کندی رو به خاطر دارند که چطور ساز مخالف زد و در نهايت سرنوشتش رو به فريم ۳۱۳ اون فيلم لعنتی سپرد.
بايد واقعيت رو بپذريم.
واقعيت اينه که خاتمی ديگه رييس جمهور نيست.
درسته که خاتمی فرصت سوزی کرد اما مثل اقای فعلی, بقای خودش رو در جنگ نمیديد.
درسته که خاتمی نقش خنثی داشت اما دزد و وطن فروش هم نبود.
و اين رو کاملا قبول دارم که خاتمی چهل ميليون رايی که بهش داديم با شعار مثله کرد ولی حداقل فرد شريفی بود و وضع رو از اونی که بود بدتر نکرد.
شايد “شريف” بودن برای شما دليل قانع کنندهای نباشه ولی از شما میخوام به وضع موجود نگاه کنيد تا به درک درستی از ارزش شرافت و انسان بودن برسيد.
دوست من واقعيت رو بپذير.
خاتمی الان اينجاست, نه شغل دولتی داره و نه قدرتی.
دنيای مجازی يا حقيقی جای انتقام گيری و محاکمه او نيست. همونطور که قرن چهاردهم زمانی برای سرزنش ايرانيان برای شکست در فلان جنگ عهد “بوق” نيست.
True DizzyRocker:
bayad 22-3 sal dashte bashe, kasi ke felan baraye zendegish barnameye moshakhasi nadare, donbale daramade, alaghehee be Metal nadare!!
Lord Kavi
December 25th, 2005