Over Dosed: Final Cut
-چارهی دیگهای نداشتم. به نظرم این راه از همه بی دردسر تر اومد. دیگه از اون همه زمین خوردن, از اون زندگی نفرت بار خسته شده بودم. با اون سنم هنوز به استقلال مالی نرسیده بودم. از تمام سگ دو زدنها برای یک قرون دو قرون های نون شب خسته شده بودم. از اینکه نصفه روزم رو کنار افراد دزد و بی پدر سر کنم خسته بودم. تمام هم و سن سالهام بالاخره یک جور خودشون رو بالا کشیده بودن ولی من هیچ وقت چیزی خاصی برای ارایه نداشتم.
چرا داشتی. تو فقط نخواستی تلاش کنی.
-اینطور نیست.
همینطوره, کاملا همینطوره. تو میخواستی راحت کناری لم بدی و به همهی چیزایی که میخواستی برسی. اما اين راهش نيست, هست؟ جوابم رو بده, هست؟
-لازم نیست سرم داااد بکشی.
چرا لازمه. تو خیلی چیزها برای عرضه داشتی. ولی چی.... کناری نشستی و چشمت رو بی تفاوت بستی.
-آآآ...خیلی خوبه. این عالیه. اگه خیلی زیادن فهرستشون پرینت بفرست به ادرسم تو جهنم. اگرم تعدادش از يک بالاتر نمیره همینجا بنال چون فعلا مجبورم مزخرفات تو رو گوش بدم.
فقط به عنوان مثال برات میگم...به عمرم کمتر کسی رو دیدم که به خوبی تو رویاپردازی کنه.
-هه هااا....هه معلومه. چون به غیر از من نفس کسه دیگهای نبودی.
من نفس تمام ادمها بودهام.
-خوب که چی؟... رویاپرداز؟... تو خودت داری میگی رویاپرداز...ساختن یک دنیای واهی. یک زندگی واهی و ویران کردنش,
حتما داری با من شوخی میکنی...زندگی واقعی رو نمیشه با رویا سر کرد نفس عزیز. لطفا به دنبال یک چیز بهتر بگرد.
تو گیتاریست خوبی بودی
-اه اره خیلی.
هنوز هم بی اعتنایی رو ترجیح میدی. تو توی اولین هفتهی تمرینت یک اهنگ رو کامل زدی, یادت میاد؟
- منظورت چيه؟ این کاریه که اکثریت با هوش متوسط و تمرين معقول میتونن انجام بدن.
یادت میاد تو اولین ماه تمرین و بدون اموزش قبلی از روی صدای نوار تونستی اکورد بگیری؟
-چی رو می خوای به من ثابت کنی؟
به من بگو چند ساعت تو روز تمرین میکردی.
-این رو خودت میدونی.
بلند اعتراف کن.
-کمتر از یک ساعت.
همین رو می خواستم بشنوم. ادی ون هالن رو یادت میاد یا اسلش رو. یادته زمان تمرینشون رو با خودت مقایسه می کردی؟ تو فقط نخواستی تلاش کنی. تو میتونستی گیتاریست خوبی بشی.
-گیرم که درست بگی. اخرش که چی؟...نه اینکه تو اون خراب شده خیلی وضع هنرمندها خوبه.
حالا من هم گیتاریست خوب. هشت من رو کی قرار بود نه کنه؟
اولین باری که نفر اول مدرسه شدی رو یادت هست؟ یادت هست برای مسابقات شطرنج فرستادنت منطقه؟ یادت هست به چه شوق و ذوقی چند کتاب برای تمرین گرفتی و بعد چند ماه...پوف...باز هم نشستی کناری و به خودت تلقین کردی که هیچی نیستی.
-هه...باید اعتراف کنم تو بهترین سفسطه گری هستی که تا حالا دیدم.
تو حتی همین الان هم نمیخوای یه لحظه رو این مسائل فکر کنی. میدونی برای غالب مردم داشتن يک استعداد برای موفقيت تو زندگيشون کافيه ولی خيلی چيزها داشتی که هدر دادی.
-شاید راست بگی. ولی دیگه به چه دردم میخوره. دیزی دیگه مرد.
متاسفم ولی بايد بگم دفاعیات تو قابل قبول نبود و من مجبورم علیرغم میلم پروندت رو ببندم. تو الان رو تخت بیمارستان دراز کشیدی و دکتر تا چند ثانیهی دیگه اخرین شوک الکتریکی رو بهت میده. من میتونم یک فرصت دوباره بهت بدم ولی با توجه به نفرتی که از دنیا داری مطمئن نیستم این پیشنهاد رو قبول کنی.
-تو واقعا میتونی زندگی رو بهم برگردوني؟
البته
-باید فکر کنم. بهم وق...
فرصتی برای فکر کردن نیست.
-اگه واقعا قدرت چنین کاری رو دا......
دید...دید دید...دید....دید دید
خدای من...شوک جواب داد. دارم علائم حیاتش رو می بینیم.....اون, اون برگشت.
December 14th, 2005 - 21:11
Dude dude…did did…nafase man ham baalaa oomad.ajab chasbid in neveshte!
December 15th, 2005 - 04:17
good story nigga but ghablan behesh reside boodam!
December 15th, 2005 - 20:13
Agha be nazare man guitar-mitar ro vel kon beshin ketab benevis be jane khodam movaffagh mishi.
December 16th, 2005 - 00:34
Salam. khaste nabashi. khosh halam az inke dizzy rocker too shock akhar bargasht. in khaili khoobe.
manam alan dar hale shock hastam, daram barmigardam. vali osoolan adam dar zendegi khaili az in sekteha dochar mishe. omidvaram ke hame betonan az c.c.u salem bian biroon
movafagh bashi