fo-shizzle, rap iz et -part I
خوندن این مطلب از گناهکار من رو بر اون کرد که به طور خلاصه وارد سبک رپ بشم. من زیاد از رپ دل خوشی ندارم و به جز چند خواننده و گروه, با این نوع موسیقی نمیتونم ارتباط برقرار کنم. و حالا وقتی میبینم ایرانیها هم به دنبال رپ بازی هستن بیشتر عصبانی ميشم چون این فرهنگ اصلا متعلق به ما نیست و بدتر از اون, از ابتدا به شکل اشتباه و با دانش کم وارد ایران شده.
اما بی علاقگی, هیچ وقت دلیل بر این نشده که به دنبال اطلاعات بیشتر در این زمینه نباشم.
چون ميدونم نود و پنج درصد کسانی که رپ کار می کنند هيچ اطلاعاتی ندارند چند مطلب در اينباره مینويسم هر چند که به جز خودم کسی اينجارو نمیخونه.
اولین موضوع اینکه, رپ وجود خارجی نداره. به طور مثال اگر قبل از همه گیر شدن اینترنت و شبکههای کابلی در کشوری مثل انگلستان واژه رپ رو به کار میبردید کسی منظور شما رو به چند دليل متوجه نمیشد:
1.چون این موسیقی رو با نام هیپ هاپ میشناختند.
2.فرهنگ نژاد گرایی به مانند امریکا در میان مردم ریشه ندونده بود.
3.به علت سلطه سیاهان بر این سبک اخباری ازشون به بیرون درز نمی کرد. حتی بزرگترین موفقیتها
4.رپ یک واژه من دراوردی امریکاییست که تشابه کلامی زیادی با Crap داره. (و حدس من اینه که اولین بار با الهام از کرپ به معنای گند و اشغال, لغت رپ رو برای نسبت دادن به موسیقی سیاهان استفاده کردند که به مرور در میان مردم جا افتاده. البته این فقط یک حدس شخصیه و نباید روش حساب کرد.) طبيعی که يک اصطلاح امريکايی در ديگر کشورها اون هم در اون زمان برد استفاده نداشته.
به هر حال هیپ هاپ به معنای امروزی عمر چندانی نداره و اغازش به دهه 70 میلادی بر میگرده در حالی سبکی که هیپ هاپ از اون نشات گرفته به مراتب سابقهی طولانیتری داره.
هیپ هاپ زیر شاخهای از سبک سول Soul به شمار مياد.
از دیگر سبکهایی که مختص به سیاهان بوده (و دیگه نیست) میشه به گاسپل, بلوز و جاز اشاره کرد.
برای بررسی سبک سول و گاسپل خواه نا خواه باید به دوران برده داری برگشت. یعنی به زمانی که بردهها رو کشتی کشتی به دور از خانواده برای کار مجانی به امریکا میبردند. از بردهها معمولا برای کار در مزارع پنبه پهناور استفاده میشد. مزارعی که اکثرا در ایالتهای میانی مثل لوییزیانا, تنسی, کارولینای جنوبی و میسیسیپی و غیره قرار داشتند. دولت فدرال امریکا این اجازه رو به ایالتها داده بود تا قانون خودشون رو وضع کنند و به همین علت سرمایه داران محلی هم با استفاده از نفوذشون خرید و فروش برده رو به شرط در نظر گرفتن مزايا برای بردگان, قانونی کرده بودند. البته کلمه مزایا فقط در خارج از مرزهای ایالت و در میان عوام معنا پیدا می کرد. وگرنه همه می دونستند که یک بهانه بیشتر نیست.
بهتره یه کم صحنه سازی کنیم!. بردهها با دست و پای بسته در بدترین شرایط و بدون بلد بودن حتی یک کلمه انگلیسی (البته بردههایی که از مستعمرات انگلستان میومدن یک چیزهایی بلد بودن) از خانواده جدا میشدن و بعد از شش ماه در بندرگاهی تحویل معامله گران برده میشدند. این افراد برده هارو با گاری به ایالتهای مرکزی منتقل میکردند تا درآمدی کسب کنند. در تمام راه یه مشت سفید پوست با اسلحه از اونها مراقبت میکردند و مانع فرارشون میشدند. بعد از این همه فراز و نشیب هر خانواده چند برده رو برای کارهای منزل و چند ده تارو برای کار در زمین به کار میگرفت و معمولا یکی از اونها (یک زن و یک مرد) به زبان انگلیسی مسلط بودند و نقش پل رابط رو بر قرار میکردند. بردهها صبح به صبح برای کار در مزرعه فراخونده میشدن. نگهبانان مسلح در جادههای اصلی و
سوار بر اسب نگهبانی میدادند و بردههای بیچاره به میان مزرعه میرفتند. مزارع پهناور و دلتنگی یا به عبارت بهتر دل خون سیاهان از زندگی باعث میشد با صدای بلند ترانههای سوزناک بخونن. مسلما نسلهای اولیه به زبان مادری و به تدریج به زبان انگلیسی. صاحبانی که هوش و دل رحمی بیشتری داشتند از این حربه برای هماهنگ کردن کار کارگران استفاده میکردند. به طوریکه یکی از مردان با صدای بلند عبارتی رو می خوند و دیگران موظف به تکرار اون عبارت بودند. بیسوادی باعث میشد عبارتهای مورد استفاده کمترین معانی و در بعضی موارد اصلا هیچ معنای خاصی نده.
ادامه دارد...
am ready and winning
صحبت کردن در مورد البوم بان جووی سخته. خب سخت از این لحاظ که اولا من طرفدار قدیمی بان جووی هستم و مسلما وقتی یک طرفدار بخواد نظری بده باید مراقب باشه که در دام خاطرات خوب یا بدش گرفتار نشه و چیزی که شنیده رو مد نظر قرار بده. سخت از این لحاظ که در این البوم ما با فرمول جدیدی از بان جووی طرف هستیم.
مولفهها و تکنیک های استفاده شده در البوم از نوع قرن بیست و یکم هستند. از نوعی که با اضافه شدن به هر البومی ریشههای پاپ رو وارد سبک گروه میکنند. قبل از بررسی البوم باید ببینیم ما از این گروه که حالا دیگه با سابقه به حساب مياد چه انتظاری داریم؟ ایا انتظار داریم این مردان چهل ساله مانند دهه هشتاد روی سن فریاد زنان بدوند و با موهای بلند و حرکات عجیب مارو سرگرم کنند؟ ایا ما میخوایم گروه رو جدا از هم و در کارهای سولو ببینیم؟ یا میخوایم شاهد پیمان برادری بعد از اجراشون باشیم؟ ایا میخوایم گروه رو در حالی که به دنبال "چیزی برای باور کردن" میگردند و دنیا رو زیر پا می گذارند ببینیم؟ و یا در لباس مخملی و در قرن جدید؟ و شاید هم به دنبال چیزی جدید از گروه هستیم؟. بله حقیقت اینه که بان جووی تجربههای مختلفی رو پشت سر گذاشته.
تا به حال کسی رو سراغ نداشتم که به اهنگهایی از هر سه دهه فعالیت بان جووی گوش داده باشه و در اون میان حداقل از يک! اهنگ لذت نبرده باشه. چیزی که به کرات در مورد بسیاری گروهها شخصا تجربه کردم و نکته دوم این که هر کدوم از ما خواه طرفدار و خواه دنبال کننده صرف, به یک بخشی از فعالیت گروه بیشتر علاقه مندیم یا ساده بگم از یک البوم بیشتر از بقيه لذت میبریم. و نکته ای که اکثرا ازش غافل ميشيم اينه که معمولا گروههایی که مواد اولیه رو خودشون تولید میکنند. یعنی هم صدا و هم متن توسط اعضای گروه تولید ميشه, معمولا بعد از ضبط و پخش البوم اون تجربه رو تموم شده میدونند.و به دنبال چیزهای جدیدتری میگردنند. با این حساب و بعد از تجربه ناموفق Bounce
در سال 2002 ما با چیز جديدی مواجه هستیم.
در ابتدا شاید بد نباشه از کاور البوم شروع کنیم. کاور از یک صورتک ساده بر بک گراند قرمز تشکیل شده. اولین و مشخصترین چیزی که از کاور استنباط میشه, تلاش گروه برای باب کردن و یا جا انداختن یک نشانه در میان طرفداران گروهه. و يک نشان شناسايی در ميان مردم عادی.
اين ادعا با دیدن ویدیوی Have a nice day به من ثابت شد. در واقع این یکی از ساده ترین و کم هزینهترین راههای تبلیغ و نفوذ بیشتر در میان مردم جوامع مختلفه. هیچ جمله یا حرفی نمیتونه قدرت بیان یک شکل (به خصوص یک شکلک کودکانه که با لبخندش میخواد به ما بگه هی رفيق, اوضاع مرتبه!) رو داشته باشه. این روش در جهان تبلیغاتی امریکا چندان عجیب و قابل بحث نیست.
البوم از دوازده ترک تشکیل شده و با حساب Bonus سيزده ترک. من هنوز چهار اهنگ رو نشنیدم -و جایی ندیدم که دانلودشون کنم-, ولی فکر می کنم نه اهنگ بقیه کار معرفی رو به درستی انجام داده.
از اهنگ اول شروع کنیم
Have a nice day:
هی مرد! از اینکه برام روز خوبی رو ارزو می کنی متشکرم ولی به من بگو چیز جديدی تو دستت هست یا نه؟.
اولین بار این اهنگ رو تو لایو ایت شنیدم و تقریبا با یک حساب ساده و منطقی نتیجه گرفتم فقط کافیه لیست اهنگها رو دستم بگیرم, دهنمو کج کنم, و به سبک Its my life بخونم, بلاه بلاه...چیزه دیگهای ندارم به این یکی اضافه کنم.
Last Man Standing:
این اهنگ برای باب دیلان فقید خودمون نوشته شده. برای مردی که از معدود باقیماندههای نسل اصیل موسیقیه مدرن به حساب میاد. اهنگ شروعی اگرسیو داره. شروعی که بیشتر مختص گروه های متاله تا راک و البته فراموش نکنید که سبک گروه بان جووی پاپ متاله. اهنگ متن حساب شده و دقیقی داره و شاید شما هم هنگام شنیدن اهنگ به خودتون بگید اگه این تکه رو فلان جور میخوند بهتر بود! مهر توصیه من روش میزنم - بگیریدش!
Welcome To Wherever You Are:
خب همین طور که از اسم البوم بر میاد ظاهرا قرار به ما انرزی مثبت دایورت کنه. این اهنگ هم همین سعی رو داره. اول اهنگ بدجوری شبیه کارهای "تیم مک گرا"ست ولی حیف که یکی از مهمترین جملات قصار! دنیای راک رو از "سمی سونیک" قرض گرفته (این جمله انقدر مهم و محبوب هست که نشه اسم دزدی یا کپی برداری روش گذاشت)......
Every New beginning Comes from Other beginnings End -Semisonic -Cloing Time
که تبدیل شده به
Every New beginning needs some beginnings End
بهتون قول میدم Chorus (یا همون همصدایی خوندن) اخر اهنگ تا چند روز تو گوشتون تکرار بشه و کلی کیف کنید!. خودم همینجا قول میدم!. به خاطر سی ثانیه اخرش هم که شده گوش بدید!
?Who Says You Can't Go Home:
کی گفته تو نمی تونی بری خونه؟ کی گفته من این رو شنیدم؟ بریم اهنگ بعد!
I Want Be Loved:
نشنیدم
Bells Of Freedom:
باب دیلان یک اهنگ داره به نام Chimes Of Freedom که به غیر از تشابه اسمی, بگی نگی تشابه معنایی هم دارند. تا حالا این چنین سبک خوندنی رو از جان ندیده بودم. ترکیبی از سیستم البوم
These Daysبا اهنگی مثل Mystry train برای ارشیو جمع کردن بد نیست ولی توصیه نمی کنم
Wildflower:
اتفاقا شریل کرو همین پیش پای شما یک البوم با همین نام بیرون داد.
اين اهنگ باز هم منو یاد "سمی سونیک" انداخت اینبار Semisonic - Secret Smile
اگه جای اضافی رو هارد کامپیوتر دارید دانلود. تعریفی نداره ولی بد هم نیست
Last Cigarette:
شروع جالبی نداره. در واقع جان با این ورس Verse خوندنش ریده!
که خوب در ادامه اهنگ کمی تا حدودی جبران میشه. اين يکی جون میده برای پشت چراغ قرمز!
این هم مهر تایید خورد.
I Am:
بد نیست یه کم زیادی توش شلوغ کردن. که بهش میگن اوور هوا گیری!. سلفز کار نداریم اینجا؟
Complicated:اوریل لاوین رو یادتون میاد؟ با یک اهنگ همنام بود که معروف شد. اهنگی که خودم هم دوستش دارم.
کسانی که اونو شنیدن شاید براشون بيشتر جالب باشه این اهنگی چه مدلیه,
باید بگم با اینکه باز هم تو مایههای Crush کار کردن ولی خب بد نیست.
Novocaine:
تا حالا کسی با شلنگ بهتون شاش کرده؟
حالا جای شاش رو با درامز و وکال عوض کنید
Story Of My Life:
هنوز نشنیدم که چيزی بگم.
>>>>در کل از پنج نمره به اين البوم سه میدم. بدبخت به رتبه صد بيلبورد هم نرسيد! (هنوز که نرسيده)
پا پی : تو کامنت جوابها رو دادم.
Third Eye Theme
تو موسیقی پاپ ایران که دقیق بشی محاله یکنواخت بودن متن ترانهها چشمتو نزنه. چهل ساله که اقایون و خانومهای قزما (قزمیت) در مورد سوم شخص معجول و مستور الهویه میخونند و خوشانند! ..مردان پاپ خوان با پررویی اسامی زنانه رو یک به یک مستعمل میکنند و خانم ها هم فعلا به لفظ "تو" بسنده کردند. حالا این سوم شخص غایب یک بار سپیدس, و یک بار نیما, یک بار کشوریست که ازش فرار کردن (دور افتادن؟) یا به سیستم وزارت ارشادی علی و محمد و اقاست, با یک حضرت اضافی.
در واقع سرودن چنین اشعاری دردسر نداره. یک بار میگی تو رو میخوام. دفعهی بعد میشه فقط خودت تو. البته خوشبختانه تو چند سال اخیر که قبح خواننده لس انجلسی ریخته شرایط بهتر شده اما در نهایت این تقصیر مخاطب نیست چون هر چی به مخاطب بدی سطح انتظارات مخاطب به همون اندازه باقی میمونه. به عبارت سادهتر تا مخاطب کار بهتری رو شاهد نباشه خوب رو همونی میدونه تا حالا به خوردش دادند.
خب البته موسیقی غرب هم در ابتدا به همین شکل بود. البته بعید میدونم تو ایران هنوز کسی بعد از این همه سال مثل من سراغ کارهای دین مارتین یا سیناترا بره و از ابتدا تا انتها شرایط و تغییرات رو بررسی کنه. حقیقت اینه که ردپای این سوم شخص در همه نوع موسیقی دیده میشه و مثلا فلان گروه ماری جوانا رو میگذاره به عنوان سوم شخص. البته حقیقت دومی هم وجود داره و اون اینکه درصد استفاده از سوم شخص بعد از دهه شصت میلادی افتی فاحشه مانند داشته. در واقع با وجود این همه موضوع برای پرداختن این ظلم به خود و مخاطبه که کارهای تکراری رو دوباره تکرار کنند. اما خب وقتی تعداد اهنگسازها , و ترانه سراهای ما روی هم در داخل و خارج از کشور به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسه نباید چیزی بیش از این هم انتظار داشت. اون از قبل انقلاب که اهنگ جنگ ستارگان و سرجیو لیونه رو فیلم سر هم بندی می کردند و این هم از ساخت و ساز بیضوابط و سینی سایزری حالا.
اشتباه نکنید نه من و هیچ کس دیگهای قرار نیست نقش جینی رو بازی کنیم و راه حلی از اعماق شرت زیر جلو رو شما بگذاریم. چنین تغییر عظیمی مثل جا به جا کردن یک ساختمون کج (همون پیزا) باید سانتی متر به سانتی متر انجام بگیره. اما قبل از هرگونه فعالیت برای بازسازی باید به خوبی روی این مساله فکر بشه.یک ثانیه از فکر شما هم برای من کافی بود. ممنونم.
Make yo Undresntand
مردم صبح تا شب از شرایط بد اجتماع ناله میکنند در حالی که بزرگترین مشکل جامعه خودشون هستند.
------------------------------
مسافر در حالی که در صندلی اتوبوس لمیده بود چشمانش را باز کرد و سرش را تکیه خورده به شیشه یافت. با بیحالی تمام نگاهی به بیرون کرد و زیر لب گفت "عجب هوای گرفتهای. تا پنچ دقیقهی دیگر وارد مه غلیظی خواهیم شد." مسافر نمیدانست اتوبوس ربع ساعتیست در ان جادهی بیانتها در مه و ابر غلیظ میراند و دل ابر را میشکافد
Sort Of
زمانی که از ادی ون هالن پرسیدند فکر میکنی مهمترین عامل موفقیتت چی بوده این سوال هنوز این حالت کلیشهای رو به خودش نگرفته بود اما ادی در جواب گفت "تمرین." و ادامه داد "ساعت شش بعد از ظهر وقتی از مدرسه به خونه می اومدم درست رو به لبهی تخت مینشستم . جعبهی بیسکوییت مورد علاقهام رو میگذاشتم اون کنار. گیتار رو میگرفتم دستم و شروع میکردم به تمرین. تقریبا همون ساعت برادرم الکس برای رفتن به پارتی و گشت زنی تو خیابون اماده میشد و از خونه میزد بیرون. اما وقتی ساعت سه نصفه شب با حالت نیمه مست و خواب الود به خونه بر میگشت تمام چراغ ها خاموش بود. جعبهی بیسکوییت هم تموم شده بود ولی من هنوز رو لبه تخت نشسته بودم و با سیمهای گیتارم ور میرفتم"... خب این تازه شد نه ساعت! اسلش که کارشو با یک گیتار درب و داغون و یک سیمه شروع کرده تو صحبتهاش گفته زمانی که بیخيال دبيرستان رفتن شد روزی دوازده ساعت تمرین میکرده. حالا خودتون حساب کنید! ما هم که دیدیم دنیا دنیای تمرینه شروع کردیم به اوور پرکتیس کردن. البته دوازده ساعت که در توان من نبود ولی این دفعه خودم وقت گرفتم سی و شیش دقیقه شد. چهار دقیقه بیشتر از اخرین تمرین یک هفته قبل!. به این میگن دستاورد بزرگ انقلاب راکری و فرا راک خواهی افزون بر مازاد کل صدا.
البته اگه بچههای خوبی باشید و اقای نه چندان منتخب رو به طور کامل قبول کنيد, قول که نه ولی شاید
چند تا از رکورد هارو به شکل اوا 3 در بیارم و بعد از بارگذاری تعاملی در قاپگاه سایت برای دریافت و پخش روی اوا صدا نمای خودکار در دسترس وب باز ها قرار بدم. البته توجه داشته باشید که دریافت به صورت بستک به بستک صورت میگیره پس از همین الان وبیزیون خودتون رو بازگذاری کنید. البته قبلش باید با سرپرست دادگان اینجا صلاح مشورت کنم ببینم باز کردن قاپگاه عمومی به صرفه هست یا نه.
----قصد داشتم چند خطی برای سالگرد این اوردگاه وب نویسان بمکتوبم که کلا این چند روز به دور از صفر و یک زندگی رو دست به سر کردیم و نشد. این خط مزبور رو نشانهای بدانید برای همانی که باید بدانید.
----به ما گفته شده البوم No Need To Argue در سال 94 بیرون اومده(اشاره به مطلب قبل) که اصولا همینطوره و این نماوا پخش کن مایکروسافت بود که به من اطلاعات غلط داد.
از ما پرسیده شد که ایا گروه Cranberries دچار این مشکلات شده یا نه؟
عرضم به حضور شمایی که شما باشی. والا ما گرچه هر چند از گاهی برای تجديد خاطرات ويديوی سبز رنگ پاريس هيلتون رو میبينيم ولی از زندگی خصوصی ملت بیخبریم. حالا ملت تو خونشون چی کار میکنند به ما مربوط نیست, هست؟ ولی خب حتما مشکلی نبوده که گروه از هم جدا نشده و فلان.
---از آوا 3 گیتر هم خود ماییم
Zombie
جنایت جنایته, حالا چه تو اين شهر چاقو تو شکم کسی فرو بره چه جنوساید رسمی راه بندازن. فکر میکنم اهنگ زامبی از کرن بریز خیلی خوب مسایل رو توضیح داده . پس خفه میشم و این اهنگ رو براتون میگذارم از اینجا به حجم دو مگابایت و خوردهای دانلود کنید.
زامبی
Another head hangs lowly
فرد ديگری بی سر و صدا به اويختهی دار شد
Child is slowly taken
کودک به ارامی در حال ربوده شدن است
And the violence caused such silence
و قانون شکنی چنين سکوتی به بار اورده
?Who are we mistaken
ايا ما مقصريم؟
But you see, it’s not me
ولی میبینی, اين من نيستم
It’s not my family
خانوادهی من نيست
In your head, in your head
They’re fightin
که در فکر تو, در ديد تو در حال جنگيدند!
With their tanks, and their bombs
با تانکهايشان. با بمبهايشان
And their bombs, and their guns
با انفجارهايشان. با سلاحهايشان
In your head, in your head
در ذهن تو. در ديد تو
They’re cryin
در حال گريه کردند
---------------------------
In your head! In your head
در ذهن تو, در ذهن تو
Zombie! Zombie! Zombie-ie-ie
زامبی. زامبی زامبييييی!
?What’s in your head, in your head
Zombie! Zombie! Zombie-ie-ie-ie-oh
زامبی چه در ذهن تو, در افکارت میگذرد؟
---------------------------
;Another mother’s breaking
Heart is taken over
قلب مادر ديگری به اسارت درآمد
When the violence causes silence
وقتی قانون شکنی چنين سکوتی به بار آورده
We must be mistaken
ما بايد مقصر باشيم
;It’s the same old theme
!Since 1916
از ۱۹۱۶ هميشه اين برنامه به پا بوده
In your head, in your head
!They’re still fightin
در ذهن تو, در ديد تو همچنان میجنگند!
With their tanks, and their bombs
با تانکهايشان. با بمبهايشان
And their bombs, and their guns
با انفجارهايشان. با سلاحهايشان
In your head, in your head
در ذهن تو, در ديد تو
They’re dyin
در حال مرگ هستند
------------------------
In your head! In your head!
Zombie! Zombie! Zombie-ie-ie!
What’s in your head, in your head?
Zombie! Zombie! Zombie-ie-ie-ie-oh!
Oh, oh, oh, oh, oh, oh, hey-oh, yeah, yeah, yeah
---------------------------------------------------------
پا پی : فکر میکنم تا به حال چند هزار مرتبه گفتم که مخالف ترجمه ترانه از هر زبانی به هر زبانی هستم چون روح اصلی رو از بين میبره. و باز فکر میکنم به همون مقدار هم گفتم که اهل ترجمه کلمه به کلمه نيستم. پس اگر قصد تقويت زبان انگليسيتون رو داريد ترجمههای من براتون کار سم رو میکنه.
پا پی ۲ : اين يکی از پيچيده ترين ترجمه های بود که من داشتم. علاوه بر چند پهلو بودن متن اصلی. يک اتصال نامريی هم بينشون وجود داشت که ده جور ترجمه مختلف جلو روم میگذاشت. در اين مواقع رسمه که ميگن يا سراينده نمیخواسته کسی منظورشو بفهمه يا مترجم بيش از حد احمقه.
پا پی ۳ :اهنگ زامبی از البوم سال ۹۳ Cranberries يعنی No Need To Argue برداشته شده.
پا پی ۴ : اين اهنگ بعد از انفجار بمبی در ايرلند که توسط ارتش جمهوری خواه ايرلند کار گذاشته شده بود و در نهايت به کشته شدن دو کودک بی گناه انجاميد نوشته و ساخته شد.
پا پی ۵ : در قسمتی از اهنگ گفته شده "از سال ۱۹۱۶ برنامه به این صورت بوده". به درستی مشخص نيست اين ارتش چه سالی تشکيل شد. ۱۹۱۶ يا ۱۹۱۳ . اما منظور تاريخ تشکيل اين ارتش هست.
پا پی ۶ : ما اينجا برای نتيجه گيری سياسی دور هم جمع نشديم.