اقدامی ناشيانه‌ از اشيانه

ما وارد قرن بیست و یکم شده‌ایم. این را همه می‌دانند. برای کسانی می‌گویم که هنوز متوجه نیستند.
تمام شدن دسامبر و شروع سال جدید یک ثانيه طول کشید اما ما انسان‌های خوشبختی هستیم که گذر این يک ثانیه را شاهد بودیم. حتی تمام شدن دهه و ورود به دهه‌ی بعد خود تاثیر بسیار زیادی در زندگی مردم دارد (حالا از کار برعکس دنیا در کشورمان بگذریم). اما مردمان این سرزمین هنوز متوجه ورودشان به قرن جديد نشده‌اند.
به مانند تمام دیگر تحولات مهمی که گاه بی گاه دنیا را به چاش می‌کشاند. این کشور در هاله ای از دود و بشکه‌های ابی محاصره شده.(کشور پشم و دود).
در قرن بیست و یکم زندگی می‌کنیم. در قرنی که زبان انگلیسی خواه ناخواه و به واسطه‌ی پيشرفت ناتواناز تصور, زبان برتر است.
در قرنی که مردم حتی بدون انکه بدانند از کلمات انگلیسی استفاده می‌کنند. تا به حال برايتان پيش نيامده در طور اتفاقی کلمه ای را در متنی ببینيد. حال انکه پيش از ان تصور بر فارسی بودنش می‌برديد؟
نه دیگر استفاده از این کلمات در مقالات لقب روشنفکر مآبی می‌گیرد و نه کسانی که در مکالمات روزمره کلماتی را به اصطلاح دو دهه‌ی قبل “می‌پرانند”, خارجی مآب. اما به مانند تمام مظاهر تجدد این فقط مخصوص تهران دود آلود خودمان است.
کافی‌ست کیلومتری از شهر دور شوید تا در کیلومتر چندم بزرگراه اولین غلط املایی انگلیسی به چشمتان نیاید و بيايد.
کافی‌ست شهری دورتر روید تا لغات عجیب‌تری هم ببینید!
فرا گرفتن زبان انگلیسی را دیگر کاری تفریحی یا خارج از برنامه نمی‌دانند. مصطلح است که می‌گویند متنی که به زبان انگلیسی نباشد هرگز نوشته نشده.
و بگذارید از صدقه سر جا افتادن در قرن جدید من هم جمله‌ای اضافه کنم,
هر کسی زبان انگلیسی نداند, از نظر علمی بی سواد است.
کاری به جامعه ندارم. اصلا تمام چیزهایی تو و دیگران می گویید قبول. در تمام کشورها حتی اروپايی های بی‌درد از اين قاعده خارج نيستند. در تمام دنيا هستند کسانی که زبان انگليسی ندانند.
حتی در امريکا. بله در امريکا, در بعضی از شهرها. امريکايی‌هايی هستند که به زبان اسپانيايی صحبت می‌کنند و کودکان برای يادگيری زبان انگليسی بايد به مدارس زبان اموزی بروند. مثال هم می‌خواهيد؟ شهرهای جنوبی ايالت کالیفرنيا.(به واسطه‌ی مکزيک) و يا در حومه شهر فلوريدا.(به واسطه‌ای که نمی‌دانم!)
اما قشری که با کامپیوتر سر و کار دارند چه؟
شاید بتوان گفت با راهنمای فارسی ویندوز اکس پی و برنامه‌ی مثلا, افیس, را می توان اموخت و از روی شکل ایکن, کابردش را به خاطر سپرد.
شاید بتوان گفت بلاگرها هم از این قاعده مستثنی هستند. پرشین و بلاگفایی هست و فلان.
اما هکران را چه؟
اول بگذارید بگویم من هم به مانند قانون هکینگ را مستحق مجازات می‌دانم.
این حرف که “ما اسیب نمی‌رسانیم و فقط برای گوشزد کردن امده‌ایم” . ادعا و دليل تراشی ابلهانه‌ای بیش نیست.
چه معنا دارد : “ما قفل نيمه شکسته‌ی خانه‌ی شما را تماما شکستیم, وارد خانه شدیم, در سر در خانه‌تان اسم خود را به عنوان کسانی که توانستند به این مکان وارد شوند بزرگ چاپ کرديم ولی هیچ چیز با خود نبردیم”.
خب مسلم است که چیزی با خود نبرده‌اید!
شما به دنبال محوبیت و کسب درآمد هستید,
ان هم با استفاده از ضعف فنی دیگران. این کار نه تنها دزدی‌ست بلکه آبرو دزدی هم است.
اینجا, به اصطلاح خودشان صحبت از “جوجه هکران” (کسانی که دنبال پیدا کردن پسورد هستند و بسیار خوش) نمی‌رود . صبحت از تیم مثلا امنیتی و بسیار حرفه‌ایست.
تیمی که ادعایش در متخصص بودن گوش دنیا را پاره کرده.
خب یکی به من بگوید چگونهم مکن است یک نفر هکر که متخصص کامپیوتر هست و لیست سوابقش و مدارکش در اختیار همه قرار داده, زبان انگلیسی نداند؟
هکری که به طور قطع منابعش به زبان انگلیسی هستند, دوستانش به انگلیسی حرف می‌زنند, جدیدترین مقالات را به زبان انگلیسی می‌خواند,
وقتی صحبت از هک حرفه‌ای می‌شود دقیقه ها ارزشمندند
: باید به سرعت از کشف حفره‌ای جديد امنیتی مطلع شود,
به سرعت راه نفوذ را به کمک ابزارهای جديد بيابد و حمله کند.
اگر منطق حکم می‌کند پس در صورتی هکر خواهان مطرح شدن در سطح دنیا است باید به زبان انگلیسی مسلط باشد.
اما من از شما می‌خواهم این متنی را که گروه امنیتی ناشیانه (اشيانه‌ی سابق) بعد از هک سایت ناسا(!) نوشته‌اند را بخوانید, البته برای خواندن این متن زبان انگلیسی کافی نیست بلکه باید چند زبان فضایی هم دانست.
باور کنید بعید می‌دانم مسئولان سایت ناسا این متن را نامه‌ای, به زبان انگلیسی تشخیص دهند
کاش ذوق زدگی جای خود را به مقداری عقل و سواد می‌داد تا چنین متنی هرگز نوشته نشود.
هک کردن سایت نه تنها افتحار نیست. بلکه کاری شرم اور هم هست. تازه معمول است که هکرهای دولتی سایت های دولتی را هک کنند. و هک کردن سایت‌هایی با پسوند gov در اکثر اوقات اقدامی دولتی به شمار می‌اید.
کافی بود اعضای این تیم امنیتی در جایی غیر از ایران زندگی می‌کردند تا در ماه اول فعالیتشان شرايط برای گذران باقی عمر در زندان برايشان فراهم شود. در دیگر کشورها هم تیم‌های امنیتی داریم. اینگونه شرکت‌ها حتی در زمینه‌ی نقل و انتقال پول و اسناد هم فعالیت می‌کنند. اصلا فکر کرده اید ایده‌ی تیم امنیتی کامپیوتری اولین بار از کجا به ذهن ایرانیان رسیده؟
اما خب در مجامع مدرن قبل از هر چیز یک تیم امنیتی کامپیوتری باید خود را به ثبت رسمی برساند و گزارشی از فعالیت خود ارایه کند, در غیر این صورت به سرعت تحت بازخواست و یا پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.
به هر حال, هر چه فکر می‌کنم تا علتی برای معلول مورد بحث بیابم نتیحه‌ای نمی گیرم جز اینکه,
در قرن بیست و یکم هستیم. اینجا اما ایران. هاله‌ای از دود مرا فرا گرفته و بی‌سوادی افتخار بزرگی است برایشان!.
يا حق بر دود


پا پی : در حاشيه‌ی تقديم اين اقدام به هموطنان, از سوی گروه ناشيانه : شما ممکن است به ايرانی بودنتان افتخار کنيد, اما من به ايرانی بودن شما دزدان کامپيوتری افتخار نمی‌کنم.

2 Responses to “pardon me?”

  1. دقیقاً حرف دل منو زدی )):

    آهو

  2. ابله من به گروه هکری اشیانه افتخار می کنم که نشان داد با هک چنین وبسایتی خبر رو به گوش امریکایی ها رسوند که ایران به دنبال جنگ نیست شمایید که به دنبال جنگ هستید و ایران از کشت و کشتار مخالف هست

    هکر

Leave a Reply