Good Morrow to This Fair Assembly
خواستم یادداشت کوتاهی درباره تعصب در حوزهی موسیقی صادر کنم دیدم چه بهتر که اول از خودم شروع کنم. اصولا اگر من در یک کشور جهان اولی متولد شده بودم و اونجا زندگی میکردم نوشتن چنین یادداشتی در مرتبهی اول مسخره کردن خودم, و در مرتبه دوم من رو یک دیووانه جلوه میداد. هر چند که همین الان هم شک دارم کسی در ایران زندگی کنه ولی بهش نگن دیوونه!... به هر حال از خوب روزگار من در ایران اسلامی زندگی میکنم و باید با اخلاقیات این مردم تا کنم در واقع چارهی دیگری ندارم. متاسفانه وقتی در ایران خودت رو از یک تیپ خاص معرفی میکنی و میگی من طرفدار فلان چیز هستم باید خیلی چیزها رو به عقل دیگران و گوش خودت بخری. مثال چه بزنم از این بهتر که من خودم رو طرفدار موسیقی راک معرفی کردم. فقط خدا میدونه الان بازدیدکنندگان چه مانستری! از من شبیه سازی کردن
ترجیح میدم ایلوژنها رو برای خودم نگه دارم و حدسی نزم و اتفاقا هدفی از به کار بردن این کلمات انگلیسی دنبال می کنم که اگه به اندازه ی کافی باهوش باشی میفهمی. خب چی میگفتم؟
اها گفتم طرفدار موسیقی راک هستم, ولی ایا این دلیلی بر اینه که من دیگر سبکهای موسیقی رو رد کنم یا اصلا دورشون خط ردی بکشم؟ وقتی میگم تعصب, یعنی همین. یعنی وقتی فردی خودش رو به یک تیپ خاص نسبت میده و وارد جمعی میشه دیگه يا جرات پس گرفتن حرفاشو از دست ميده یا به درستی دیفاین کردن تفکراتشو فراموش میکنه. البته اون ترس کاذب هم به عنوان کاتالیزور عمل میکنه به طوریکه فرد میترسه و فکر میکنه اخ اخ! اگه الان بگم من به فلانی گوش میکنم ملت چی میگن؟
البته واقفید که این حرف ملت همیشه کار دست ایرانی داده و نصفه مشکلات ما از همین حرف مردم و گه اضافی خوردنشون ناشی شده و ميشه. و خب قبل از هر چیز بگذارید چند چیز رو دیفاین کنم. چند چیز که مخاطب ایرانی بدون اینکه اگاهی داشته کمی تا تماما باهاش غریبهاس و اون تفاوت بزرگی که بین طرفداری, دوست داشتن, لذت بردن و گوش دادنه. البته همین که معنای سلیس فارسی شون رو بدونید نصف راهو رفتید ولی مشکل همیشه اینه ما اصلا زبان فارسی رو بلد نیستیم!. یادم میاد اون زمانها که مدرسه میرفتیم. سر امتحان ریاضی که خیلی مورد علاقهی ما هم بود! مدرسی داشتیم که میگفت اگه سوال رو درست بخونید نصف نمره رو گرفتید. گرچه من اون سال ریاضی رو ناپلونی رد کردم و هیچ وقت زبان فارسی رو درست یاد نگرفتم, اما این جمله عین زنگ ساعت قدیمیم که زیر پا له شد هر چند از گاهی فرتی تو گوشم صدا میده.
بین چهار کلمهای که بالاتر رفت تفاوت خدا تا انسانی وجود داره. مثلا وقتی کسی از شما می پرسه بریتنی اسپیرز گوش میدی, در واقع از شما پرسیده اقا جان تا حالا بریتنی گوش دادی؟ اصلا میشناسیش؟.
البته این ضعف در زبان فارسی پنجاه پنجاس. در واقع پرسندهی سوال هم ادم بی سوادیه و در نود درصد مواقع منظورش از اون سوال بالا اینه "که بریتنی اسپیرز رو دوست داری؟!"..خب مسلما شما که قبلا بهش گفتی من طرفدار موسیقی متال هستم يک نه گنده به عنوان بیلاخ میچسبونی زیر دماغ طرف. هی سانی! این دفعه که کسی این سوال رو ازت پرسید این دو کلمه رو تو مغزت دیفاین کن و بعد جواب بده.
این از موضوع اول, اما موضوع دوم بیشتر به بحث تعصب ربط داره و فقر سواد فارسی رو اینجا باید بیخیال شد. جواب من رو بدید, مگر به بریتنی گوش دادن عیبی داره یا اصلا ازش طرفداری کردن عیبی داره؟ البته من از قصد بریتنی رو انتخاب کردم به خاطر اینکه به خوبی بین مردم اسکاچ خواه ما جا افتاده و هر کسی می شناستش, خب بگو ببینیم مشکلش چیه؟ خواهشا سوال رو به خودم بر نگردون و از من نپرس که خودم بعدا برات توضیح میدم.
این مساله رو بیشتر باید در اقتصاد و فرهنگ کشورها ریشه یابی کرد. تجارت ازاد و ازادی بيان در امریکا میگه هر کسی که هستی میتونی برای خودت البوم موسیقی تولید کنی و بفرستی بین مردم. میتونی به صورت که بخوای بفروشیش. خب این چی رو ثابت میکنه؟ این سوال احمقانه بود نشنیده میگیرمش. شما مثل اینکه هنوز اسم صفار چرندی یا وزارت ارشاد رو نشنیدی؟ خب وقتی در کشوری تفکرات و ایدهها غربال میشه و نصفی از تفکرات خلاقانه زیر خرواری از پشم مدفون میشه میخواید تعصب بین مردم ریشه پیدا نکنه؟ این رو من نمیگم این رو هر کسی که میدونه که با تکرار یک کار به طور ناخود اگاه به اون کار عادت, و در نهایت علاقهمند خواهید شد. خب یعنی چی؟ این دومین سوال احمقانه بود, هنوز یکی دیگه داری ولی بهتره مواظب باشی!... یعنی اینکه اگر از بچگی دم گوشت روضهی اهل بیت بخونن و تو هم فرت و فرت بشنوی در نهایت با همین روضه حال میکنی و ازش خوشت میاد. خب حالا این تفکرات بگذارید در برابر قوانين پشم زدایی شده امریکا. مسلما هر چقدر ایدههای جدید, صداها و افکار نو اجازهی ظهور پيدا کنه به همون مقدار هم طرفدار تولید میشه.
حالا دیفاین شدی؟
لزوما گوش دادن به چیزی دلیل بر لذت بردن نیست. تا حالا نشده تو یه یک مهمونی یا جمعی اهنگی از کسی بشنوید که ازش متنفرید؟. ولی خب اونجا کاری نمیتونید بکنید جز تحمل.
خب مثل اينکه میخوای سومین سوال احمقانت رو خرج کنی و از من بپرسی.
بگذار بهت بگم رفیق. من همه چیز گوش میدم و از خیلی چیزها لذت می برم و طرفدار خیلیها هم هستم. در واقع کافيه يک اهنگ به نظرم کچی Catchy بیاد.
فرق نمیکنه اوریل لاوین باشه یا نلی. ولی همونطور که گفتم باید بین گوش دادن لذت بردن و طرفداری فرق گذاشت.
August 30th, 2005 - 17:30
Salam dooste aziz. jaleb bood va shebahate ziadi be didgahe man dare. vaghean hamine. in mohem nist ke agar man ba Kamran & Hooman hal kardam va tarafdare sar sakhte metal hastam.
sevomin ghesmat az Iman Khatar Afarin Ast be rooz shod