Archive for August, 2005

Good Morrow to This Fair Assembly

Sunday, August 28th, 2005

خواستم یادداشت کوتاهی درباره تعصب در حوزه‌ی موسیقی صادر کنم دیدم چه بهتر که اول از خودم شروع کنم. اصولا اگر من در یک کشور جهان اولی متولد شده بودم و اونجا زندگی می‌کردم نوشتن چنین یادداشتی در مرتبه‌ی اول مسخره کردن خودم, و در مرتبه دوم من رو یک دیووانه جلوه می‌داد. هر چند [...]

Read the rest of this entry »

Kiss My Azzz

Thursday, August 25th, 2005

اقایان جمع شده‌اند تا جشن تولدی بگیرند, یکی نیست بگوید وقتی اینها سر را به تن دیگری برازنده نمی‌دانند مگر زور است که کار تیمی دستشان دهید و همشان را يکجا جمع کنيد؟
حالا باز هم من ادم بده! خودتون بخونيد.

GO RUN WITH YOUR FREAKING DREAM, THATS NEVER GONNA…………….happen

Read the rest of this entry »

Its Been While Since he is Baaaack

Wednesday, August 24th, 2005

چند روزی هست که اکبر گنجی از مرگ نجات پیدا کرده, یا حداقل موثق‌ترین منبع خبری ما یعنی خانم‌اش چنین چیزی رو گفته. اما بر خلاف انتظار به جز دو سه مطلب اثری از این موضوع در ميان مطالب اخير بلاگرها دیده نمی‌شه. افراد همچنان در مالیخولیای خط کشی و مرز بندی و به سر [...]

Read the rest of this entry »

Come Sail Away With, What

Monday, August 22nd, 2005

چند وقت قبل نوشتم لیست سایت‌های مورد علاقه‌ای که تو اکسپلورر ذخیره کردم به حدی طولانی شده که وقتی روش کلیک می‌کنم کل اکسپلولرر هنگ می‌کنه و بسته میشه!. خلاصه دیروز در حین انجام عملیات فرا پیشرفته‌ی ایندکس برگردانی و اپديت درمانی (واکسن وبلاگی! - باز هم بگم؟ پاد زهر هکر کش) تصمیم [...]

Read the rest of this entry »

Access Denial

Sunday, August 21st, 2005

عملیات ایندکس برگردان تمام شد
گیج گفته ها باز در دسترس شماست

Read the rest of this entry »

Them, Lie Like a Rug

Friday, August 19th, 2005

بان جووی تبلیغات و سر و صدای زیادی برای البوم و به خصوص تک اهنگ -سينگل- جدیدش يعنی
Have A Nice Day به پا کرده. این سینگل بيست‌ام سپتامبر روی انتن میره ولی همین الان می تونید تو سایت Aol Music ویدیوش رو ببینید. ایده ویدیو چندان اورجینال نیست و از روی اهنگ Black Eye [...]

Read the rest of this entry »

I See No Bravery

Tuesday, August 16th, 2005

برخورد افراد متمدن در هنگام صحبت از عقايد شخصی:
می‌شنوند. می‌شنوند
فکر می‌کنند.
می‌گويند.
حرف‌هاتو می‌شنوند.
اگر به نتیجه‌ی مشترک نرسید 360 درجه بر می‌گردند و از اونجا دور می‌شوند.
ممکن است زير لب فحشی صادر کنند ولی اين حق رو که مانع کار کسی بشن به خودشون نمی‌دهند.

برخورد افراد ایرانی:
میگم, میگم, .خواست بگه نمی‌گذارم. میگم, میگم. خواست بگه جلو دهنشو [...]

Read the rest of this entry »

pardon me?

Monday, August 15th, 2005

اقدامی ناشيانه‌ از اشيانه
ما وارد قرن بیست و یکم شده‌ایم. این را همه می‌دانند. برای کسانی می‌گویم که هنوز متوجه نیستند.
تمام شدن دسامبر و شروع سال جدید یک ثانيه طول کشید اما ما انسان‌های خوشبختی هستیم که گذر این يک ثانیه را شاهد بودیم. حتی تمام شدن دهه و ورود به دهه‌ی بعد خود [...]

Read the rest of this entry »