Stairway to Heaven Part 2
میان برنامه:حتما متوجه سردرگمی و بیانسجامی مطلب اخیر شديد... وقتی با مخاطب عام سر و کار داری نمیتونی همینطور بنویسی بری. سر هر کلمهی انگلیسی ساده که می رسیدم به خودم می گفتم این رو توضیح بدم یا ندم؟ باور کنید کار سختيه چون باید خیلی حواس جمع بود. گاهی اوقات توضیح بیخود یک کلمه یعنی توهین به خواننده مطلب. ولی خب تا اونجایی که من خبر دارم به جز ده یازده نفری که میدونم اینجارو می خونن و کارشون موسیقی هست. بقیه مخاطبهای من شاید چیزی جز گیرایی مطلب جذبشون نکنه. به هر حال این نارسایی رو بر من ببخشانید. بالاخره یا من ایدهای برای
حل این مشکل به ذهنم میرسه و یا مخاطب فکری به حال محفوظات عام موسیقی خود خواهد کرد!
--------------
ادامه مطلب پلکانی به سوی بهشت رو پی می گیریم:
در واکاوی لیریکس دو قسمت از سه قسمت مهم رو توضیح دادم اما از قسمت سوم هم میشه به نحوی برای اثبات اتفاقی نبودن بک ماسکینگ استفاده کرده کرد
Yes there are two paths you can go by
بله تو دو راه برای طی کردن داری
but in the long run
ولی در مسافتی طولانی
There's still time to change the road you're on
هنوز فرصت برای تغییر مسیر وجود دارد
اما بگذارید برداشت خودم را با یک نتیجه گيری کلی از سه ورس قبلا توضیح داده شده بیان کنم
این اهنگ هشت دقیقه هست که از نظر زمان بسیار طولانیست. میشه منظور از لانگ ران(مسافت طولانی) در خط بالا رو در واقع این اهنگ طولانی دانست. با توجه به اینکه روی جلوی اهنگ به طور واضح صحبت از ورود به بهشت میکنه -در صورت قبول کردن ادعای بک ماسکینگ- روی وارانه اهنگ هم صحبت از جهنم و شيطان. که ميشه منظور "از دو راه" در خط بالا رو همین دو راه بهشت و جهنم دانست.و البته ورس های قبلی هم به واقعی تر شدن این قضیه کمک می کنند مثل این خط:
And you know sometimes words have two meanings
و میدونی که بعضی وقت ها یک کلمه میتواند دو معنای متفاوت بدهد
و یا
Sometimes all of our thoughts are misgiven
و بعضی اوقات تمام برداشت های ما غلط از اب در می اید!
ولی باید توجه داشت تمامی اینها زمانی قابل باور هستند که ادعای بک ماسکینگ این اهنگ رو بپذریم
رابرت پلنت در این باره به مجلهی میوزيشن گفته است:
"پلکانی به سوی بهشت با بهترین نیات نوشته شد. و دربارهی پخش وارانه و قرار دادن پیغام پنهانی فقط میتونم بگم این روش من نیست. خیلی غم انگیزه...زمانی که اولین بار این ادعا رو شنیدم تو خونه بودم و اخبار رو نگاه می کردم. روزم خراب شده بود و و برام قابل باور نبود که افرادی چنین ادعایی رو وسط بکشند. خیلی از مردم دوست دارند از هر راهی که شده پول در بیارند و اگه این راهیه که انتخاب کردند بهتره بدون استفاده از لیریکس های من به کارشون ادامه بدن"
فکر می کنم بهتره بدون اینکه تحت تاثیر سخنان کسی قرار بگیریم به گوش های خود اعتماد کنیم..اینجا گوش بدید و قضاوت کنید
و اما کمی هم در مورد خود اهنگ:
--زمان طولانی اهنگ باعث شد بسیاری از رادیوها از پخش این اهنگ سر باز بزنن اما بعد از اینکه چندین بار پخش معلوم شد همیشه اهنگ طولانی باعث تغییر موج- رادیوها نمیشه
--در کارهای سولو یا در همکاری با دیگر گروه ها جیمی پیج اجازه نمیداد کسی به غیر از رابرت پلنت اهنگ رو بخونه هر چند که اجراهای اینسترومنتال (بدون-- وکال) این اهنگ هم چندین بار ضبط شده
--رابرت و جیمی این اهنگ رو در خانه ای واقع در هدلی گرانج -انگلستان- نوشتند.خانه ای قدیمی کثیف و بزرگ که حتی برق هم نداشته. اینطور که گفته و شنیده شده نود درصد این اهنگ در يکی از شبها در کنار اتش و به طور کاملا ناگهانی شکل گرفته
--جان پال باسیست گروه ترجیح داد به جای گیتار باس از فلوت و کیبرد استفاده کنه و برای اینتروی اهنگ از چند ساز چوبی هم کمک گرفته شده
--صدای درام جان بونهام تا دقیقه ی 4.20 به گوش نمیرسه اما بعد از شروع پله ای اولیه به مرور نقشش رو در اهنگ پیدا میکنه تا جایی که درامینگ بونهام نقشی اساسی در جادو بخشی به سولو اهنگ بازی میکنه
--هر کسی که مدت زمان مالش انگشتانش به سیم های گیتار از یک سال گذشته حداقل یک بار برای زدن سولوی این اهنگ که حالا به عنوان یک کار کلاسیک مسترپیس شناخته میشه تلاش کرده هر چند که بی شک تلاشش بینتیجه مونده ولی جالب این جاست که سولوی این اهنگ هیچ وقت به اون صورت معمول در استودیو نواخته یا تمرین نشد بلکه جیمی پیج از روی پلات اصلی که در ذهن داشت چندین اجرای مختلف انجام تا به اون چیزی که میخواست رسید
----اینتروی اکوستیک این اهنگ از گروهی به نام Spirit که در تور امریکا به همراه لد زپلین برنامه اجرا کردند قرض گرفته شده البته وقتی این گروه اهنگ رو شنید متوجه این موضوع شد ولی ظاهرا مشکلی با این کار نداشتند
Stairway to Heaven Part 1
به عنوان اولین مطلب جدی موسیقی بعد از مدتها به یکی از اهنگهای لد زپلین می پردازم- فعلا استارت زده شد تا بعد
------------
از میان تمام اهنگ های لد زپلین ترانهی هشت دقیقه ای و طولانی مدت Stairway To Heaven
جایگاه ويژهای در میان طرفداران کلاسيک راک دارد
محبوبیت این ترانه از چند لحاظ قابل بررسی ست
1. متن ترانه و پيچيدگی بيش از حد ليريکس
۲.سولو و ریف گیتار - بنگ آت درامز جان بونهام و استفاده نکردن از گيتار باس در هنگام ضبط اهنگ
۳. حاشیه ساز بودن
یک اثر هنری راک دیگر به چیزی برای کامل شدن نیاز دارد؟
1.مضمون کلی ترانه به زنی اشاره میکند که علاقهی زیادی به جمع اوری مال و پول دارد ولی در نهایت می فهمد که روش زندگیای که برگزیده راه به ناکجا دارد و او هیچ وقت به بهشت نخواهد رفت
معنای فارسی اسم ترانه می شود پلکانی به سوی بهشت و در اولین ورس(verse) لیریکس چنین چیزی می بینیم
There’s a lady who’s sure - All that glitters is gold
انجا زنی حضور دارد که مطمئن است همه ی چیزهایی که برق می زنند از طلا هستند
And she’s buying a stairway to heaven
و او میخواهد پلکانی به سوی بهشت بخرد
خوب این در واقع یک جور به سخره گرفتن است- یعنی اگر بتواند خدا و بهشتش را هم می خرد!
اما ورس دوم اهنگ اهمیت بیشتری دارد:
There’s a sign on the wall
But she wants to be sure
’cause you know sometimes words have two meanings
علامتی روی دیوار وجود (که ان زن از معنایش اطلاع دارد)
ولی می خواهد مطمئن شود (از معنای درست ان)
چون تو میدانی که بعضی وقتها کلمات دو معنی متفاوت می دهند (يک کلمه میتواند دو معنی متفاوت بدهد)
-- از این ورس میشه برای ثابت کردن ادعای بسیاری از دنبال کنندگان و شنوندگان موسیقی استفاده کرد
اما این ادعا چه بود؟
حتما ضبط صوت ها که یک دکمه ی ریوایند داشتند به خاطر میاورید ؟ از دکمه ی ریوایند برای بازگشت به عقب استفاده میشد. در واقع کار ریوایند این بود که نوارهای معناطیسی را به عقب برگرداند.و حتما يادتون مياد وقتی ريوايند رو فشار می داديم صدای های غير قابل فهم و بعضی خنده داری به گوش میرسيد؟ هر صدایی همانطور که به سوی جلو پخش میشه در صورت ضبط و پخش مجدد میشه از عقب و در واقع به صورت بر عکس هم بهش گوش داد به این پدیدهی عادی Reverse یا پخش امواج برعکس شده هم گفته میشود.
هنوز زمانی از انتشار این البوم نمی گذشت که افرادی با استناد به تجربیاتی که از زمان بیتلز مانده بود شروع به برعکس گوش دادن این البوم کردند و از همین جا بود که ادعای بک ماسکینگ (بک ماسکه شدن) این اهنگ قوت گرفت
بک ماسکینگ به معنای پنهان کردن پیام در پشت اهنگ است و این اصطلاح زمانی به کار میره که افراد تولید کنندهی صدا(هر صدایی) پیغامی رو در روی دیگر صدای در حال پخش مخفی کنند. این امر امروزه کاری غیر قانونی به حساب میاد ولی در اون زمان جنجال فوقالعادهای بر پا کرد. این افراد می گفتند اگر به روی ديگر اين قسمت گوش بدی پيغامی شيطانی در ان گنجاده شده
If there’s a bustle in your hedgerow
Don’t be alarmed now,ا
It’s just a spring clean for the may queen.
Yes, there are two paths you can go by
But in the long run
There’s still time to change the road you’re on.
----------------------
و پيغام مخفی مورد ادعا این بود:
oh heres to my sweet satan. the one whose little path would make me sad , whose power is satan He will give those with him 666 there was a little toolshed where he made us suffer, sad satan
برای راحتی کار قسمت مورد دار اهنگ رو ادیت کردم و روی سرور قرار دادم برای دانلود اینجا کلیک کنید..فرمتش ام پی تریست و حجمش250 کیلو بایته
من هم مانند میلیون ها فرد دیگه خود دست به ازمایش زدم و میشه گفت همین کلمات رو شنیدم (با توجه به اینکه این صداهای بی معنی میتونن هر چیزی خوندن بشن) امتحان این کار بسیار ساده هست اگر ابزارهای مخصوص ادیت صدا هم ندارید می تونید با استفاده از برنامه ی
Windows sound recorder
که در تمام ویندوز ها نصب شده این ازمایش رو انجام بدید ولی توجه کنید که این برنامه فقط فایلی هایی با فرمت wav رو قبول میکنه
چون اهنگ طولانیست قبل از هر چیز تمام قسمت های زاید رو حذف کنید و فقط همان تکه ی مربوطه رو حفظ کنیدبعد از این کافیست به روی
Effects > Reverse
کلیک کرده تا برنامه بقیه کارها رو انجام بده. بعد از انجام پروسس کافیه تا بروی دکمه ی پلی کلیک کنید تا صدای برایتان پخش شود
این برنامه از این راه قابل دسترسی است
Start > All programs > acce......>Entertainment > sound recorder
(هرگونه قضاوت در این مورد رو به شما واگذار می کنم!)
اما به هرحال تکه لیریکسی که کمی بالاتر بیان شد دلیل و بهانه ی خوبی برای اثبات این ادعا بود
در واقع میشد چنین برداشتی هم کرد:
طرف جلوی اهنگ صحبت از پلکانی به بهشت میکند و می گوید "بعضی اوقات کلمات دو معنی میدهند و این مرا به شگفتی وا می دارد"
اما درست روی پشت اهنگ صحبت از شیطان می کند و مدح شیطان را می گوید.
عجب طرح هوشمندانهای
ادامه دارد...
More Info on Hall Of Fame
خب بد ندیدم به طور کاملا رسمی از تمام بلاگرها برای به اجرا در اوردن طرح موزه ی افتخارات درخواست همکاری کنم
اما طرح چیست و ما به چه کمک هایی احتیاج داریم؟
این طرح نوعی تقدیر از کلیه کسانی هست که از اولین روز پیدایش وبلاگ فارسی هر یک به نوعی در گسترش وبلاگ شهر تاثیر داشتند و خدمت بزرگی به این جامعه مجازی کردند.
این طرح هیچ محدودیتی ندارد به این معنا که ما حق مطلب را ادا می کنیم حتی اگر کسی نواوری جالبی در زمینه وبلاگهای به طور مثال سکسی نویس کرده ما وظیفه خود می دونیم که از حرکتش تقدیر بشه. اساس این حرکت در اعتدال و جلوگیری از جانب داری استوار شده و ما فقط وظیفهی خود رو انجام می دیم.
طرح دوم بخش ادیتورز پیک (انتخاب برتر ادیتور) هست:
این قسمت بنا به ترافیک ماهانه یا هفتگی فعالیت میکند و افراد منتخب (که هر یک در زمینه در وبلاگ شهر صاحب نظر هستند) به معرفی یک وبلاگ که مطالبی قابل استفاده و مفید انتشار میدهد
میپردازند و بنا به صلاح ديد یک یا چند وبلاگ رو برای خواندن پیشنهاد می کنند.
ایجاد یک دایره المعارف وبلاگی:
این بی شک یکی از بزرگترین طرحهای دسته بندی وبلاگهای فارسی زبان به شمار میاد به این ترتیب که سعی می کنیم به مرور زمان فهرست تمامی وبلاگ های موجود به زبان فارسی در هر زمینهایی که به فعالیت میپردازند جمع اوری کنیم و بر اساس موضوع فهرست کنيم. (دقت کنید- گفته شد تمامی) البته این طرح با توجه وسعت و گستردگی کار بیش از هر چیز به مرور زمان احتیاج داره ولی تصور کنید فهرست چند هزارتایی وبلاگهای فارسی زبان در هر لحظه در دسترس شما باشد!
طرح اصلی این وبلاگ طرح جدیدی در دنیا نیست و سالهاست که در کشورهای مختلف چنین موزههایی به طور رسمی (دولتی يا غير دولتی) در زمینههای مختلف به فعالیت می پردازند(از موسیقی گرفته تا بسکتبال) اما این اولین بار هست که یک گروه مجازی که پایگاهی در بیرون هم نداره دست به انتخاب وبلاگهای قابل اعتنا و بلاگرهای افتخار افرين میزنه که و تا جایی که من میدونم طرح موزهی وبلاگی تا به حال در هیچ کشوری به اجرا در نیامده.
هدف ما شناساندن ایده های جذاب و تشویق کسانی که به تازگی به جمع بلاگرها می پیوندند به فعالیت حرفه ای و نگاه جدی تر به پدیده بلاگینگ است.
اما برای انجام این کار به کمک های زیادی احتیاج داریم:
1. تاسیس یک وبسايت:
مسلما میشه از وبلاگ های مجانی هم استفاده کرد ولی ایجاد یک وب سایت نقش مهمی در رسمیت بخشیدن به طرح خواهد داشت. از کسانی که حاضر بشن یک دومین و هاست به نام مورد نظر ما برای این موزه خریداری کنند (در واقع وقف این طرح کنند) نهایت تشکر رو به عمل خواهیم اورد.
3.طراح و ایده دهنده طرح برای وب سایت:
اگر طراح هستید و یا ایدهای احتمالی برای طراحی وبسایت دارید با ما تماس بگیرید
4.ترجمه و انتشار مطالب به انگلیسی:
به این ترتیب حجم زیادی از انگلیسی زبان ها یا کسانی که با انگلیسی اشنایی دارند با عظمت وبلاگستان فارسی اشنا خواهند که تاثیر فوق العاده بر وبلاگ شهر خواهد داشت. برای انجام این کار به کسانی که بتونن مطالب رو به انگلیسی ترجمه کنند نیاز داریم
5.ایجاد یک دایره المعارف وبلاگی:
برای اينکار به داوطلبانی احيتاج داريم که در حين وبگردی های روزانه لينک "هر" وبلاگی که در "هر" زمينه ای فعاليت می کند برای ما پست کنند.البته داوطلب موظف است ابتدا به ليست وبلاگ های موجود در وبسايت نگاه کرده و از فرستادن لينکهای تکراری خودداری کند.
کلیه کسانی که مایل هستند در یک یا چند زمینه از موارد بالا به نحوی کمکی به پیشبرد این طرح بکنند با
info@dizzyrocker.com
تماس بگیرند
اما چند نکته:
-موزه افتخارات مرز نمیشناسد و تا جایی که امکان دارد سعی در شناساندن وبلاگهای متفاوت از لحاظ محتوا می کند.
- لازم به ذکرست این طرح به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و از ابتدای راه به عنوان یک سرگرمی یا اینترتینمنت به این طرح نگاه شده.
-موزه افتخارت از هر اظهار نظری در مورد مسایل سیاسی کشور اجتناب می کند هر چند که در اینده بدون جانبداری به معرفی وبلاگ های سیاسی از جناحین و سلیقه های مختلف خواهد پرداخت.
لطفا با دادن لینک مستقیم به این مطلب ما را در این راه یاری کنید
با ارزوی گسترش وبلاگستان پارسی
Hall Of Fame
گاهی وقتها پیشنهاداتی داری که به دلایلی پشت گوش انداخته و فراموش میشه ولی بعد از چند وقت یهو می بینی اه یک نفر دیگه این فکر به ذهنش رسیده و اتفاقا چقدر هم از طرح از حمایت شده!, کما اینکه اگر تو پیشنهاد دهنده بودي, طرحی سخیف و غیر قابل اعتنا! لقب می گرفت. به هر حال نظیر این اتفاق برای من افتاد.تقریبا سه ماه پیش بود که فکر راه اندازی وبلاگی با مضمون
iranians weblogs hall of fame (موزهی افتخارات وبلاگ فارسی)
افتادم. جایی برای معرفی تمامی کسانی که در طول این چهار سال هر یک به نحوی خدمتی به وبلاگ فارسی کردند و ثبت اسم و وبلاگشون در موزه افتخارات وبلاگ شهر...و همچنین بخشی جنبی به نام ادیتورز پیک یا انتخاب ادیتور که به صورت ماهانه وبلاگ هایی در زمینه های مختلف که مطالب قابل استفاده ای رو دارند معرفی کنیم.
امروز دیدم طرحی شبيه به اين اینجاست. با این تفاوت اصلی که من به طور قطع با تعیین جایزه مخالف بوده و هستم و در واقع بعد از برگزاری چندین جشنواره دولتی وبلاگ بود که این طرح به ذهنم رسید. این طرح رو با سه نفر در میان گذاشتم...یکیشون مبتکر طرح خبرچینه که حتما می شناسینش؟
دومین نفر یک اجتماعی نویسه که تقریبا همه قبولش دارند و سومین نفر اسد از بیلی و من بود
از میان این سه نفر فقط اسد عزیز بود که حداقل به من احترام گذاشت و جوابی برام فرستاد و خب پیشنهاد داد که دربارهی این طرح تو وبلاگ بنویسم. دو نفر دیگه که هیچی. اصلا بعید میدونم ایمیل من رو خونده باشن.به هر حال گذاشته بودم تا امتحانات دانشگاه تموم بشه و در تابستان با راه اندازی وبلاگی نظرات عمومی رو بسنجم که فعلا معلوم نيست چه بلايی سرش مياد!
به هر حال تا يک طرح در وبلاگهای پر بازديد مطرح نشه که طرح نيست! اين هم از دموکراسی در وبلاگ شهر. و مایهی بسی تعجب است اگر کسی به این مطلب بلینکد.
BETA programs
رخنهای در پس معنای بتا(BETA)
بتا دومین حرف از الفبای یونانیست که مثل بسیاری دیگر از کلمات علمی ریشه در زبان یونانی و لاتین داره و باید متذکر بشم بتا مخفف یک زبان برنامه نویسی هم هست که در واقع یک تحقیق دانشگاهی بوده و جنبهی استفاده خارج از اکادمیک هم نداره
اما بتای مورد نظر من کلمه ای جادوییست که امروزه شاهد استفاده روز افزونش در محصولات و بستههای اینترنتی هستیم. در واقع زمانی با کلمهی بتا اشنا شدیم که ارتباطهای اولیه خودمون رو با اینترنت تجربه میکردیم چون قبل از فراگیر شدن اینترنت به هیچ عنوان امکان دسترسی به برنامههای اینترنتی نبود و برنامههای کرک شدهای هم که در بازار وجود داشت معمولا نسخه کامل نرم افزار بودند.
خوب لازمه بگم برنامه نویسان برای مراحل مختلف اماده سازی نرم افزار اسامی مختلفی که همه از الفبای یونانی گرفته شده انتخاب کردند که الفا, بتا و گاما مورد استفاده ی بیشتری دارند یا بهتره که بگم فقط از اینها استفاده میشه.
گاما زمانی به کار میره که برنامه نویس طرح اولیه برنامه رو ریخته عملکرد نرم افزار و نوع استفاده از منابع سیستم هم مشخص شده. خیلی به ندرت پیش میاد که برنامه نویسان حاضر بشن برنامههای تست گامایی خودشون رو برای دانلود یا تست در دسترس قرار بدند.
الفا زمانی استفاده میشه که برنامه به عنوان ورژنی جدید در دسترس همگان قرار می گیره.
و بتا, کلا لفظ بتا(ازمایشی) زمانی استفاده میشه که برنامه شکل و رنگ نهایی رو چه از نظر گرافیکی و چه از نظر سورس و تشکيلات برنامه نويسی به خودش گرفته. اما علاوه بر اینها در مدت اخیر شاهد استفاده روز افزون این کلمه در سرویس های جدید اینترنتی هم بودیم که می تونم از گوگل به عنوان پیشگام این حرکت نام ببرم هر چند که به هیچ عنوان مبتکر این طرح به شمار نمیاد.
به هر حال سعی بر این بوده که چند دلیل عمده ی اهمیت استفاده از این کلمه در سرویسهای اینترنتی رو بشمارم.
الف. ارایه یک برنامه یا سرویس تحت بتا عموما نشان از تجربه یا حرکتی نو به حساب میاد.این خودش نوعی بیدار باش یا اعلان وجود هم محسوب میشه به عنوان مثال جی میل رو نگاه کنید, ادعای ایمیل یک گیگا بایتی حتی اگر از طرف یک شرکت کوچک هم مطرح می شد طرفداران بسیاری به خودش جذب می کرد و یامرورگر فایر فاکس که ادعای وب گردی با امنیت بالا رو داشت و داره.
ب. یکی از راههای فرار از مسئولیت ارایه سرویس زیر عنوان بتاست به این ترتیب علاوه بر اینکه میشه تمام نقایص برنامه رو شناسایی و جبران کرد, بلکه اعتراض کاربران هم خود به خود ساکت میشه و حتی میشه کلی ایدهی جدید هم از کاربران دریافت کرد
ج. پایین اوردن انتظارات(یا بالا بردن معکوس آن) در این مورد می تونم به برنامهی گرافیکی جديد مایکروسافت اشاره کنم که ظاهرا خیلیها منتظر انتشارش بودن و بعضی حتی ندیده و نشناخته با فوتو شاپ مقایسش می کردند اما بعد از انتشار نسخه ی بتا کارشناسان کمر به انتقاد بستند و حتی بعضی برنامه ی مایکروسافت پینت رو مفیدتر دونستند. به هر حال جواب مایکروسافت هم کوتاه بود "این برنامه فقط يک نسخهی بتاست"
البته به تازگی نوع جدیدی از برنامه های بتا هم رواج پیدا کرده که علاوه بر ازمایشی بودن فقط از طریق دعوت نامه عضو می پذیرند. این هم حرکتی فوق العاده هوشمندانست چون:
1.یک تبلیغ مجانی به حساب میاد. به جای تلاش سرویس دهندگان و خرج پول این مصرف کنندگان هستند که تبلیغ مجانی می کنند!
2.مسلما وقتی یک سرویس علاوه بر مجانی بودن چیزی جدید هم برای ارایه داشته باشه شور و اشتیاق زیادی برای استفاده در بین کاربران به وجود میاره.نمونش رو در مورد جی میل دیدیم که در ابتدای ورود به قیمت چهل دلار در ای بی(Ebay) معامله می شد
3.دیگه در عصر کامپیوتر همه از تاثیر پیشنهاد یک دوست به دیگری خبر دارند. فرض کنید سرویسی جدید ارایه شده و از میان حلقه دوستان یک نفر به طریقی دعوت نامه داره حتی اگر بقیه هم از این سرویس جدید بی خبر باشند با دیدن دعوت نامه با مضمون "به حلقه ی دوستان بپویندید" یا " به پیشنهاد فلانی از این سرویس استفاده کنید" حالا یا از رو در بایستی یا علاقه ی شخصی به احتمال زیاد روی لینک کلیک می کنند و صابون چرب عضویت پر کنی رو به تن می مالند
4.شما یک چیزی داری که اون یکی نداره. معامله ی بزرگیه, نه؟! حتی برای قیافه گرفتن یا قرار گرفتن در جایگاه دعوت کننده خیلی ها سعی میکنند به نوعی وارد سرویس جدید بشن
بی شک با تمام این اوصاف فکر میکنم دیگه وقت اون شده که سرفصلی جدید برای کلمهی جادویی بتا در روانشناسی تبلیغات باز بشه چطور که سه غول سرویس دهنده ی اینترنتی هم یا به تقلید از دیگری و یا با اگاهی کامل از موارد بالا و بسیاری موارد دیگر که مطمئنا به ذهن من نرسیده هر یک به نحوی اقدام به ارایه سرویسی زیر عنوان بتا کردند.
لازم به ذکر است که این در واقع یک تحقیق شخصی بود که حالا به شکل و شمایل پست اینترنتی در امده و حاضرم تمام نقصان های موجود در متن رو بپذیرم چون این فقط یک نسخه ی بتاست!