dizzyrocker.com – Composing Illusions
18May/051

Sorry Folks

this was a forced change , blogger editor made me do the whole transfer and shit..well i hope things are goin to run more

smoothly later on..as bryan adams used to say its so far so good, but there are more things to be worry about

i might lost some stuff in this weedy peedy tranfer road..broken links , dangling words and probably some of my cheezy visitors

hey , listen to me ,im doin my best to bring back all old settings on this new interface ...i need a few short seconds...til then

remember that my name is Dizzy ,and this weblog is not a pricking toy , we do rock and roll
profanity , shouting , cussuing , forced drug use , if you dont like it, get your step outta here , you little junky tied up tissue

- many regards from the webmaster of this crap

P.S ..keep the all the gangsta goose up and i will step in to check the assed up results

Filed under: Crap 1 Comment
16May/050

They dont R.I.P, They just Disappear

ادبیاتی به قدمت یک نسل
...........................
کسانی که دیگر سن وسالی ازشان گذشته باید خوب به یاد داشته باشند..اگر در دوران پهلوی سن و سالتان به قدری بوده که تلویزیون نگاه کنید یا به اوای اشنای رادیو گوش بدهید و چیزی از ان بفهمید با این کلمات اشنایی بیشتری خواهید داشت ..هر چند که لازمه ی درک بهتر این کلمات زندگی در ان دوران نیست..ان زمان دربار و تاج و تخت اولین خبر تلویزیون بود..سخنرانی ..دیدار ..گفت و گو
کافی بود اتفاقی بیافتد تا شاه بر صفحه ی ان جعبه ی لعنتی ظاهر شود..کافی بود پیشوند "شه" در اول کلمه ای قرار گیرد تا رادیو تلویزیون و بعضا دو روزنامه ی دولتی ایران از افزایش استفاده به مرز اشباع برسند...شاهرخ..شهبال. شهرام..شاهین. شهین..شهزاد. و فقط به اسامی انسان هم بسنده نمیشد.شهسوار ...شاه قدم..بندر پهلوی و یا کلماتی عاری از شاه و لبریز از مویز گویی ..اریا مهر..نواده ی هخامنشی..حضرت همایونی..ذات اقدس..فرح ایزدی..اوامر ملوکانه. کافی بود کلمه ای معنای مورد نظر را بدهد تا مستنطقان چیره دست شاه ان را از متون ادبی بیرون بکشند, اصلا کشف کلمه ی فهلوی یا پهلوی که تا ان زمان در هیچ دربار و دستگاهی مورد استفاده قرار نگرفته بود چیزی کم از عجایب نداشت... زندگی سخت و اسمان هم ابی بود
دوران عوض شد مردی از خانه ی بغلی طلوع کرد..نود دقیقه بختیار هم به پایان رسیده بود, جهنم در انتظار او بود و حکومت مردمی شد, هیچ کس انتظارش را نداشت که خمینی را ذات همایونی بنامند یا رجایی را چیزه دگر.متون ادبی بار دیگر فرا
خوانده شدند, مشاوران حکومتی با کلمات بازی می کردند..عجیب ترین کلمات تاریخ همین راه_بر و رییس_جهمور هستند. زمان تغییر فرا رسیده بود, صدا و سیما.. ولایت فقیه..ارشاد..حزب خدا..سربازان اسلام..نسل جدید این کلمات را برای ما به ارمغان اورده بود
شاه_راه قدیم حالا وازه ی ارتباطاتی را به دنبال خودش می کشید..پیشوند, شاه جای خود را به پسوند, الله داده بود و نام ها همه به اضافه ی الله شده بودند...نصرالله..ولی الله...عزیز الله و هزاران اللهی دیگر..حالا دیگر به هر شهری سفر می کردی کافی بود بگویی میدان امام تا به بزرگترین و اصلی ترین میدان شهر راهنمایی ات کنند.. باز جای شکرش باقیست که بعد از التهابات اولیه انقلاب لغت سازان دست از کار نکشیدند و همچنان در کارخانه ی لغت سازی خود تمام وقت مشغول به کارند...لغت هایی که کافیست چند ساعتی سیما را نگاه کنی یا صدا را بشنوی ..دو صفحه ای روزنامه بخوانی تا همه گیر و مصطلح شدن انها را همه جا ببینی... تعامل..راهبردی..پرسمان..پودمان..گفتمان..انگاره..بسیجی..منکرات..یا ترکیب هایی مثل توسعه عدالت محور..کشور درحال توسعه..سقط درمانی..هزار تو ..نشاط اجتماعی و...و...و
هر چند که معتقدم این کلمات بیش از هر چیز غنای ادبیات ما را می رساند و به قولی کلیشه ای, جایگاه رفیع شعر و ادب پارسی را با فشار ناخن در چشم و گوش نداشته مان فرو می کند و باید باعث افتخار ما باشد, ولی سوال اینجاست تا کی باید شاهد چنین تغییرات
عظیمی در زبان محاوره و مکتوب فارسی بود..این اسمان لعنتی تا چه زمان ابی باقی خواهد ماند؟
Filed under: Other Stuff No Comments
15May/050

Who Invited you?

کی تو رو دعوت کرد ؟
.........................................
اینجانب دیزی راکر فرزند راک الله هوی زاده به شماره شناسنامه ی شش شش پنج شش صادره از راک اباد با اگاهی کامل از مفاد قانون انتخابات و در کمال سلامت عقل خود را کاندیدای نهمین دوره ی ریاست جمهوری اسلامی ایران اعلام میکنم. اینجانب به قران کریم سوگند خورده تا به ارمان های جمهوری اسلامی وفادار مانده و در راه کمک به ملت از هیچ کوششی دریغ نکنم.با توجه به اینکه بنده خود از قشر مستضعف جامعه بوده و به فرمایش امام راحل طعم فقر را چشیده ام تمام توانایی خود را برای کمک به مردم اسیب دبده و نیازمند به کار خواهم گرفت..اینجانب ضمن اگاهی کامل از قانون اساسی و با استناد به قانون انتخابات ریاست جمهوری با ذکر کلیات گوشه ای چند از برنامه های خود را برای خدمت به ملت شریف ایران ضمیمه کرده ام
....
یک.تاسیس اتحاد جماهیر پارسی
دو. لغو غنی سازی اورانیوم و اجرای اَنی سازی
سه.زندانی کردن کلیه روزنامه نگاران و تشکیل بند تحریریه در زندان اوین یا زندان های در دسترس
چهار.انحلال نهضت ازادی و تاسیس حزب راکرها
پنج. دستگیری جرج بوش و محکوم کردن او به گذران پنج سال حبس تعلیقی در بیت رهبری و انجام بیست هزار ساعت کار عام المنفعه
از میان پنج مورد ذکر شده توضیح و تفصیل بند اول ضروری به نظر میرسد برای رفع هر گونه ابهام شرح کامل ان را درج نموده ایم
.....
هنگومی که شاه ایالتی ولایتی رو تصویب کرد خیلی خر بود خیلی...یکی نبود بگه احمق این چه کاریه تو میکنی؟...بی شعور این هم شد طرح؟..من و وکلات هام نشوستیم طرح ریختیم ..صوبت کردیم..ما حتی با این یارو ..اسمش چیه..گور با گوری هم حرف زدیم..راستش این یلستین نامرد اگه گه اضافه نمیخورد الان گور با چس به همراه حزب کمونیست طوفانی تو جهان به پو میکرد..ما خیلی فکر کردیم..اصلا نصفه شب ها که خواب بودیم و تنبونه مون میخارید همش فکر میکردیم...خلاصه دیدیم این کاره نیمه کاره رو یکی باید تموم کنه
کی بهتر از ما؟
ما هم شرایطش هست اینجا و هم از بی برنامگی که بی طره؟..خلاصه ما تصمیم گرفتیم تمام استان هارو کشور مستقل اعلام کنیم و همه زیر نظر کشور مرکزی که تهران باشه فعالیت کنن
ما حتی با یوانیف هم صحبت کردیم..اتفاقا سلام رسوند..طرح ما به هشت سال و یک ماه زمان برای اجرا احتیاج داره, چهار سال برای دوره اول و چهار سال برای دوره دوم البت یه مشگلاتی هم هست ..میگن دوره رییس جمهوری چهار ساله که تازه سرجمع میشه هشت سال... ولی ما قول میدیم بعد از هشت سال و یک ماه طرحمون کاملا پیاده بشه..یک ماه اضافه که چیزی نیست..تازه ما انقدر این ملت رو دوس داریم که حاضریم یک ماه دیگه هم این دارو رو تو نسخمون نگه داریم
اما طرح اینه که ما ایران رو چهار تیکه می کنیم...عین کیک شکلاتی ..عجب خوشمزه درست میکنه ..شما هم از کریستال میخری؟...اره خلاصه ما اول از مرکز شروع میکنیم یکی یکی به استان ها استقلال میدیم ..رییس جمهور ..مجلس پجلس انتخاب میکنیم تا حال کنن و بعد می ریم سراغ استان بعدی..ما اول با تهران شروع میکنیم ..تهران میشه مرکز فعالیت های اصلی..مرکز تجمع سالیانه و ماهیانه و روزانه ی کشورهای عضو این پیمان...اره خلاصه...بعد میریم سراغ ساوه...شهر صنعتی ساوه به عنوان پایتخت انتخاب میشه و زنجان و ایلام و قزونی هم میشن کشورهای تابعه...بعد میام پایین تر میریم اصفهان به مرکز زیر سی و سه پل(زیر پل سی و دومی) انتخاب میشه و کرمان و یزد و فارس هم میشن کشور تابعه... بعد میریم سراغ هرمزگان ما با کشورهای عربی صحبت کردیم تا هزمرگان و اون چند تا جزیره ی به درد نخور را زیر حمایت خودشون بگیرن که اون ها هم موافقت ضمنی رو داشتن که در اینصورت بوشهر هم میشه تابعه.. بعد به سمت غرب میایم...سیستان بلوچستان به پاکستانی ها سپرده میشه بیچاره ها خیلی جاشون تنگه...خراسان شمالی به ترکمنستان و خراسان جنوبی به افغان ها تا اگه دلشون میخواد خشخاش کاری کنن...از تهران تا دم در حرم یک جاده ی پنج لاینه کشیده میشه و به جز حرم بقیه قسمت های خراسان رضوی در بین پاکستان و افغانی ها به مزایده میگذاریم....سه استان شمالی رو به روسیه واگذار میکنیم و به ما مربوط نیست, هر کاری میخوان بکنن مهم اینه که زیر نظر ما اداره میشه...متاسفانه در مورد استان های اذری زبان یعنی اذر غرب و شرق و اردبیل هنوز به تصمیم واحدی نرسیدیم و با توجه یه اینکه هیچ کسی حاضر نمیشه حمایت از این سه استان رو قبول کنه و اختلافات داخلی این سه استان با هم, تصمیم گیری در باره رو گذاشتیم دراون ماه اخر تا ببینیم چی میشه..شک نکنید که کردستان رو به کردهای عراق می سپاریم و چهار محال بختیاری و بویراحمد و لرستان هم میشن کشورهای تابعه..خوزستان هم به جز چاه های نفتی به عرب ها می سپریم..اما همونطور که فهمیدین یک استان باقی مونده که استانی نیست به جز قم...باور کنید ما سر این استان از همه بیشتر وقت گذاشتیم..به نجف زنگ زدیم قبول نکردن..مستقیما با سیستانی حرف زدم اداره اش رو قبول نکرد..به سوریه رو انداختیم زیر بار نرفت ..از لبنان کمک خواستیم اونا هم قبول نکردن..به شخص عباس فلسطینی زنگ زدم گوشی رو قطع کرد...خلاصه تصمیم گرفتیم مدرسه ی فیضیه رو به عنوان پایتخت انتخاب کنیم و قم رو کشور ازاد اعلام کنیم

به این سان که از نظرتان گذشت اداره ی کشوری مثل ایران میتواند بسیار ساده باشد به شرطی که مردان کارازموده و خبره در مسند کار قرار گیرند...با ارزوی انتخاب اصلح ترین شخص. دیزی راکر, کاندیدای دوره ی نهم ریاست جهموری

......
پا پی : بعضی از کلمات تاثیر پررنگ تری بر ذهن ما به جا می گذارند هر چند که ممکن است نظم خاصی نداشته باشند
ولی باید سعی کرد تا معانی انها را فهمید..یا حق بردود
Filed under: Crap No Comments
14May/050

Washed my Hands Clean of This

اپدیت شد
خیلی فکر کردم که اسمش رو چی بگذارم..نه میشه بهش گفت اشتباه و نه نقصان و کمبود, سره اخر تصمیم گرفتم ترکیب اهمال های مصطلح یا ازاردهنده های وبلاگی رو براش انتخاب کنم. دیدم حالا که داریم به اسیب شناسی وبلاگ ها می پردازیم بد نیست اگه یه لیست کامل از موارد زننده و مزاحم هم تهیه بشه . مسلما در اینترنت بعضی مسائل قوه ی شنوایی رو مورد ازار قرار میدند وبعضی قوه ی بینایی و دسته ای دیگر روح و روان را, مواردی که نه تنها من بلکه خیلی از مخاطبین وب لاگ و سایت ها (خواه بلاگر خواه بازدید کننده ی صرف)ازشون گله میکنن هر چند که نظرات شخصی من هم در تهیه این لیست دخیل بوده ولی سعی کردم بیشتر به موارد عام بپردازم تا نظر شخصی.در هر حال هدف نهایی این لیست ایجاد یک محیط ارامش بخش برای وبگردی روزانه ی من و شماست. این فهرست بر هیچ اساسی درجه بندی نشده و ترتیب قرار گیری موضوعات کاملا تصادفی است
..............
پر حجم بودن وبلاگ* : در اولین برخورد ما با یک سایت* این مورد بیشتر از بقیه خودشو نشون میده..اون هم با عنایت به سرعت های قشنگ اینترنت در ایران...در درجه بندی عمومی, وبلاگ هایی که زیر پنجاه کیلو بایت حجم دارند(صفحه ی اول)در وضعیت عالی قرار دارند..وبلاگ هایی که بین پنجاه تا شصت قرار دارند متعادل...از شصت تا هشتاد قابل قبول و از هشتاد به بالا بحرانی به حساب میان
نمایش پیغام خوش امد : این جزو زننده ترین مواردی که تو یک وبلاگ میشه پیدا کرد..نمایش پنجره ورود اسم..انتخاب رنگ..و خوش امد گویی به جز بازی کردن با اعصاب بازدید کننده فایده ای نداره..
.پنجره ی پاپ اپ : البته بیشتر در میان سایت های زرد رواج داره ولی این هم مثل مورد بالا روی اعصاب بیننده قدم میزنه
استفاده از رنگ های نا متعارف (مانند زرد یا بنفش بسیار تند) : با تمام احترامی که برای حریم شخصی افراد قائلم ولی چشمان خودم رو دوست دارم. استفاده از اینگونه رنگ ها اون هم به شکلی غلط (استفاده برای بک گراند به طور مثال) واقعا ناراحت کنندس
بیش از حد بزرگ بودن متن : این مورد رو شخصا در بسیاری از وبلاگ ها دیدم..انقدر سایز متن بزرگه که متن تو هم رفته و خوانایی خودش رو از داده
استفاده از فلش در صفحه ی اول : خوشبختانه این مورد زیاد کاربرد نداره ولی وجودش باعث هدر رفتن وقت بازدیدکننده میشه
استفاده از چند عکس متحرک (گیف)در کنار هم: چنین کاری فقط خستگی چشم رو برای بازدید کننده به همراه داره
فعال شدن اسکرول بار افقی: میشه گفت 1024 در 768 در حال حاضر رزولوشنی استاندارد برای یک سایت به حساب میاد
با این وجود کم نیستند وبلاگ هایی که از این حد هم بالاتر می زنند
گذاشتن اسکرول بار در سمت چپ : با توجه به اینکه در نود و نه درصد سایت های روی وب اسکرول بار در سمت راست قرار داره, سایت هایی که اسکرول بار رو در سمت چپ قرار میدند جفای بزرگی در حق خوانندگان می کنند
نبود یک دکمه برای دسترسی به صفحه اول (این مورد شامل خود من هم میشه) : باعث میشه بیننده برای دسترسی به صفحه اول سایت به ادرس بار رجوع کنه و مدتی انگشتش رو بروی بک اسپیس نگه داره
استفاده از نوار وضعیت متحرک(استتوس بار متحرک) :همون نوشته هایی که پایین صفحه می چرخه و اینور اونور می ره
نوشتن متن با رنگ سفید بر روی زمینه ی سیاه : مخصوصا اگه مطلبی طولانی باشه ..رجوع شود به بخش پایانی مصاحبه ی اسد با خوابگرد
نوشته های گردان به دور نشانگر ماوس(یا بعضا ساعت) : این یکی دیگه خیلی سرسام اوره
استفاده از فونت های نا متعارف :به تجربه ثابت شده بهترین فونت برای نوشتن فارسی تاهوماست..بقیه فونت ها ایجاد شکستگی میکنن که چشم رو اذیت میکنه..با تشکر از اکساویچه
نامنظم بودن قالب در دیگر برازر ها: همه ی ما خوب میدونیم که اکسپلورر خیلی از اشتباهات رو (زیر سبیلی) ندید می گیره ولی باید کاری کرد که وبلاگ در تمام برازر ها به درستی به نمایش دربیاد..برای اینکار استفاده از کدهای سی اس اس توصیه می شه(با تشکر دوباره از اکساویچه که متاسفانه لینکی نگذاشتن تا بتونم به وبلاگشون لینک بدم)م
از کار انداختن رایت کلیک : اگر هدف قرار دادن محتوا و ارایه ی مطالبی مفیده دیگه همچین کاری معناشو از دست میده...در واقع با قائل شدن اینجور کپی رایت از ارزش کار خودتون کم کردید
استفاده از متن انگلیسی برای عنوان یا لینک ها: تا زمانی که ما محتوای فارسی تولید میکنیم استفاده از عنوان انگلیسی کاری بی معنی به نظر میرسه (خواهشا تو این مورد من رو معاف کنید!) با تشکر از نقش خیال
چپ چین بودن مطالب : به این معنا که از قالب انگلیسی(چپ به راست) برای فارسی نوشتن(راست به چپ) استفاده بشه
عنوان نکردن منابع :بعضی وقت ها از روی حواس پرتی گاهی از عمد و مواقعی به قصد کپ یستینگ
یا دزدی Co'pasting
استفاده از متن اسکرول بار دار در داخل متن اصلی: (والا نمیدونم چه جوری توضیح بدم)..بیشتر تو سایت های زرد رواج داره و شامل لینک میشه استفاده ناصحیح و در اندازه های غیر استانداردش خوش ایند نیست
استفاده از متن متحرک : به خصوص اگر با سرعت نامناسب (خیلی کند یا تند) و متنی طولانی همراه باشه
انتشار مطلبی بدون عنوان :از نظر من عنوان هر پستی حتی میتونه راحتر و بی پیرایه تر از مطالب پست با خواننده ارتباط برقرار کنه یک پست بدون عنوان بی شباهت به کتاب بدون نام نیست
اجرای اتوماتیک موسیقی : متاسفانه خیلی رواج داره ..کسانی که دوست دارن از موسیقی متن استفاده کنن حداقل حق پخش و قطع دستی موسیقی رو به بازدیدکننده بدن..فرض کنید دارید به اهنگی گوش می دین دقیقا در ثانیه حساس اهنگی پخش میشه و شما باید برای پیدا کردن عاملش چند تا صفحه رو جا به جا کنید و به دنبال دکمه ی استاپ بگردید
استفاده ی نا صحیح از جداول :اسکریپت تیبل با بسیار از برازر ها مشکل داره و باعث کند شدن مرحله ی لودینگ سایت میشه و حتی بازدیدکننده رو مجبور میکنه یک یا چند بار صفحه رو ریفرش کنه
استفاده از بنری نا متعارف وبیش از حد بزرگ :باعث افتادن وقفه در لود شدن صفحه میشه..چون بنرها از عکس تشکیل شدن و چنین عکس بزرگی مسلما زمان زیادی برای لود شدن لازم داره
استفاده نکردن از سرویسی (مثل بلاگ رولینگ) برای مدیریت لینک ها : ظاهر خوشی نداره و شاید شبهاتی رو بین کسانی که بهشون لینک دادین به وجود بیاره (البته این مورد هم تو وبلاگ من هم به چشم میاد)ی
جواب دادن کامنت در خوده کامنت ها : به این معنی که من برای شما کامنت می گذارم و شما جواب من رو در کامنت خودتون میدین این کار علاوه بر این که یک ترافیک مجازی برای کامنت شما ایجاد میکنه بلکه کامنت رو به تربیون شخصی شما تبدیل میکنه به عنوان مثال اگر بیست نفر برای شما کامنت بگذارن و شما بخوای جواب همشون از جمله من رو بدی, من باید ده بار به امید گرفتن جواب به وبلاگ شما بیام..وقت خودم رو هدر بدم و دست اخر شاید جوابی برای من وجود نداشته باشه...این مورد در اکثر وبلاگ های پربازدید صدق میکنه و واقعا سخته بخوای بین صد تا کامنت جواب خودت رو پیدا کنی...من چنین کاری رو بسیار غیر وبلاگی میدونم اگر کامنت گذارنده وبلاگ نداشت یا در وبلاگش قسمت کامنت نداشت اینکار موجه به حساب میومد ولی اکثر اوقات دیده شده که چنین نیست (چی؟ کامنت های جعلی؟..نمی شنوم بلندتر لطفا)ر
نمایش دادن پیغام خداحافظی : این یکی ممکنه شامل تعداد دقایقی که شما روی اون وبلاگ خاص بودید و یا باز هم اینجا بیا بشه که واقعا کاری بیهودس و از یک لحاظ باید این پیغام های خداحافظی رو به برچسب های لوله بازکنی که تا همین چند وقت پیش رسم بود رو در منازل می چسبودن نسبت بدم..چون همونقدر که صاحب خونه هنگام گرفتگی لوله میره دم در و از روی این اگهی ها با کسی تماس می گیره این پیغام ها هم به همون اندازه باعث ترغیب بازدیدکننده برای بازدید مجدد میشه...در واقع هر دوشون تنفر ایجاد میکنن
..........................
در اخر باید بگم این لیست رو بر حسب تجربیات خودم و دیگران(که در مطالب خودشون به مواردی اشاره کرده بودند) تهیه کردم و قاعدتا لیست ازاردهنده های وبلاگی (اهمال های مصطلح)ی بیشتر از اینهاست..اگر شما هم چیزی به ذهنتون میرسه بگید تا بلکه بتونیم یک مرجع کامل تهیه کنیم..همچنین اگر فکر می کنید مواردی هست که به هیچ وجه اهمال به حساب نمی اد بگین تا بشنویم نظراتتون رو...
این یاداوری هم بکنم هدف تمامی کسانی که وب سایت یا وبلاگ دارن کسب رضایت بازدیدکننده هاست چنین چیزی میسر نمیشه مگر اینکه از نظر بازدیدکنندگان و دیگر بلاگر ها استفاده کنیم... یا حق بردود
*
لازم به توضیح نیست که این اشکالات در سایت ها هم به چشم می خوره به همین دلیل از دو کلمه ی مجزای سایت و وبلاگ *در سطور مختلف استفاده کردم
Filed under: Other Stuff No Comments
13May/050

Concert For Shahrodi

This one goes to you:

Paul McCartney - Freedom

This is my > right
A right given by > God
To live a >free life
To live in >freedom<
>>Talkin' about freedom
I'm talkin' 'bout >>freedom
I will >fight
For the right<
To >live in freedom
>>Anyone> tries to take it away
They'll have to >answer'>
Cause this is >my right
I'm talkin' about >freedom
Talkin' 'bout >freedom

..........................
In God and Freedom We DO trust

Filed under: Music No Comments
12May/050

Take off Ur Pants and Run (exclusive issue)

این عکس رو از میرزا پیکوفسکی کش رفتم چون از سورس اصلیش بی اطلاعم نمیدونم فتوشاپ شدس یا نه در هر صورت حیرت انگیزه
عقاب اول

..عقاب دوم ..البته بیشتر شبیه کرکسه تا عقاب

......................
وقتی اسم بوترابی با ده سال سابقه ی کار در زمینه ی ای تی(گنده گوزی که میگن همینه؟) رو تو گوگل سرچ میکنی پنجاه و چهار تا جواب بهت میده که همه مربوط به سال دوهزار و چهار و پنج میشه ..یعنی همین دوسالی که این اقا پرشین بلاگ رو تسخیر کرده...موضوع وقتی جالب میشه که بفهمی سایت اریا گستر که مرکز فعالیت های ده ساله ی ایشونه توسط مهدی هاشمی ثبت شده(البته الان عوض کردن) به هر حال قیافه ی ایشون بیشتر به مداح اهل خانه میخوره تا مدیر ای تی
این مطالب رو در مورد بوترابی بخونید(مناسبت این مطلب تبلیغ سایت اریا گستر تو پرشین بلاگه همین)0
ای تی ایران
.............................
ای تی انالایز هم سایتی جدیده که تا حالا به صورت ازمایشی فعالیت می کرد

Filed under: Illusions No Comments