درود و سه صد درود و تهیات نثار ذات اقدس و سان جنان شما بازدیدکننده ی گرامی, وظیفه ی خود می دانیم مقدم بند بالای شما را در این پهنه ی ترنمی بدانیم و خدا عزوجل و عدل العمل را شکر گوییم. باری برگزاری اولین همایش بررسی لغات از سوی فرهنگستان ادب و هنر راک اند رولی به حد کافی تیر گرانی بر گرته ی تاریخ هست که نخواهیم توضیحی اضافه صادر کنیم ولی بنده به عنوان سخنگو و تریبیون همیشه وصل این مجموعه ی لازم می دانیم دست تمامی کسانی که مارا در نیل به این هدف راهنمایی و راهگشایی کردند با دست چپ بفشارم و لقد به ناحیه کون گاهشان وارد بیاورم و همچین لازم است قبل از صادر کردن اولین بیانیه از تمامی اعضایی که موجبات سخنگویی بنده را فراهم اوردندی تشکری سوپر اکسترا به جا بیاروم که به حق حوصله ی شنیدن چس ناله های پشت صحنه را ندارم. بله فکر می کنم زمان خوبی برای به پایان رساندن مقدمه باشد متن نامه از قرار زیر است….
ملت محترم و جمله فهم ایران:
وظیفه ی خود دانستیم یعنی دیدیم حالا ما می فهمیم و شما خیر, حالا که ما بر گرانی گاه ادب راک اند رولی جولانی بس عظیم می دهیم و شما نه, و دیدیم حالا که ما انقدر کار درستیم ولی شما نیستید پیشنهاداتی چند صادر کنیم تا بلکه زبان الکن پارسی زبانان تحولی بس بزرگ در این گرانی گاه پیچیده بنماید و مستوجب گران فهم شدن همه ی ایرانیان شود. پیشنهاد زیر از سوی اعضای هیات نظارت بر لغات عامی آنع, بعله عامی آنع صادر شده و به قسم زیر است:
“ای ملت از این پس به جای لغت معجول الهویه, سخت الفهم و صد تا یه قاز شهردار احمدی نزاد, پیشنهاد می شود که بگوییم شهردار بشکه ای یا طراح نظارت شهری, بر بشکه. لازم به ذکر است عبارت جایگزین پس از مرارت های بسیار صادر شده و به حق چه چقدر پر معنا می نماید. اعضای هیات نظارت پس از تحقیقات فراوان و چندین بار چرخ زدن در پایتخت به این نتیجه ی مبارک دست یافتند و بی شک اگر کسی مشکلی در این بستر حس می نماید می تواند بر حسب کتاب نگاهی به محل برگزاری همایش ماهبانه ی ما بکند که در چاله ای پوشیده از بشکه های ابی رنگ برگزار می شود… “
بنده به عنوان تری_بیون زنده از شما که به اعضای هیات نظارت احترام می گذارید و کلمات را در جای مناسب به کار می برید اصلا متشکر نیستم چون وظیفه تان را انجام می دهید.
سی و دوم خرداد هزار سیصد و هشتاد و عار تالار بشکه ی آبی
مرکز همایش های جمع اوری- تحلیل و صدور شصت ثانیه ای
تجربیات:
قبل عید از بخت بد مجبور شدیم تو بدترین پمپ بنزین این شهر سیاه که تجریش باشه باک خالی رو پر کنیم جدا از مرارت های بسیار برای دور زدن به یکی از عجیب ترین صحنه های تاریخ برخوردیم اگه حضرت اقا بیلی وایدلر زنده بود بیچاره ترجیح می داد دوباره بمیره..اگه هیچکاک زنده بود به جای فیلم جنایی ساختن می رفت کمیک استریپ یا چمیدونم استریپ تیز می نوشت! …اما چی دیدیم؟ ..سه سرباز سبز پوش شهرداری و یک وانت نیسان ابی رنگ که محموله بس عظیم از بشکه رو حمل می کرد..
یک نفر تو وانت ایستاده بود و بشکه هارو می داد پایین و دو نفر دیگه بشکه هارو در جای مناسب و کارشناسی شده جا سازی می کردند
Leave a Reply