Dr.Scum

Piper is Calling you to join Him
خبرم یه کم قدیمیه ولی خب به دلایلی نشد اپ کنم برای همین بد ندیدم الان بهش بپردازم...اگر شما هم مثل خیلی ها به دنبال عکس هایی از تشییع جنازه و صحنه ی تاریخی دست دادن رییس جمهور کشورتون بودید, حتما با عکس هایی به مراتب جالب تر هم برخوردید. ماجرای شیراک و رایس و یا حضور بوش پدر و غیب شدن ناگهانی او...از همه اینها که بگذریم وقتی برای اولین بار عکسی از تابوت دیدم بیشتر از اونکه نظرم به تابوت و خدم و حشم دورش جلب بشه چیزی که اقایون روش ایستاده بودند نظرم رو گرفت

هر ایرانی با دیدن چنین صحنه ای این فرش رو ایرانی به حساب میاره...البته پر بیراه نیست که خیر, اصلا بیراه نیست اگر فرش ایران رو اخرین بازمانده تمدن ایرانی بدونیم و حداقل به فرشمون فخر بفروشیم ...هر چند که واقعا جای تاسفه که افراد این مملکت با طرح ها و انواعش و فلسفه ی فرش ایرانی اشنا نیستند و نسل فرش بافان نیز کم کم به گور سپرده میشه ..تعجب نمیکنم اگر فرزندان قالی بافان امروز فردا یا فردا روزی از موهبت فرش ماشینی برخوردار شن...غرض اینکه من تا حدود زیادی اطمینان دارم این فرش ایرانیه و فکر کنم کار همدان باشه (البته یه چیزی پروندم)به هر حال باید دید این لشگری که برای انتخاب پاپ بسیج شدن چه کسی رو انتخاب خواهند کرد .. باب دوم-- اگر جریان نشنال جئوگرافیک و خلیج فارس رو به یاد بیارید حتما تلاش برای درست کردن بمب هم یادتون میاد ..خوب اولین بار که صفحه ارور خلیج عربی رو دیدم ..به خودم گفتم ایده ی تمیزیه و دست مریزاد گفتن داره...دیروز بود ..که تو وبگردی هام به طور اتفاقی این صفحه رو دیدم..تاریخش مربوط به سال 2003 هست ..البته به هیچ وجه نمی خوام بگم کپی برداری شده یا چیزه دیگه چون خوده لگو ماهی گفته بود که ایده رو از روی کامنت برداشته و غیره...فقط میخوام بگم تو دنیای امروز فقط کافیه یک ثانیه دیر بجنبی تا ایده از دستت بره و دیگه ماله تو نباشه.. یا حق بر دود
Jump a little Higher
مطلع شدیم که در برخی از بلادهای(بلاد خودش حرف جمع هست.چرا جمع می بندیش..هان؟) زیادی جلو رفته دارن یک موشک میسازن که یه سری پیام الکی برای مردم پنجاه هزار ساله دیگه هوا کنن...ما هم برای این در صحنه بودنمون رو به رخ خودمون بکشیم رفتیم افاضاتی بلغور کردیم تا بلکه نوادگانم بخونن و یادی از بابا بزرگه خودشون دیزی (ه ر)(مخفف هارد راک)یادی بکنن و یه بیت شعر راکری برای ما توشه راه بفرستن...از جدی! گذشته دو چیز رو خیلی دوست داشتم...یکی اینکه پنجاه هزار ساله همزمان با نزول این ماهواره زنده بودم پیام خودم
دیگران رو میخوندم و عکس العمل ملت اینده رو می دیدم...دوم اینکه دوست داشتم پنحاه هزار سال دیگه به دنیا می اومدم زمانی که این اطلاعات در اختیار مردم قرار میگرفت از روی نام خانوادگی ..اسم جدمو(مثلا دیگه) پیدا میکردم و پیامشو میخوندم...غرض اینکه کار جالبیه البته اگه تا اون زمان این بلاهای اسمانی دهن اطلاعات مارو سرویس نکنن و سالم بمونه...نامه ای که نوشتم عینا این پایین اوردم تا بخونین و وقتتون تلف بشه
..سلام به شما ...نمی دونم کسی که این نوشته را میخواند که خواهد بود..در چه سنی و در چه موقعیتی...حتی نمیدانم که مردم پنجاه هزار سال اینده به لحاظ تغییرات زبانی و فرا زبانی میتوانند نوشته مرا بخوانند یا خیر...این را خطاب به شما مینویسم...در عصر ما مردم جهان به گذشتگان همچو بیماران روانی و مردمی وحشی می نگرند...و بر این عقیده هستم که مردم در قرن های بعد به ما به چشم خون خواهان و وحشی صفت خواهند نگریست...شمایی که نوشته ی مرا میخوانی کاری کن که فرزندانت به تو و مردم هم نسلت به چشم مردمی ازادی خواه بنگرند...ازاده باش و ازادی را برای همه بخواه....در عصر ما و قبل ما جبر زمانه طوری بود که وحشی بودن لازمه ی زندگی در جامعه بود...کاری کن که در زمان خودت این چنین نباشد...این اندرزهای کلیشه ای نوشته شد از طرف شخصی که در زمان های دور خود را دیزی راکر یا راکره گیج مینامید و خودش رو خیلی قبول داشت!... امضای این شخص یا حق بر دود بود!...اگه میخوای بیشتر بدونی ماشینه زمان بابات رو بردار بیا سال هزار و سیصد و هشتاد چهار شمسی و وبلاگ دیزی راکر دات کام رو بخون...دیگه عرضی نیست برو به زندگیت برس
یا حق بر دود
پا پی: ادرس سایت رو خودتون برید پیدا کنید (keo.org
Back To The Disatser , My Heart is Beating Faster
تری شایوو... پانزده سال قبل زنی کاملا سالم با ارزو های فراوان بود...که یک تصادف وحشتناک باعث شد او فلج و مغزش از کار
بیاستد..حداقل ده سال است شاهد درگیری شوهر این زن با پدر مادر تری بوده ام...شوهری که نه تنها با اجازه دادگاه زن دوم
اختیار گرفت و صاحب بچه شد..بلکه نتوانست و نخواست قیومت تری را به خانواده اش بسپرد...این سگ مغز چهارده روز پیش
توانست رای دادگاه را برای قطع جیره غذایی زن پیشینش را بگیرد...دادگاه قحبه ی امریکا در واقع دستور قتل این زن رو صادر
کرد...بعد از صدور این رای که باعث بروز شورش در کنار بیمارستان شد, بیشتر ار هشتاد نهاد حاضر به کمک به این زن بیچاره
شدن. بوش هم در این ماجرا تلاش های جالبی از خودش نشون داد...اما رای دادگاه صادر شده بود...زمان زیادی برای دعوا و
کش و قوس باقی نمانده بود...و دیروز تری بعد از چهارده روز قطعه جیره به دنیای حساب و کتاب شتافت...اگر قرار بود تری رو
بکشند چرا با سم و بدون درد این کار رو انجام ندادن...میلیادر های زیادی در امریکا بودند که می توسنتند زندگی این زن رو تا
اخرین نفسش تامین کنند....مایکل شایوو شوهر تری همیشه در ذهن من به شکل یک جنایتکار پست باقی خواهد ماند....ایناین جانی حتی اجازه نداد خانواده تری اخرین لحظات را درکنار دخترشون سپری کنن مایکل شایوو اسوده بخواب که پروردگار حافظه را به ما عطا داشته است