مدت هاست که دچار مرض شب فکری شدم…یعنی هر چی فکر و ایده تو سرم میاد نصفه شب قبل خواب مثل یه خروس بی محل تو سرم وینگ وینگ میکنه و باعث میشه یه قلم کاغذ بردارم و یادداشت برداری کنم…ولی معمولا چون بعدش دچار بیخوابی میشم مجبورم وقتمو یه جورایی تلف کنم تا بالاخره یه فرجی بشه ….از بس روزها تو عید سگی میگذره یادم نمیاد چند شنبه بود…شاید چهار یا پنج ساعت هم از دو شب گذشته بود که وزوزیون رو روشن کردم…اتوماتیک رو کانال یک بود…داشت یکی از معدود برنامه های قابل تاملش رو پخش میکرد..کاکتوس دو. که مدت زمان زیاد از اتمام قسمت سومش هم نمیگذره….اگه از کاکتوس یک که خسرو شکیبایی با حضور خودش ناکارش کرد صرف نظر کنیم ..کاکتوس های بعدی مجموعه ای قابل قبول بود…و اگر بخوام این سه مجموعه رو رتبه بندی کنم از اخر به اول میام.موضوع کاکتوس دو ,تقابل سنت و مدرنیته و واکنش عوام در قبال صنعتی شدن و قرار گرفتن در جریان صنعتی شدن بود…اتفاقی که نمونه و نتیجش رو میشه در جاپنی(!) که اقایان انقدر ازش فک میزنن دید..در این سریال هر ادمی نماد فردی و یا بهتره که بگم نماد تیپه به… .خصوص خودش هست. دکتر نماد فرد تحصیل کرده ای که بگی نگی به رسوم گذشته اهمیت نمیده و لپ کلامش همسو سازی مردم با کشورهای پیشرفته هست…جناب سرهنگ میتونه نمادی از دایی جان ناپلون هم باشه یه ادم نسبتا عضوی ..که فقط حرف خودشو قبول داره ولی در نهایت مجبوره تسلیم منطق به ظاهر حاکمه دکتر جان بشه کتلمیان نشانگر وضع حال مملکت هست…وضعی که در ان بی سوادان جیبشون سنگین تر از تحصیل کرده هاست و در نهایت مجبور منتظر حرف دیگران بشینه و ابتکار عملی از خودش نداشته باشه..اون زن که اسمش ملیحه هست و در واقع تنها زن موجود در این داستان هم هست نماد یک زن عوام ایرانیه…وجود یک زن در کل داستان تداعی کننده حضور ناچیز زنان در تصمیم گیری ها و در کل جامعه هم هست و شوهرش که الان اسمش خاطرم نیست نماد یک مرد سردرگم ایرانی کسی که نمیدونه به ساز کی باید رقص رو شروع کنه…و اون پسر که فکر میکنم اسمش علیرضا بود نشانگر نسل جوان ماست…جوانی که در این سریال فقط بهش امر میشه ..نمیتونه اظهار نظر بکنه و از نظر دکتر و سرهنگ به عنوان کسی که به زودی میخواد براشون شاخ بشه و سری تو سرا در بیاره ازش یاد میکنن…در کل مجموعه ای قابل قبول بود و لازمه که از تیم طراح صحنه هم یادی بشه چون این فضای سریال طوری هست که به صورت حس نوستالزیک سازی رو تقویت میکنه….یک رستوران که نیم متر پایین تر از سطح زمین قرار داره و افتاب تقریبا همیشه به صورت درزی به درون می تابه …و صدای پرنده ای که در قفس قرار داره در اکثر اوقات به گوش میرسه…امیدوارم بازم شاهد چنین برنامه هایی در تلویزیون ملی باشیم یا حق بر دود

Leave a Reply