Why Dont U Try For Once?
نه خیلی جای دوری نمیریم ...سال هزار و نهصد و هشتاد و پنج میلادی بود که ریاا(صنف موسیقی سازان امریکا)با همکاری یا
بهتره بگم دستور سازمان اموزش والدین لوگوی ادوایزوری رو ساختن...از اون موقع تا حالا نه تنها نسل این علامت ها ور نیافتاده بلکه امروزه شاهد حضورش در تلویزیون ..فیلم ها و بازیهای ویدیویی هستیم....اه اره بهتون حق میدم اگه تا حالا باهاش نا
مانوس بودین...این علامت ها در کشور اسلامی ما معنی خاصی ندارن و فقط برای قشنگی خوبن ..در عرصه اینترنت این
علامت های مثبت 18 خودنمایی میکنن...ولی متاسفانه با ظهور وبلاگ و شکسته شدن مرز ها و بروز مرض ها این علامت هم
..کارایی خودشو از دست داد ....غرض اینکه معتقدم استفاده از علامت های هشدار دهنده باید در وبلاگ ها هم رواج پیدا کنه..
نه به خاطر اینکه طرح قشنگی و داره جالبه بلکه به واقع تمام مطالبی که در اینترنت گذاشته می شوند برای همه کس مطلوب
نیستند...استفاده از این علامت نه باعث میشود کسی شما را منحرف و ملحد فرض کنند و نه باعث میشود دیگر دوستان
دیدگاهشان را نسبت به شما عوض شود...روی صحبتم با کسانی هست که بعضا دیده میشود از هر ده پست یکی را با کلمات فخیمه و وقیحه قاطی میکنند و بر روی اینترنت می گذارند....با استفاده از این علامت های هشدار دهنده نه تنها سطح دید خود رو به معرض نمایش گذاشته بلکه از دیدگاه خود به درستی دفاع کرده اید.. گرچه این جور چیزها زیاد برای ما ایرانی ها مطرح نیست و اصطلاح کی به کیه روز به روز جامعه رو گه مالی تر و سربندی رو در جامعه رواج میده...ولی باید از جایی شروع کرد...شاید هم فکر کنید جوب چرا من تا حالا تو وبلاگ های خارجی همچین چیزی رو ندیدم..مسلمه که وبلاگ یه رسانه ی ازاد هست و کسی نمیتونه دیگری رو به انجام کاری ترغیب یا تحمیل کنه ولی نمیدونم این چه قانون نانوشته ایه که ما همیشه ی خدا برای انجام تغییرات صورتمون رو به غرب می کنیم و به شکل مضحکی از دست برادر بزرگه مینویسیم فکر نمیکنم لازم مثال بیارم چون همتون خوب میدونید از چی خرف میزنم ...میخوام از همه ی وبلاگ نویسان دعوت کنم که برای یک بار هم که شده از خودشون ازادی عمل نشون بدن البته پیش از همه روی صحبتم با وبلاگ هایی پربیینده هست که گاها از پرداختن به اینجور مسایل دریغ نمیکنناگر از حرف های رکیک در مطلبتون استفاده میکنین...اگر به عکس ها و سایت های مورد دار لینک میدین..اگر به تابوهای اجتماعی میپردازین ازتون میخوام از علامت های هشدار دهنده استفاده کنین برای این کار کافیه در یک سرچ انجین برای کلمه ی پرنتال ادوایزوری سرچ بکنین و در یک مورد مطمن باشید اگر استفاده از این علامات در بین ما رواج پیدا کنه دیگران از بیرون مارو به چشم سخیف نگری نخواهند دید بلکه موحب تجدید نظر مسئولان فیلتر کننده هم خواهد شد(در ابتدا مقابله و در انتها مصالحه ...من اینو به شما قول میدم...الان که فضای سیاسی یکم بازتر شده باید میخ رو کوبید)دوستانی که از قبل با وبلاگ من اشنا بودن میدونن که من همیشه از این لوگو استفاده میکردم و حالا در خانه ی جدید هم داوطلب میشم به عنوان اولین نفر این لوگو رو به بنر وب سایتم اضافه کنم ...بجنبید...یا حق بر دود
For God Sake
Care Killed a Cat

هفت سین امسال من متشکل است از
ساعت : برای اینکه یادم باشه زمان درگذر هست
سکون : حداقل چهل ساله که محققان دارن تلاش میکنن به دمای صفر مطلق برسن و مولکولها هارو از حرکت باز دارن...رسیدن به سکون مطلق ارزوی بزرگیه
سکوت : چیزه زیادی نیست اگه انسان بخواد لحظاتی رو در سکوت سپری کنه و حتی از صدای خودش هم رادیکال بگیره
سکس : برای تنازع بقا و احتمالا کمی لذت انسانی
سیاست : برای اینکه اگاهانه به دام حربه های سیاس ها بیوفتم
اسلش : اگر به تلفظ انگلیسی بخوایم بخونیم میشه سسسلش که با س شروع میشه...هیچی جر اینکه گیتاریست مورد علاقه منه و صدای واقعی گیتار رو مدیونشم سرمایه : چه مادی باشه یا معنوی..چه انسانی باشه چه الهی بهش خیلی نیاز دارم
یا حق بر دود
I Want My Cable Tv.
برسونه ...در کشور هایی که تلویزیون دولتی هست این وظیفه به مراتب سخت تر و پیچیده تر میشه..چون کانال ها وظیفه دارن نیار تمام اقشار جامعه رو
تامین کنن... همونقدر که یک کودک حق داره برنامه های مخصوص خودشو داشته باشه کسی که فلسفه هم خونده باید نیازش برطرف بشه...در کشور ما این امر خیلی عجیب تر و شوک برنگیزه...صدا و سیما با چنگ انداختن به تمام منابع دولتی اجازه فعالیت هیچ نوع تلویزیون خصوصی رو نمی ده برنامه های خشک صدا سیما از مدیران بی درایتش ناشی میشه....مدیرانی که برای یک نو اوری کوچک نه تنها ذهن خودشون رو به کار نمی اندازن بلکه ریسک چنین کاری رو هم نمی پذرین... کسانی هم سن و سال منن خوب یادشون میاد که تا همین چند وقت پیش تلویزیون ایران فقط یک کانال داشت...که اونم چند ساعت بیشتر برنامه نداشت...خیلی خوب یادم میاد که همیشه موقع پخش سرود ایران میپردم جلوی تلویزیون و انقدر منتظر میموندم تا برنامه ها شروع بشه....صدا سیما در سالی که گذشت بسیار از کمبود منابع مالی برای پانزده هزار کارمند خودش شکایت کرد...در حالی حتی من که در هفته به طور میانگین شاید
چهار ساعت هم وقتمو پای این دستگاه هدر نمی کنم از دست شخصی به نام پیام بازرگانی واقعا شکایت دارم... طوری شده که اگر مجریان تلویزیون باید بگن...حالا بعد از دیدن میان برنامه که فیلم سینمایی هست ادامه تبلیغات رو پی بگیرید تا اعصاب بیننده راحت تر باشه...البته الان با همه گیر شدن تلویزیون های ریموت دار.. کار مخاطب برای پریدن به اون کانال راحت تر شده ...ولی خوب مگه بقیه کانال ها چی پخش میکنن. صدا سیما با این منبع درامد عظیم به علاوه بودجه نسبتا زیادی که از دولت میگیره باز هم از کسری بودجه نارضایتی خودشو نشون میده... اگر از انتخاب رییس سازمان به دست رهبر شاکی نباشیم..نمیشه به مدت زمان طولانی سلطنت! رییس سازمان به مردم ناراضی نبود... همه میدونیم زمانی که مدیران در کشور ما عوض میشن باید منتظر تغییر خط مشی اون ارگان خاص نشست...نمیتونم بگم برنامه لاریجانی چیزه خاص یا خوبی بود...ولی اینکه حالا ضرغامی بیاد برای ده سال اینده دوباره برنامه ریزی و همه چیز رو از نو بریزه خیلی
مسخرست.هر چقدر که لاریجانی اهل دوربین نبود...ضرغامی به دنبال دوربین هستبه عنوان مثال میتونم به برنامه انتخاب برترین قهرمان نمیدونم فلان اشاره کنم.... به جای اینکه سخنگوی تربیت بدنی یا کمیته المپیک بیاد حرف بزنه ...رییس صدا سیما شروع کرد .به تعریف داستان کتاب چهارصد صفحه ای که خونده...و در اخر هم گفت همه باید از فرهاد ساعی الگو بگیرن...طرف حتی نمیدونه اسم کسی که میخوان به عنوان قهرمان انتخاب کنن چیه...همونطور که حداد عادل رییس مجلس وقتی داشت در مدح انقلاب حسین سخنرانی میکرد گفت ان کودک شش ساله...این اقا هنوز نمیدونه که علی اصغر چند
ساله بود که مرد! اسمشون هم هست رییس فلان جمهوری اسلامی...به هر حال هر وقت هم تلویزیون خواست از خودش نو اوری نشون بده با چس! جوابشون دادن.......نمونشو میشه تو سریال های روتین دید که اصلا طرف شخصیتش از قسمت یک تا بیست به طور کل تغییر میکنه و اصلا یه نفره دیگه میشه......و اخرین نمونه بخش خبری بیست و سی که اخرین ترفند دولت برای ترغیب مردم به شرکت در انتخابات بود در حالی که الان اکثر روئسااز این برنامه و فضولی های بی موردش ناراحتا نادر طالب نسب یا طالب لو چند وقت پیش تو برنامه ی سیاه روشن حرفای جالبی زد...این اقا که خودش مدیر سابق تامین برنامه های خارجی سیما هم
هست...ندانسته حرفایی رو زد و چیزهای رو گفت که میشد فهمید در دوران ریاست خودشچه چسی به حال ما زده... این اقا میگفت که بی بی سی صبح و شب داره کار میکنه تا چهره ایران روز به روز خراب تر کنه...ساختن برنامه هایی با عنوان تعطیلات در محور شرارت و....
..میزان ازادی مطبوعات در خاور میانه(که اصلا منظورشون به طور خاص ایران هست)تمام تلاششونو میکنن ولی زمانی که نوبت ما میشه همینطور میشینیم
و فقط این جور برنامه ها رو نظاره میکنیم ...و کسی که اولین تلویزیون خصوصی رو تو ایران راه اندازی کنه باید اعصاب و قلب سالمی داشته باشه...چون انقدر انتطار ها از او و تلویزیونش بالا خواهد بود که
اگه حداقل یه نصفه سکته نزنه باید بهش افرین گفت...و حالا شما بگین ارزش داره برای برنامه هایی اینچنین دستگاه تلویزیون چهل اینچی خرید ..نمیدونم حتما کسانی که تلویزیون پروجکشن میخرن علاوه بر اینکه پول مفت دارن به جزییات هم علاقه ی فراوانی دارن... چون با همچین تلویزیونی تعداد شپش های موجود در ریش طرف رو هم میشه شمرد..پی نوشت اینکه صدا سیما به مناسبت اعلام جنگ دنیا بر علیه فعالیت هسته ای کشور هر چی فیلم جنگی داره میخواد تو ایام عید برامون بگذاره... از جمله میشه به سه گانه ارباب حلقه ها ...تروی..گلادیاتور..و احتمالا دو سه تای دیگه که نگارنده تبلیغاتشون رو ندیده یا حق بر دود
More Than A Feeling ?
این مطلب فقط برای کسانی نوشته شده که ظرفیتشون به اندازه کافی بالا هست...در غیر اینصورت ضربدری در بالای صفحه انتظار شما رو میکشه... .. پیرهای امروز امریکا یعنی جوانان دهه 70 نه تنها از گسترش پورن و ال اس دی در زندگیشون ناراحت نیستن بلکه اونرو تجربه ای تازه میدونستن و میدونن ..اینکه چه طور و با فشار چه کسانی اولین بار تصویر یک زنه نیمه لخت بر روی بیلبوردی در نیو یورک رفت...اینکه تلویزیون امریکا مردمان خودش رو جادو و هیپنوتیزم میکنه تا فقط چیزهایی رو قبول داشته باشند که بهشون گفته شده......اما این مقدمه چینی ها برای چه؟ چندی پیش نقدی انتقادی بر سیاست های جدید تبلیغاتی هودر خوندم...نقطه ته خط با طنز جالب خودش کار های هودر را به مسخره گرفته بود...میخوام واقعیت هایی براتون بگم کمپانی های پورن در همه چی دست دارناز تولید ماشین گرفته تا تولید پلاستیک....از خدمات پست گرفته تا تعیین سیاست های امریکا...نتیجه اینکه بودجه ی عظیمی نه تنها از طرق مختلف که قبل تر عرض شد بلکه از طریق فروش پورن
نصیبشون میشه..این سرمایه کلان راه دوری نمیره و برای تولید بیشتر به این صنعت باز میگرده...حقوق یک ماه یک بازیگر پورن در حدود چهاره هزار دلاره همین الان به پول خودتون تبدیلش کنین رقمی که یک کارمند ایرانی با شرف شاید فقط در صورت حساب دیگران موفق به دیدنش بشه اگه کار پورن یک کار تفریحی میدونین باید بهتون خندید...ممکنه کسی برای ارضای خودش به این کار رو بیاره...ولی مطمن باشین بعد از دو بار از کار خودش پشیمون میشه...جلوی بیست نفر مرد غریبه لخت بشی...حواست به دوربین باشه و کارهایی رو بکنی که کارگردان میخواد فرض کنید کارگردان وسط کار کات میده و میگه این صحنه باید تکرار بشه...یا مثلا پای طرف اسپاسم موقت میشه و باید کار رو یهو تعطیل کنی....به نظر شما اینکار هیجان انگیز میاد؟بر اساس امارهای غیر رسمی میگن..75 درصد زنانی که به این کار رو می ارند بعد از تجربه ی اول از کار خودشون پشیمون میشن...البته اگه تصورتون از زن
زنه ایرانیه...باید بگم در بلاد خارجه زنانی پیدا میشن که مثلا کارشون بیرون کردن ادم های خمار و اربده کش از رستورانه......به هر حال حقیقت اینه مه هر چیزی با حضور پورن بشتر به فروش میره...نه تنها امریکا بلکه دنیا تا چندی دیگر فقط پورن خواهد ساخت...این سیاستی که حداقل 70 سال قبل توسط قحبگانی درسرویس هاس اطلاعاتی انگلیس و به طبع اون امریکا طرح ریزی شده..... در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری امریکا یکی از موارد مورد بحثازدواج هم جنس گرایان بود....من همشه به خاطر علاقه شخصی خودم برنامه های تلویزیون امریکا و موضوعات اون رو دنبال میکنم...و همزمان متوجه شدم
الان مدتیست برنامه ای به نام ال ورد که به مسایل و مشکلات لزبین های لوس انجلس میپردازه از تلویزیون پخش میشه...در واقع با یک دو دو تا هم میشه فهمید که تمام سیاست های اینده امریکا ابتدا توسط تلویزیون بستر سازی و شکل میگیره البته با انتخاب بوش پرونده ی این قانون هم مسکوت ماند...ولی فقط و فقط برای مدتی کوتاهی ...چون تٌوریسن های کاخ سفید خوب میدونند که جامعه امریکا
برای قبول هر چیزی به تبلیغ تلویزیونی بیشتری احتیاج داره...و اون زمان خواهد اومد که کودکان به همراه خانواده به تماشای فیلم پورن یک شنبه شب ها بنشینند و اما قرار دادن این نوع تبلیغات در سایت ...من مخالف همچین کاری نیستم به شرطی که سایت کلا برای بالای هجده سال باشه... درخشان هم چون داره تو کانادا زندگی میکنه نمی تونه از تو ایران تبلیغ بگیره و فکر کنم به همین دلیل باشه که به سراغ اینجور تبلیغات رفته و در اخر هم باید از ضرب المثل معروف کار پورنو کردن از پر کردن است یادی بکنم
یا حق بردود
Looking For A Solution
کودکی میخندد و برای دیدن واقعیت ها به چشمانی بزرگتر احتیاج است....چنان در بازی غرق شده که صدای مادرش را که او را می خواند نیز نمیشنود و برای شنیدن کنایات به گوشهایی توانا تر احتیاج است....کودکی جا در جای پای مادرش میگذارد و همچنان که سعی میکند از او عقب نیافتد در انتظار است...و برای کشف واقعیات ها به قدم هایی بزرگتر نیاز است..........کودک به نوجوانی تبدیل شده....دیگر دل مشغولی هایش از مرتب کردن اتاق و وسایلش گذشته ...درس و مدرسه تنها سرگرمی اش هستند و کتاب ها تنها دوستانش....و برای درک زندگی به تجربه بیشتر نیاز است........دوران نوجوانی یه سرعت میگذرد انقدر زود از سد کنکور رد میشود که حتی سد بودنش را حس نمیکند....همیشه در ذهن او دانشگاه را محلی ازاد برای کسب علم میدانست ...ولی حالا چه می بیند حق میدهم اگر از ادامه تحصیل نا امید و اینده خود را در چیزی دیگر بجوید.....چشمانش انقدر سو دارند که بتواند اینده را ببیند...گوش هایش انقدر توانایی دارد که بتوانند حرف مردم را در مورد خودش بشنود...قدم هایش برای بالا رفتن از پله های سقوط به قدر کافی رشد کرده اند و تجربه ی شکست در زندگی را به دست اورده... گیج شده و اشتباهات گذشته را مانع پیروزی های اینده می داند و به ان ایمان دارد اما نمیداند که ان را جایی خوانده یا ناشی از تفکرات خودش است....و همان اشتباهات به سراغش امدند...در یک کلام خلاصه میشود....او ایدز دارد....پیش خود مطمن است که تا به حال کاری خلاف عفت انجام نداده......اما نمیتواند موضوع را با کسی در میان بگذارد کاری کرده که خود میداند اما در عرف کاری عجیب و نوعی دیوانگی محسوب میشود ...تنهایی ترس را برایش به ارمغان اورده نمیداند که ایا بعد از مرگ خدایش نیز او را تنها میگذارد یا نه موسیقی راک را تنها همدم خود میداند....و به راستی او راکری, گیج است
مجبور است روز به روز کمی کمربندش را محکم تر ببندد
سعی میکند در جمعیت روان خیابان خودش را بیش از پیش گم کند .. جریان زندگی در روحش کم رنگ تر از دیروز شده و جریان خون به تاسی از ان در بدنش کند تر میشود تا جایی که پاهایش مانند سنگ شده و او را از حرکت باز میدارند و فرشتگان امشب به سراغش خواهند امد ..و تو ...ایا برایش طلب امرزش خواهی کرد ؟
بعد از شنیدن
Streets Of Philadelphia
تکمیل شد