Velvet No-Volver

May 12th, 2008

چند روز پیش داشتم یه چرخ تو سایتا میزدم که دیدم ای دل غافل. ولوت ریولور وکالیست فوق نابغه خودش رو از دست داده!
مردک معتاد الکلی! - از اول هم وصله اینا نبود. حالا بازبرگشتن به جای شش سال قبلشون. تست گرفتن از وکالیست.
چیزی که واضحه اینه که باس برن یه نفر بیارن که هم خون خودشون باشه.
ایزی استرادلین بر فرض. یا اون وکالیست اسنیک پیت…جکسون بود چی بود اسمش. یا حتی خود د-ا-ف مک کگان بیسیستشون. نمی دونم صداش رو شنیدین یا نه ولی اگه هنوز دهه هشتاد بود و گانزی وجود نداشت د-ا-ف حتما لید وکال یه گروهی رو به عهده داشت!/
آقا از عجایب روزگار که هر وقت ما میایم پست بدیم یه اپدیت جدید برا وردپرس اومده.
این دفعه گفتم اول ب روز کنم بعد ارتقا بلکن فرجی شد.
می دونید که!

Protest Song

April 9th, 2008

روز به روز دلایلم برای نفرت از تکنولوژی بیشتر میشه. یه زمان تنها چیزی که لازم بود بدونم ادرس ایمیل و پسوردی بود که تو یه کافی نت که خودش از مظاهر پیشرفت بدون ترمز مملکت بود خلاصه میشد. ایمیلی که نه ورودی داشت نه خروجی! خب خود کامپیوتر چیزی بود در حد سفر خارج رفتن. اینترنت که اصلا نمی دونستیم وجود داره. الان… حتی یادم نیست تو چندتا وب سایت فرم عضویت پر کردم.
حالم از هر چی فرم ثبت نامه به هم می خوره.
در اینده ی شاید نه چندان دور یه روزی میرسه که فناوری که صبح ارایه شده

 همون شب اش با یه محصول جدید کهنه حساب بشه. هر چقدر برای خرید
الکترونجیات صبر کنی چیزی از دست ندادی
حالم از اون ماس ماسک جدیدی که اومده دستگاهی که من فقط دو ماه

پیش خریدم قدیمی جلوه بده به هم می خوره.
هی پسر. فلان نرم افزار رو داری. با فلان چیز کار کردی؟

 نسخه ی جدیدش رو دانلود کردی؟ نسخه ی جدیدش اومده. نسخه ی جدید.
نمره نرم افزار همینطور بالا میره بدون که تغییر اساسی کرده باشه. فقط برای اینکه

لابد قافله جات نگذازه.
حالم از هر چی نسخه ی جدید و اصلاحات امنیتی به هم می خوره.
بیشتر از همه حالم از سایت و وبلاگ هایی به هم می خوره که

 پست به پست و مطلب به مطلب دستگاهی بررسی میکنن و وب سایت های تخمی تخیلی که سر
هیچ و پوچ به پول رسیدن رو معرفی میکنن.
حالم از هر چی سایت کامیونیتی و دست جمعیه به هم می خوره. از هر چی استارت اپ و وب 2 ه. از هر چی کنسول جدید صد میلیون پیکسلی. از هر چی که گوگل و مایکروسافت و سایت اشتراک گذاریه.
این همه سر و صدا و شلوغ بازی در اوردن برای چیه؟
انقدر اشباع درست کنی که مسائلی به طور عادی باید جنبه سرگرمی داشته باشه حال به هم بزنه.
همین روزاست که کار دست یکی از تی شرت هام بدم. واقعا همین روزاست.

street survivor

March 20th, 2008

دقیقانمی دونم چرا هنوز اینجا سر پاس. مثلا این که تبدل به عادت شده. همونطور که قبل از بیرون رفتن ز خونه گاز رو چک میکنم قبل از تموم شدن مهلت اینجا هم فرت تمدید. دیگه حوصله ی سابق رو ندارم. واقعا وقتی به دو سال پیش خودم تو همیجا فکر کنم تعجبم میگیره. ایا تو همون ادمی. هاه.
من اون ادم دیروز هم نیستم. دوسال پیش؟! دل خوش آنم.
شواهد نشون میده هفت هشت ساعت تا تحویل باقی نمونده بیشتر. همم چند سال پیش بود که تصمیم گرفتیم به جای اون عبارات عربی فارسی رو بگیم تا ملموس تر بشه. امسال اما اصلا عبارت نمیگیم که هر چه بیشتر شاشیده باشیم به این فرخنده ی باستانی.
کلی روز بایست نو بشه تا بلکه چرخ زنگ زده ی مارو بچرخونه.
می دونید. به وبلاگ محدود نمیشه. این چرخ پوسیده وجود من رو گرفته. احساس میکنم عین یه موش زینتی! - دیگه از ازمایشگاهی بودن در اومدیم خیر سرمون - تو یه دایره گیر افتادم. باید بدووم و چرخ رو راش بندازم اما تلاش بیشتر و کمتر گرفتن.
بیشتر دودیدن و کمتر حرکت کردن. بیشتر حرف زدن و کمتر شنیده شدن. مدل جالیبه. اسمش رو چی بذارم.
میشه بهش گفت مدل 144. ساعت دقیقا یه ربع به دوئه.
همه اش به خودم میگم کاش امسال کبیسه بود. کاش یه روز دیگه برای تغییر دادن همه چیز فرصت داشتم.
هاه.
هاه هاه
هاهاهاها

does this looks infected?

November 5th, 2007

Down in dry county
They’re swimming in the sand
Praying for some holy water
To wash these sins from off our hands
In dry county
The promise has run dry
Where nobody cries
And no one’s getting out of here
ALIVE

همین

Dixieboy

September 11th, 2007

Ronnie Van Zant

هر بار که اهنگ sweet home alabama رو می شنوم به خودم میگم هی…تو بچه ی تهرون نیستی تو بچه ی الابامایی. و این حداقل برای من یعنی سقف تاثیرگذاری یک مدیوم. انقدر مجذوبت کنه که از بعضی پایه ها ببری. اما موضوع اینجا تموم نمیشه. بلکه تازه شروعشه. رونالد دقیقا همون چهره ادم ساده و پاکیه که میاد و همون چیزهایی که بقیه از
گفتنش طفره میرن رو میگه. خودشه. با غرور میگه اره مادرم گفتم تو طول زندگیت سعی “ادم ساده ای” باشی. هی من دوست دارم مثل یه “پرنده رها” باشم. هی من اصلا از مظاهر مدرنیت که کم کم داره وارد “جنوب” میشه خوشم نمیاد. من اصلا از ساختمون های بلند و کارخونه ها دود زا خوشم نمیاد. امیدوارم خدا قبل از اینکه روز ویرانی جنوب رو ببینم من رو از دنیا ببره.
و خدا در اقدامی کاملا منتظره به درخواست جواب سر پایین داد و تو بیست و هفت سالگی. در همون سن جادویی برای هنرمندان تو یه سقوط هواپیمایی بردش.
آره بردش و ما باختیم. 

Layne

August 23rd, 2007

Layne

توضیح: وقتی قرار شد از کسانی بگم بیشترین تاثیر رو بر من گذاشتند خب بر اساس یه تقسیم بندی فرضی لیست رو به دو قسمت شناسونده شده ها و شناخت پیدا کرده ها نیم کردم/
بخش اول مخصوص کسانی که به من معرفی شده بودند و بخش بعدی کسانی که با بررسی کارشون بهشون دلبسته شدم. وقتی بخش اول رو می نوشتم برای اینکه پست ها یکنواخت نباشه باقی رو موکول کردم به زمانی نامشخص. الان همون زمان نامشخص فرارسیده. چه عجب!. درسته.

دوران مورد علاقه ی من از موسیقی لین استیلی: 1989 - 2000
گرانج یعنی کلافه بودن از همه چیز. یعنی احساس حقارت و کوچیکی کردن. کنار زدن تمام چیزهایی که مردم دیگه براش سر و دست می شکونن. تو سطل زباله ایستادن و فریااااااد زدن.
همه می تونن فریاد بزنن اما چه کسی می تونه تیر اخر رو بزنه؟
بالاسر حرومزاده وایسه با بی رحمی نگاهش کنه چمشش رو نشونه بره و بنگ. و ذره ای هم احساس گناه و یا اشتباه کرد نداشته باشه؟
زیاد نیستن همچین ادم هایی و نمی تونن زیاد باشن. که البته فوق العاده ست. وقتی دست تو کاری زیاد بشه نتیجه میشه نیروانا.
یادتونه یک بار گفتم با نیروانا حال نمی کنم. خب دلیلش رو نگفتم ولی حالا میگم.
تا آلیس این چینز و ضربه های نهایی لین هست نیروانا هیچ جایی در ادبیات موسیقیایی من نداره. وقتی بحث از موسیقی سنگین میشه خارج ایستادگان میگن این چه نوع موسیقیه. همه اش جیغ. همه اش شلوغی. همه اش فریاد. و نکته درست همینجاست. این فریاد درماندگی مردمان که باعث کشش نفس و ایجاد علاقه میشه. همین جیغ هاست که باعث میشه چشمانت رو برای دقایقی ببندی و هشت مایل به فضا بری. بدون احتیاج به مخدرهای شیمیایی کثافت.
همین مخدرها بودن که به مرور زندگی لین رو از بین بردن. خودش می گفت “اووه! از زمان لذت بردن من از این اشغال خیلی وقته که گذشته. مردم فکر می کنن من مصرف میکنم تا های بشم و لذت ببرم. اما نه. من می کشم چون باید بکشم. “

really?

August 17th, 2007

طوفانی در راه است!!

پا پی:فعلا این نسیم خنک رو داشته باشید. تو این هوا می چسبه.پا پی 2 :خب. به جز پلاگین ها که با وزیدن اولین باد همت عالی راست و ریسش می کنم کار تمومه. چطور شده؟

Virginia Moon

May 2nd, 2007

می دونید موسیقی واقعی از کجا میاد؟
از کنج خونه ها…
http://youtube.com/watch?v=4G0hdZeK7ss ست اپ از این ساده تر سراغ دارید؟
والا ما که از پیانو چیزی بارمون نیست ولی اهنگی که نواخته میشه به نظر ساده میاد.
به کلمات نگاه کنید…
انگار برای چیدن هر خط سالها وقت صرف شده.
تم اهنگ منو یاد یکی از کارهای(که اسم اهنگش یادم نیست) منووار می اندازه
اهنگ تکنیکی نیست. پر زرق و برق نیست. نوازنده و خواننده چیره دستی هم نداره. اما کاری که قرار انجام بده رو به درستی انجام میده. مگه انتظار دیگه ای هم باقی می مونه؟